اجلاس رؤسای آموزش و پرورش کشور در ایستگاه پایانی؛ از خاطره یک معلم تا فردای مدرسه
به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، روز سوم و پایانی اجلاس رؤسای آموزشوپرورش کشور، از همان صبح حالوهوای متفاوتی داشت. اردوگاه شهید باهنر دوباره شلوغ بود؛ سالن پرتر از دو روز قبل، دوربینها بیشتر و خبرنگارها و عکاسها مدام در رفتوآمد بودند.…
به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، روز سوم و پایانی اجلاس رؤسای آموزشوپرورش کشور، از همان صبح حالوهوای متفاوتی داشت. اردوگاه شهید باهنر دوباره شلوغ بود؛ سالن پرتر از دو روز قبل، دوربینها بیشتر و خبرنگارها و عکاسها مدام در رفتوآمد بودند. انگار همه میدانستند امروز آخرین فرصت برای دیدن بعضی از همکاران، گرفتن عکسهای یادگاری و البته ثبت آخرین اتفاقهای اجلاس است.
خود اردوگاه هم در این سه روز بخش مهمی از فضای اجلاس بود. فضای سبز و درختهای قدیمی باهنر، گرمای هوا را کمی قابل تحملتر کرده بود و رفتوآمد مدیران در مسیر و محل برگزاری برنامهها، صحنهای بود که از صبح تا پایان روز بارها تکرار شد.
اما مهمترین اتفاق امروز، حضور محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در جمع مدیران آموزشوپرورش بود.
وقتی معاون اول رئیسجمهور از روز اول مدرسه گفت
سخنان عارف یک بخش متفاوت داشت که بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفت؛ خاطرهای از روزهای مدرسه.
او از روز اولی گفت که قرار بود به مدرسه برود و از ترسی که داشت. میگفت به خانوادهاش گفته بود بلد نیست بخواند و همین موضوع برایش اضطراب ایجاد کرده بود. بعد از معلمش، مرحوم سجادی، یاد کرد؛ معلمی که به گفته خودش توانسته بود این ترس را از بین ببرد.
همین روایت کوتاه، فضای سالن را برای چند دقیقه عوض کرد. مدیرانی که بیشتر روز را درباره برنامه و سیاست و مسائل اجرایی آموزشوپرورش شنیده بودند، حالا پای خاطره یک دانشآموز نشسته بودند؛ خاطرهای که شاید برای خیلی از معلمهای حاضر در سالن آشنا بود.
عارف از چپدست بودنش هم گفت و این که معلمش کمک کرده بود با دست راست بنویسد. با همان لحن صمیمی، درباره این موضوع شوخیهایی هم کرد و گفت حالا با هر دو دست مینویسد. صحبتهایش درباره لهجه و اصالت یزدی هم با استقبال حاضران همراه شد و چند بار فضای رسمی جلسه را به خنده و تشویق کشاند.
شاید جالبترین بخش ماجرا همین بود؛ اینکه یک مقام ارشد دولتی، در کنار صحبتهای مدیریتی، بخشی از حرفهایش را از خاطرات مدرسه شروع کرد. خاطرهای که دوباره نقش معلم را یادآوری میکرد؛ اینکه گاهی یک معلم میتواند ترس یک دانشآموز را از بین ببرد و اعتمادبهنفس او را بسازد.
علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش هم در روز پایانی، بخش قابل توجهی از سخنانش را به جمعبندی مباحث اجلاس و اولویتهای آموزشوپرورش اختصاص داد.
از تقویت هویت ملی و دینی و همکاری بیشتر آموزشوپرورش و حوزه علمیه گفت و در کنار آن، موضوعاتی مثل مستندسازی املاک، توسعه فناوری، عدالت آموزشی، کیفیت آموزش و توانمندسازی معلمان را مورد توجه قرار داد.
بخش دیگری از سخنان وزیر به امتحانات نهایی اختصاص داشت. کاظمی از مدیران و همکارانی که در برگزاری این امتحانات نقش داشتند بهطور ویژه از تلاش استانهای جنوبی در شرایط دشوار برای توزیع بدون وقفه سؤالات قدردانی کرد. و بعد هم سراغ سال آینده رفت و گفت زیرساختهای فناورانه باید تقویت شود تا برگزاری امتحانات با کیفیت بالاتری انجام شود.
صرفهجویی انرژی هم در فهرست موضوعات روز پایانی قرار داشت. نصب پنلهای خورشیدی، اصلاح الگوی مصرف و راهاندازی سامانهای برای پایش مصرف آب و برق مناطق آموزشی، از جمله برنامههایی بود که کاظمی بر پیگیری آنها تأکید کرد.
در بخش دیگری از صحبتهایش، وزیر از تقویت مدارس استعدادهای درخشان و باشگاه دانشپژوهان جوان گفت و در عین حال تأکید کرد که موفقیتهای علمی دانشآموزان باید در کنار نگاه فرهنگی و تربیتی دنبال شود.
موضوع پژوهش هم فراموش نشد. کاظمی افزایش سهم معلمان پژوهنده از ۱۰ درصد به ۳۰ درصد را هدفگذاری کرد و بر نقش پژوهش در آینده نظام تعلیم و تربیت تأکید داشت.
