بازنشر از منابع رسمیمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌بازمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌باز / حوادث
حوادث

اینجا چشم‌ها نمی‌بینند اما کلاس پر از تصویر است

منبع: خبرگزاری فارس — اجتماعی۲۴ مهر ۱۴۰۵

اینجا چشم‌ها بسیاری از چیزها را نمی‌بینند، اما مدرسه پر از تصویر است؛ تصویرهایی که با لمس حروف بریل، صدای معلم، صدای توپ در سالن ورزش، مدال‌های روی سینه محمدطاها و آرزوهای ساده بچه‌ها ساخته می‌شوند.

صدای سلام بچه‌ها از راهرو می‌آید؛ سلام‌هایی که یکی پس از دیگری روی هم می‌نشینند. بعضی‌ها آرام و محتاط جواب می‌دهند و بعضی دیگر با همان صمیمیتی که انگار سال‌هاست مهمان این مدرسه‌اند، بلندتر سلام می‌کنند. مدرسه نابینایان شهید محبی در تهران برای آن‌ها فقط یک ساختمان آموزشی نیست؛ جایی است که در آن یاد گرفته‌اند جهان را از مسیر دیگری بشناسند؛ با لمس، صدا، حافظه، حرکت و البته تخیل.کمی آن‌طرف‌تر یکی از دانش‌آموزان مشغول کار با دستگاه بریل است. انگشت‌هایش روی سطح برجسته حرکت می‌کند و حروفی را دنبال می‌کند که برای چشم دیده نمی‌شوند اما برای او کاملاً قابل خواندن‌اند. کلاس‌ها در جریان‌اند؛ ابتدایی، متوسطه و کلاس‌های چندپایه. در کلاس ابتدایی, معلمی با چند دانش‌آموز در حال درس کار کردن است. وارد کلاس می‌شوم و صمیمانه مورد استقبال معلم و بچه‌های کلاس قرار می‌گیرم. معلم از خودش و بچه‌ها می‌گوید و آن‌ها هم درباره آرزوهایشان حرف می‌زنند؛ یکی لپ‌تاپ می‌خواهد، دیگری کامپیوتر، یکی می‌گوید دوست دارد معلم شود و دیگری از موسیقی و کارگردانی می‌گوید.مدرسه حدود ۷۶ دانش‌آموز دارد و نزدیک به ۲۰ نفر از آن‌ها در خوابگاه شبانه‌روزی زندگی می‌کنند؛ دانش‌آموزانی که برخی از شهرهای دیگر برای تحصیل به تهران آمده‌اند. مدرسه برای آن‌ها فقط محل درس خواندن نیست؛ بخش بزرگی از زندگی روزمره‌شان همین‌جاست؛ از کلاس و غذا و خوابگاه گرفته تا ورزش، فعالیت‌های فرهنگی و رابطه‌ای که با معلم‌ها و مربیان خود پیدا می‌کنند.

