بازنشر از منابع رسمیمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌بازمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌باز / آموزش و کنکور
آموزش و کنکور

روایت آموزگار پیربکرانی که در روزهای بیماری آتنا، کلاس را به خانه برد

منبع: وزارت آموزش و پرورش۱۰ آبان ۱۴۰۵

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، آتنا، دانش‌آموز دبستان عسگریه پیربکران، هفتم بهمن‌ماه تحت عمل جراحی بینی قرار گرفت. آموزگارش، زهرا حدادی، پیشنهاد کرد در روزهایی که او امکان حضور در مدرسه را ندارد، پس از پایان کلاس‌ها به خانه‌اش برود و درس‌ها را با او کار کند.

حدادی درباره آن روزها اظهار داشت: «خانواده نگران درس‌های آتنا بودند، اما برای من اول سلامتی‌اش اهمیت داشت. از طرفی نمی‌خواستم در این مدت احساس کند از مدرسه و معلمش دور افتاده است. با مادرش صحبت کردم و گفتم اگر موافق باشند، بعد از مدرسه به خانه‌شان می‌روم.»

خانواده از این پیشنهاد استقبال کردند. با هماهنگی مادر، ساعت ۱۵ زمان دیدار معلم و دانش‌آموز شد. حدادی صبح‌ها در مدرسه تدریس می‌کرد و پس از پایان کار، با خودروی شخصی به منزل آتنا می‌رفت. درس‌ها را با توجه به حال او پیش می‌بردند و بخش زیادی از زمانشان به مرور و تمرین می‌گذشت.

اما پیش از بازکردن کتاب و شروع تمرین، نوبت احوال‌پرسی بود. آتنا دوران نقاهت را می‌گذراند و معلم تلاش می‌کرد این دیدارها برایش خسته‌کننده و رسمی نباشد. کمی صحبت می‌کردند و بعد سراغ درس می‌رفتند؛ با این امید که کودک در کنار ادامه یادگیری، حال بهتری هم پیدا کند.

این آموزگار افزود: «گاهی بعد از مدرسه خسته بودم، ولی وقتی می‌رسیدم و می‌دیدم آتنا از دیدنم خوشحال شده و منتظر است با هم درس بخوانیم، خستگی‌ام یادم می‌رفت. می‌خواستم انگیزه‌اش حفظ شود. وقتی کودک آرام باشد و حالش خوب باشد، درس را هم بهتر یاد می‌گیرد.»

نگرانی برای سلامتی آتنا در تمام این مدت همراه معلم بود؛ به‌ویژه اینکه او پیش‌تر هم جراحی بینی را تجربه کرده بود. حدادی از این نگرانی به‌عنوان سخت‌ترین بخش ماجرا یاد می‌کند و از خوشحالی آتنا هنگام دیدار، به‌عنوان شیرین‌ترین لحظه آن روزها.

در مدرسه هم همکاران و مدیر از اینکه آموزش آتنا ادامه پیدا کرده بود، خوشحال بودند. بچه‌های کلاس وقتی از دیدارهای معلم باخبر شدند، حال دوستشان را می‌پرسیدند. برای حدادی، این توجه بچه‌ها به یکدیگر نیز بخشی از معنای همین همراهی بود.

وی تصریح کرد: «خودم این کار را ایثار نمی‌دانم. شاید رفتن به خانه دانش‌آموز بعد از ساعت مدرسه جزو وظایف اداری ما نباشد، اما احساس کردم باید این کار را انجام بدهم. دنبال تشویق‌شدن هم نبودم؛ مسئله من خود آتنا بود. معلم با بچه‌هایی سروکار دارد که احساس دارند، نگران می‌شوند و گاهی روزهای سختی را می‌گذرانند.»

حدادی معتقد است آنچه از این تجربه می‌توان آموخت، توجه به دانش‌آموز و مسئولیت‌پذیری در برابر اوست. این توجه، بسته به شرایط، شکل‌های مختلفی پیدا می‌کند؛ گاهی حضور در کنار کودک و گاهی یک تماس و پرسیدن حالش. او در عین حال بر اولویت سلامتی دانش‌آموز و هماهنگی با خانواده تأکید دارد.

این معلم ادامه داد: «نباید بگذاریم بچه‌ای که مدتی به مدرسه نمی‌آید، احساس کند فراموش شده است. گاهی یک احوال‌پرسی یا چند دقیقه وقت‌گذاشتن، سال‌ها در ذهنش می‌ماند. بچه‌های دیگر هم وقتی این توجه را می‌بینند، یاد می‌گیرند با دوستانشان مهربان باشند و در روزهای سخت کنارشان بمانند.»

آتنا پس از بهبودی به کلاس برگشت؛ بازگشتی که به گفته حدادی، با اعتمادبه‌نفس همراه بود و برای او از هر تشویقی خوشایندتر شد. حالا آرزوی معلم برای شاگردش، در کنار سلامتی و موفقیت، این است که اگر روزی کسی به کمک نیاز داشت، آتنا هم دست او را بگیرد.

وی خاطرنشان کرد: «فکر می‌کردم دارم کمک می‌کنم آتنا از درس عقب نماند، اما بعد فهمیدم شاید برای او مهم‌تر این بوده که بداند معلمش هنوز به یادش است. بعضی از مهم‌ترین درس‌های معلمی در کتاب‌ها نوشته نشده‌اند. اگر آتنا روزی به یاد این روزها به کسی کمک کند، برای من خیلی باارزش است.»

این خبر از وزارت آموزش و پرورش بازنشر شده و متن کامل آن در منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ خبر در منبع