از طرف دیگر، گزینش و حراست نیز در سخنان وزیر جای خود را داشتند. او از هستههای گزینش به عنوان یکی از بخشهای مهم آموزشوپرورش یاد کرد و از مدیران خواست در فرایند جذب نیرو از این بخش حمایت کنند. درباره حراست هم بر رویکرد پیشگیرانه تأکید کرد؛ تا مشکلات و تخلفات قبل از اینکه به بحران تبدیل شوند، شناسایی شوند.
در میان برنامههای سال آینده نیز چند موضوع بیشتر از بقیه به چشم میآمد: تقویت مدیران مدارس، توانمندسازی معلمان ابتدایی در ریاضی و علوم، اجرای الگوی مدرسه تراز، کاهش آسیبهای اجتماعی، توجه به سلامت روان دانشآموزان، تحول برنامه درسی و اجرای نهضت مهارتآموزی با شعار «هر دانشآموز یک مهارت».
یک مهمان از ژاپن
در کنار سخنرانیهای اصلی، امروز ارتباط با یک استاد و پروفسور ایرانی شاغل در دانشگاهی در ژاپن هم برگزار شد. او از تجربههای آموزشی خود گفت و بخشی از تجربههایش در فضای دانشگاهی ژاپن را با حاضران در میان گذاشت.
این بخش از برنامه، فضای متفاوتی نسبت به سخنرانیهای مدیریتی داشت و فرصتی بود تا تجربه آموزشی یک ایرانی خارج از کشور هم در جمع مدیران آموزشوپرورش مطرح شود.
فانی هم در باهنر دیده شد
علیاصغر فانی، وزیر پیشین آموزشوپرورش، هم امروز در اجلاس حضور داشت. حضور چهرههای باسابقه آموزشوپرورش در کنار مدیران فعلی، یکی از اتفاقاتی بود که در حاشیه اجلاس به چشم میآمد.
همزمان با برنامههای اصلی، یک میزگرد حقوقی نیز با حضور معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزشوپرورش و جمعی از مدیران برگزار شد. مسائل حقوقی شاید در ظاهر به اندازه سخنرانیهای اصلی جذاب نباشد، اما برای مدیرانی که در استانها و مناطق با مسائل مختلف اداری و حقوقی روبهرو هستند، از بخشهای کاربردی اجلاس محسوب میشد.
پیام قرائتی و چند دقیقه فضای متفاوت
پیام حجتالاسلام محسن قرائتی هم امروز برای حاضران قرائت شد. در کنار مباحثی که درباره فناوری، عدالت آموزشی، نیروی انسانی و برنامهریزی مطرح میشد، پیام او بار دیگر موضوع تربیت را به مرکز توجه آورد.
کلیپهایی از رهبر انقلاب، از دوران نوجوانی تا سالهای مختلف زندگی و شهادت نیز در برنامه امروز پخش شد. تصاویر برای دقایقی فضای سالن را تحت تأثیر قرار داد و توجه حاضران را به خود جلب کرد.
شلوغی بیشتر از دو روز قبل
اگر بخواهیم از فضای خود اجلاس بگوییم، امروز احتمالاً شلوغترین روز بود و حضور خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران بیشتر به چشم میآمد.
راهروها هم مثل همیشه محل گفتوگو بود. مدیران ، معاونان و کارشناسان در فاصله برنامهها کنار هم میایستادند و درباره مسائل مختلف صحبت میکردند. گاهی یک گفتوگوی کاری چند دقیقهای شکل میگرفت و گاهی هم صرفاً احوالپرسی و خداحافظی.
فضای سه روزه اجلاس باعث شده بود خیلی از ارتباطها از حالت رسمی خارج شود و گفتوگوها راحتتر و صمیمیتر پیش برود.
حاشیهای که شاید بیشتر از همه دیده نشد
بخشی از اتفاقات اجلاس اصلاً روی سن اتفاق نمیافتاد.عوامل اجرایی از صبح درگیر برگزاری برنامهها بودند؛ از هماهنگی سالن و مهمانان گرفته تا پذیرایی، تجهیزات، خبرنگاران و کارهای ریز و درشتی که معمولاً در قاب دوربین دیده نمیشوند.
امروز اما صحنه جالبی چند بار دیده شد؛ برخی معاونان و مدیران به سراغ همین عوامل میرفتند و به آنها خداقوت میگفتند. کسانی که سه روز در پشت صحنه بودند و شاید اسمشان جایی از برنامه خوانده نشد، اما اگر کارشان درست پیش نمیرفت، هیچکدام از برنامههای روی سن هم به این شکل برگزار نمیشد.
شاید این یکی از واقعیترین حاشیههای روز آخر بود؛ چند کلمه ساده برای کسانی که سه روز تمام، کمتر دیده شدند اما بیشتر درگیر بودند.
روز سوم که تمام شد، کمکم حالوهوای خداحافظی در اردوگاه بیشتر شد. بعضیها دنبال عکس یادگاری بودند و بعضیها درباره برنامههای بعدی صحبت میکردند.
حالا اردوگاه دوباره آرامتر میشود. سالنهایی که این سه روز پر از صدا و رفتوآمد بود، کمکم خالی میشوند و دوربینها جمع میشوند.
اما اجلاس از فردا وارد مرحله اصلی خودش میشود؛ همان جایی که مدیران و رؤسای آموزش و پرورش کشور باید بخشی از حرفها و برنامههای این سه روز را به مدرسه برسانند.
شاید برای همین، پایان اجلاس را نباید فقط خداحافظی با یک اردوگاه و چند روز جلسه دانست.
سه روز در باهنر تمام شد؛حالا وقت مدرسه است.
مشاهدهٔ خبر در منبع