معلمی در کلاس چندپایه نابینایان در یکی از کلاس‌ها، دانش‌آموزان پایه سوم و پنجم کنار هم درس می‌خوانند. خانم علیزاده، معلم دوره ابتدایی مدرسه که هفت سال است در آموزش‌وپرورش فعالیت می‌کند، از روزهای نخست حضورش در مدرسه نابینایان می‌گوید؛ روزهایی که کار با دانش‌آموزان نابینا و کم‌بینا برایش آسان نبود.او پیش از ورود به این مدرسه تجربه کار با کودکان با نیازهای ویژه را داشت، اما فضای مدرسه نابینایان برایش تجربه‌ای تازه بود. خودش می‌گوید در ابتدا حتی نگران بوده که نتواند از عهده کار برآید؛ اما کم‌کم متوجه شده است دانش‌آموزان این مدرسه استعدادها و توانمندی‌های ویژه‌ای دارند و خودش نیز با کمک همین بچه‌ها توانسته با فضای جدید سازگار شود.در کلاس خانم علیزاده، بچه‌ها درباره آینده‌شان حرف می‌زنند. وقتی از آن‌ها می‌پرسیم در آینده چه‌کاره می‌شوند، چند پاسخ تقریباً پشت سر هم می‌آید: «معلم»، «دکتر»، «معلم موسیقی». یکی هم مسیر متفاوتی برای خودش انتخاب کرده و می‌گوید می‌خواهد استریمر شود و در زمینه ویدئو و فیلم فعالیت کند.آرزوهایشان شبیه آرزوهای بسیاری از هم‌سن‌وسال‌هایشان است؛ لپ‌تاپ، کامپیوتر، شغل، استقلال و آینده‌ای که بتوانند خودشان برایش تصمیم بگیرند.معلمی که عربی درس می‌دهد و از تغییر سرفصل‌ها می‌گویددر کلاس‌های متوسطه، سعید فراهانی، معلم مدرسه، یکی از کسانی است که سال‌هاست با دانش‌آموزان این مدرسه کار می‌کند. فراهانی ۱۱ سال سابقه فعالیت در آموزش‌وپرورش دارد و از طریق آزمون استخدامی وارد آموزش‌وپرورش شده است. او پیش از آن نیز در مدارس غیردولتی تدریس کرده و در دانشگاه آزاد واحد شهر قدس نیز تدریس دارد.

تخصص او عربی است، اما وقتی از نیازهای دانش‌آموزان نابینا صحبت می‌کند، نگاهش فقط به درس خودش محدود نمی‌شود.فراهانی معتقد است بخشی از سرفصل‌های آموزشی مدارس عادی برای دانش‌آموز نابینا کاربرد مشابهی ندارد. به عنوان نمونه، از درس‌هایی مانند آمادگی دفاعی و هنر نام می‌برد و می‌گوید باید آموزش‌هایی متناسب با نیازهای واقعی این دانش‌آموزان نیز جدی گرفته شود؛ مهارت‌هایی مانند تحرک و جهت‌یابی، مهارت‌های زندگی و رفت‌وآمد مستقل، گلبال، شطرنج و دیگر مهارت‌های کاربردی.به گفته او، دانش‌آموز نابینا باید بتواند مسیرش را پیدا کند، از خودش دفاع کند و برای زندگی روزمره آماده باشد؛ بنابراین بخشی از محتوای آموزشی نیز باید متناسب با همین نیازها بازطراحی شود.فراهانی در کنار محتوای درسی، بر ابزارهای آموزشی نیز تأکید دارد. او از نیاز به ابزارهای مدرن‌تر مانند برجسته‌نگار و تجهیزات آموزشی جدید برای دانش‌آموزان نابینا می‌گوید تا آن‌ها بیش از این به ابزارهای قدیمی وابسته نباشند و بتوانند از فناوری برای یادگیری استفاده کنند.۴۱ سال معلمی در مدرسه‌ای که شاگردانش فراموش نمی‌شونددر میان معلمان مدرسه، علی اسدی روایت دیگری دارد؛ روایتی که بیش از چهار دهه از آن گذشته است.اسدی ۴۱ سال است. مدیر مجتمع نابینایان شهید محبی است. نزدیک به ۲۰ سال در مدرسه دانش‌آموزان دارای معلولیت ذهنی کار کرده، چهار سال در مدرسه دانش‌آموزان دارای معلولیت جسمی‌حرکتی بوده و سال‌های اخیر را در مدرسه نابینایان گذرانده است. او می‌توانست از سال‌ها قبل بازنشسته شود، اما همچنان در مدرسه مانده است.

