دموکراسی نابهنگام
دموکراسی واقعی یعنی رأی مردم به حکمرانی بهتر، نه رأی مردم به بلاتکلیفی. اگر قرار است انتخابات شوراها در آبان برگزار شود، باید از هماکنون برای فردای آن برنامه داشت. انتخابات یک روز است؛ اما اداره شهر، ۳۶۵ روز سال ادامه دارد.
یادداشت مهمان- محمد رضا اسدی فر پژوهشگر حوزه شوراها و مدیریت شهری؛ گاهی یک تصمیم از نظر ماهیت درست است، اما از نظر زمانبندی میتواند محل سؤال باشد. انتخابات، بدون تردید، یکی از مهمترین مظاهر مردمسالاری است؛ اما آیا هر انتخاباتی را میتوان در هر زمانی و بدون توجه به شرایط پیرامونی برگزار کرد؟ اینجاست که مفهوم «دموکراسی نابهنگام» مطرح میشود.دموکراسی زمانی میتواند به حکمرانی بهتر منجر شود که با ثبات، استمرار خدمت و امکان تصمیمگیری مؤثر همراه باشد. حالا به تقویم مدیریت شهری نگاه کنیم. امروز بسیاری از شوراها درگیر بررسی متمم بودجه ۱۴۰۵ هستند. همزمان، شهرداریها باید برای تدوین بودجه سال ۱۴۰۶ آماده شوند. بودجهای که باید در ماههای پایانی سال وارد فرآیند تصویب شورا شود و در نهایت برای طی مراحل قانونی به فرمانداری ارسال شود. حالا در همین نقطه، انتخابات شوراها برگزار میشود و ترکیب تصمیمگیرندگان تغییر میکند. یعنی درست در زمانی که شهر باید درباره سال آینده خود تصمیم بگیرد، بخشی از مدیران و تصمیمگیران اصلی شهر تغییر میکنند. این یک سؤال ساده اما بسیار جدی ایجاد میکند: بودجه ۱۴۰۶ را چه کسی مینویسد؟ چه کسی درباره آن تصمیم میگیرد و چه کسی مسئول پیامدهای آن خواهد بود؟ اگر شورای فعلی بودجه را تصویب کند، شورای جدید ممکن است با برنامهای مواجه شود که در تدوین آن نقش چندانی نداشته است.
اگر تصویب بودجه به شورای جدید واگذار شود، اعضایی که تازه وارد شورا شدهاند، باید در مدت کوتاهی با انبوهی از اطلاعات مالی، پروژهای و حقوقی شهر آشنا شوند و سپس درباره میلیاردها تومان منابع عمومی تصمیم بگیرند. هر دو حالت، بدون طراحی یک سازوکار انتقال، میتواند پرهزینه باشد. اما ماجرا به بودجه ختم نمیشود. شورای جدید در بسیاری از شهرها باید شهردار نیز انتخاب کند. یعنی در فاصله کوتاهی، شورا باید هم خودش را سازمان دهد، هم کمیسیونهای تخصصی را شکل دهد، هم درباره بودجه تصمیم بگیرد و هم وارد فرآیند انتخاب شهردار شود. در کلانشهرها، انتخاب شهردار موضوعی نیست که بتوان آن را با یک تصمیم عجولانه حل کرد. شناخت گزینهها، بررسی برنامهها، ارزیابی توان مدیریتی، بررسی سوابق، رسیدن به اجماع و طی مراحل قانونی، زمان میخواهد. اما شهر زمان ندارد. اتوبوس منتظر انتخاب شهردار نمیماند. پروژه عمرانی منتظر تشکیل کمیسیون نمیماند. پسماند منتظر رأیگیری نمیماند. و مردم هم نمیتوانند زندگی خود را تا پایان یک دوره انتقال مدیریتی متوقف کنند. این همان نقطهای است که باید درباره مفهوم «منافع ملی» دوباره فکر کرد. منافع ملی فقط مسائل بزرگ سیاست خارجی و امنیت ملی نیست. وقتی میلیونها شهروند هر روز به خدمات شهرداری وابستهاند، استمرار مدیریت شهری نیز بخشی از منافع ملی است. در شرایط جنگی و فشارهای اقتصادی، جامعه بیش از همیشه به این نیاز دارد که زندگی روزمرهاش تا حد امکان عادی بماند.
اگر دشمن میخواهد مردم را خسته کند، پاسخ ما باید ایجاد ثبات، خدمت و امید باشد. نباید اجازه داد اختلافات مدیریتی، رقابتهای سیاسی و جابهجاییهای شتابزده، همان چیزی را تضعیف کند که در شرایط سخت باید حفظ شود: اعتماد مردم به کارآمدی نظام حکمرانی. پس مسئله این نیست که انتخابات خوب است یا بد.مسئله این است که: آیا این انتخابات در این زمان، با این تقویم بودجهای و با این وضعیت مدیریت شهری، به تقویت حکمرانی کمک میکند یا خود به یک مسئله جدید برای حکمرانی تبدیل میشود؟ اگر پاسخ، برگزاری انتخابات است، باید یک سؤال دیگر را نیز جدی گرفت: برنامه دولت و وزارت کشور برای دوره انتقال مدیریت شهری چیست؟ چه تدبیری برای بودجه ۱۴۰۶ اندیشیده شده است؟ چه کسی تضمین میکند انتخاب شهرداران، خدمات شهری را متوقف نکند؟ چه کسی از پروژههای نیمهتمام و تعهدات مالی شهرها در این دوره انتقال صیانت میکند؟ و چه کسی پاسخگوی هزینههای احتمالی این جابهجایی خواهد بود؟ دموکراسی نباید فقط به لحظه انداختن رأی در صندوق خلاصه شود. دموکراسی واقعی یعنی رأی مردم به حکمرانی بهتر، نه رأی مردم به بلاتکلیفی. اگر قرار است انتخابات شوراها در آبان برگزار شود، باید از هماکنون برای فردای آن برنامه داشت. انتخابات یک روز است؛ اما اداره شهر، ۳۶۵ روز سال ادامه دارد. این تفاوت را نباید فراموش کرد. در نهایت، شاید مهمترین سؤال این روزها همین باشد: آیا میتوان انتخاباتی برگزار کرد که هم حق مردم برای انتخاب را تضمین کند و هم اجازه ندهد خدمات شهریِ نیمهجان، در پیچ تغییر شوراها و انتخاب شهردار، به کما برود؟
مشاهدهٔ خبر در منبع