برای اسدی، دانش‌آموزان فقط نام‌هایی در فهرست مدرسه نیستند. هنوز هم اگر یکی از شاگردان قدیمی‌اش را در خیابان ببیند، راهش را کج می‌کند تا سلام کند و چند کلمه‌ای با او حرف بزند. حالا بعد از ۴۱ سال، هنوز وقتی از بعضی از دانش‌آموزانش حرف می‌زند، صدایش تغییر می‌کند.مدرسه‌ای که قهرمان هم دارددر میان دانش‌آموزان مدرسه، بعضی‌ها علاوه بر درس، مسیر حرفه‌ای خود را در ورزش و هنر دنبال کرده‌اند.محمدطاها باقری یکی از آنهاست؛ دانش‌آموزی که در کنار تحصیل، سال‌هاست شنا می‌کند و بیش از ۵۰ مقام کشوری در کارنامه خود دارد. او عضو تیم ملی بوده و در مسابقات آسیایی نیز مدال گرفته است؛ شش مدال آسیایی که شامل یک طلا، سه نقره و دو برنز است.وقتی از او می‌پرسیم چطور هم درس می‌خواند، هم تمرین می‌کند و هم در مسابقات شرکت می‌کند، پاسخ ساده‌ای دارد: تلاش بیشتر.او حتی تابستان‌ها و در زمان‌های آزاد اردو نیز درس می‌خواند تا ورزش و تحصیل برایش مانعی برای یکدیگر نباشند.پشت این موفقیت اما خانواده‌ای ایستاده است. مادرش از سال‌هایی می‌گوید که برای درمان به پزشکان مختلف مراجعه می‌کردند؛ زمانی که محمدطاها هنوز مقدار محدودی بینایی داشت اما بعدها همان میزان را نیز از دست داد.او در پنج‌سالگی به مدرسه شهید محبی آمد و آموزش را آغاز کرد. بعد از پایه چهارم ابتدایی نیز شنا را شروع کرد. ابتدا استعدادیابی شد، به تیم تهران راه پیدا کرد و بعد عضو تیم ملی شد.مادرش می‌گوید مسیر رفت‌وآمد و هزینه‌های ورزش همچنان برای خانواده آسان نیست؛ به‌خصوص وقتی پای تجهیزات و سفرهای ورزشی به میان می‌آید. با این حال، آنچه بیشتر از هزینه‌ها ذهن خانواده را درگیر کرده، آینده محمدطاهاست.

دغدغه او فقط مدال بعدی نیست؛ این است که بعد از مدرسه چه شغلی خواهد داشت.«می‌خواهم معلم شوم»این جمله را چند دانش‌آموز تقریباً با فاصله کوتاهی تکرار می‌کنند. برای آن‌ها آینده هنوز دور به نظر می‌رسد، اما وقتی از شغل آینده حرف می‌زنند، انتخاب‌هایشان جدی است. یکی معلم شدن را دوست دارد، دیگری پزشکی را، یکی موسیقی را و دیگری کار در حوزه فیلم و ویدئو را.محمدطاها هم می‌گوید قصد دارد در آینده رشته علوم انسانی را انتخاب کند و معلم شود.اما در کنار این آرزوها، یک خواسته مشترک هم شنیده می‌شود: استقلال. یکی از دانش‌آموزان می‌گوید مسئولان آموزش‌وپرورش باید بیشتر از بچه‌ها حمایت کنند. وقتی از او می‌پرسیم این حمایت یعنی چه، به موضوعی اشاره می‌کند که شاید برای بسیاری از دانش‌آموزان ساده باشد اما برای یک دانش‌آموز نابینا همچنان یک مانع جدی است: کتاب درسی.او از مناسب‌سازی کتاب‌ها می‌گوید و مشخصاً به ریاضی اشاره می‌کند؛ جایی که شکل‌ها و مباحث هندسه برای دانش‌آموز نابینا به اندازه متن قابل دسترس نیست.این موضوع فقط یک مشکل فنی در چاپ کتاب نیست؛ وقتی بخش تصویری یک کتاب برای دانش‌آموز قابل استفاده نباشد، بخشی از محتوای آموزشی عملاً از دسترس او خارج می‌شود.

کتابی که باید دیده نشود تا خوانده شوددر مدرسه شهید محبی، کتاب برای بعضی دانش‌آموزان شکل دیگری دارد. متن باید به بریل تبدیل شود، تصویر باید قابل لمس یا به شیوه‌ای دیگر قابل درک شود و ابزار آموزشی باید با نیاز دانش‌آموز هماهنگ باشد.سعید فراهانی نیز از همین زاویه بر مناسب‌سازی محتوای آموزشی تأکید می‌کند و می‌گوید دانش‌آموز نابینا در برخی مباحث، به‌خصوص قسمت‌هایی که متکی به تصویر و شکل هستند، با دشواری بیشتری مواجه می‌شود.او معتقد است ابزارهای آموزشی نیز باید به‌روز شوند؛ ابزارهایی مانند برجسته‌نگار و دستگاه‌های نوین آموزشی که بتوانند دانش‌آموز را به فناوری نزدیک‌تر کنند.قرار نیست همه دانش‌آموزان حتماً لپ‌تاپ شخصی داشته باشند، اما دسترسی به ابزارهای تخصصی آموزش نابینایان می‌تواند بخشی از وابستگی آن‌ها به شیوه‌های قدیمی آموزش را کاهش دهد.در این مدرسه البته آموزش فقط پشت میز و با کتاب اتفاق نمی‌افتد. سالن ورزشی، چمن مصنوعی، سالن سرپوشیده و آمفی‌تئاتر بخشی از فضای مدرسه را تشکیل می‌دهند. دانش‌آموزان در فعالیت‌های فرهنگی و هنری هم حضور دارند و در مسابقات مختلف رتبه‌هایی به دست آورده‌اند. مدرسه‌ای که ۲۰ دانش‌آموزش در خوابگاه زندگی می‌کنندحدود ۲۰ دانش‌آموز مدرسه در خوابگاه زندگی می‌کنند. آن‌ها از شهرها و استان‌های دیگر آمده‌اند و زندگی‌شان در مدرسه فقط به ساعت کلاس محدود نمی‌شود.در چنین مدرسه‌ای رابطه دانش‌آموز و معلم شکل متفاوتی پیدا می‌کند. معلم فقط کسی نیست که چند ساعت در روز درس می‌دهد؛ بخشی از زندگی روزمره دانش‌آموز را می‌بیند، از وضعیت تحصیلی او خبر دارد، در فعالیت‌هایش همراهی‌اش می‌کند و گاهی شاهد مسیری است که کودک از سال‌های ابتدایی تا نوجوانی طی می‌کند.

علی اسدی که سال‌ها در مدارس مختلف آموزش‌وپرورش استثنایی کار کرده، از همین پیوند می‌گوید؛ از دانش‌آموزانی که گاهی مدرسه برایشان به اندازه خانه آشنا می‌شود و معلم و مربی بخشی از دنیای روزمره آن‌ها هستند.وقتی تعداد دانش‌آموزان کمتر می‌شودبا وجود این فضای زنده، مدرسه شهید محبی مانند بسیاری از مدارس آموزش‌وپرورش استثنایی با مسئله دیگری هم روبه‌روست: کاهش تعداد دانش‌آموزان.سال گذشته ۲۳ دانش‌آموز فارغ‌التحصیل شدند، اما ورودی امسال حدود پنج تا شش دانش‌آموز بوده است. گسترش مدارس پذیرا و تمایل برخی خانواده‌ها به تحصیل فرزندشان در شهر محل زندگی خود، از جمله عواملی است که در کاهش ورودی مدارس شبانه‌روزی نقش دارد.در عین حال، سیاست آموزش‌وپرورش استثنایی حرکت به سمت مدارس پذیرا و حضور بیشتر دانش‌آموزان با نیازهای ویژه در مدارس عادی است؛ دانش‌آموزانی که در مدارس عادی تحصیل می‌کنند اما از حمایت معلم رابط و خدمات تخصصی برخوردار می‌شوند.تهران و نزدیک به ۵ هزار دانش‌آموز با نیازهای ویژهعبدالرضا دژن رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در گفت‌وگو با خبرنگار آموزش‌وپرورش خبرگزاری فارس می‌گوید: در ۱۹ منطقه تهران ۵۰ مدرسه آموزش‌وپرورش استثنایی فعالیت دارند و تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نام‌شده در مدارس استثنایی تا این مقطع به حدود ۴۹۰۰ نفر رسیده است؛ آماری که با ادامه سنجش و ثبت‌نام‌ها ممکن است افزایش پیدا کند.به گفته او، مراکز جامع سنجش، توانبخشی و مداخله بهنگام نیز در تهران فعالیت دارند و علاوه بر سنجش دانش‌آموزان برای ورود به مدرسه، خدمات مربوط به اختلالات یادگیری و برخی ارزیابی‌های آموزشی را ارائه می‌کنند.

او همچنین بر توسعه مدارس پذیرا تأکید دارد تا دانش‌آموزان با نیازهای ویژه بتوانند در کنار سایر دانش‌آموزان تحصیل کنند و معلمان مدارس عادی نیز برای آموزش آن‌ها توانمند شوند.از کلاس درس تا بازار کاراما شاید مهم‌ترین سؤال بچه‌ها، بعد از مدرسه باشد. دانش‌آموزانی که امروز از معلم شدن، ورزش حرفه‌ای، موسیقی یا کار با رایانه حرف می‌زنند، چند سال دیگر باید وارد دانشگاه و بعد بازار کار شوند.به همین دلیل، موضوع مهارت‌آموزی در مدرسه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. آموزش‌وپرورش استثنایی شهر تهران از افزایش رشته‌های مهارت‌آموزی برای دانش‌آموزان با نیازهای ویژه خبر می‌دهد؛ از موسیقی برای دانش‌آموزان نابینا گرفته تا رشته‌های فنی، خدماتی و اداری.رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران برای توسعه این مهارت‌ها، تفاهم‌نامه‌هایی با سازمان فنی‌وحرفه‌ای و سازمان بهزیستی دنبال شده و حتی همکاری با دانشگاه جامع علمی‌کاربردی نیز مورد توجه قرار گرفته است.اما مهارت‌آموزی به تنهایی کافی نیست. اگر قرار باشد دانش‌آموز پس از فارغ‌التحصیلی مستقل شود، مهارت باید به فرصت واقعی اشتغال تبدیل شود؛ جایی که حمایت‌های اقتصادی، تسهیلات و ایجاد کارگاه‌های کوچک یا تعاونی‌ها می‌تواند نقش داشته باشد.برای خانواده محمدطاها، این موضوع یک بحث نظری نیست. مادرش می‌گوید پسرش با وجود موفقیت‌های ورزشی و تحصیلی، از همین حالا درباره شغل آینده‌اش سؤال می‌کند.او می‌خواهد بداند بعد از مدرسه چه کاری می‌تواند انجام دهد که هم درآمد داشته باشد و هم با شرایطش سازگار باشد.

مدرسه‌ای که بچه‌ها در آن فقط درس نمی‌خواننداینجا چشم‌ها بسیاری از چیزها را نمی‌بینند، اما مدرسه پر از تصویر است؛ تصویرهایی که با لمس حروف بریل، صدای معلم، صدای توپ در سالن ورزش، مدال‌های روی سینه محمدطاها و آرزوهای ساده بچه‌ها ساخته می‌شوند.در این مدرسه، مسئله فقط این نیست که دانش‌آموز نابینا چگونه درس بخواند. سؤال بزرگ‌تر این است که چطور بتواند بعد از مدرسه، زندگی‌ای مستقل برای خودش بسازد و شاید پاسخ، از همین کلاس‌ها شروع شود؛ از کتابی که باید مناسب‌سازی شود، معلمی که باید آموزش تخصصی ببیند، فناوری‌ای که باید در دسترس باشد و مهارتی که باید روزی راه خود را از کلاس درس به زندگی واقعی باز کند.

این خبر از خبرگزاری فارس — اجتماعی بازنشر شده و متن کامل آن در منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ خبر در منبع