روایت سفر وزیر آموزش و پرورش به لامرد؛ از بغض سالن شهید نعیمی تا امید مدرسهای تازه
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش،علیرضا کاظمی؛ وزیر آموزش و پرورش صبح امروز با هدف شرکت در یادواره شهدای دانشآموز و معلم حمله آمریکایی ـ صهیونیستی به سالن ورزشی شهید نعیمی ، دیدار و گفتوگو با خانواده شهدا و جانبازان این حادثه، بررسی وضعیت آموزشی و پرورشی شهرستان و افتتاح یک پروژه آموزشی، به شهرستان لامرد سفر کرد.
در ادامه، روایت این سفر آمده است:
سهشنبه، ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵
ساعت دیواری فرودگاه مهرآباد، ۴:۵۳ بامداد را نشان میدهد. رفتوآمد مسافران، صدای اعلام پروازها و راهنماییهای بلندگوی سالن، از آغاز روزی پرتردد در مسیرهای هوایی کشور خبر میدهد.
امروز مقصد، لامرد است؛ شهرستانی در جنوب استان فارس که قرار است وزیر آموزش و پرورش به آن سفر کند؛ سفری با چند مقصد و البته یک موضوع محوری: دانشآموزان و معلمان.
شرکت در یادواره شهدای دانشآموز و معلم حمله آمریکایی ـ صهیونیستی در جنگ رمضان، دیدار و گفتوگو با خانواده شهدا و جانبازان این حادثه، بررسی وضعیت آموزشی و پرورشی شهرستان و افتتاح پروژه ای آموزشی، برنامههای این سفر را شکل دادهاند.
صدای بلندگوی فرودگاه، مسافران پرواز لامرد را فرا میخواند. صف مقابل کانتر خروجی شکل میگیرد و کمکم همهچیز برای پرواز آماده میشود.
همراه با حمایت میرزاده، معاون حقوقی و امور مجلس، علی رمضانی، مشاور وزیر و حمیدرضا خانمحمدی، رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، سوار اتوبوس فرودگاهی میشویم؛ مسیری کوتاه که به گفتوگویی درباره مسائل آموزش و پرورش و راههای ارتقای نظام تعلیم و تربیت میگذرد.
میرزاده، با توجه به شرایط امروز کشور، کتابی را برای مطالعه پیشنهاد میکند و بخشهایی از آن را توضیح میدهد. در ذهنم یادداشتش میکنم؛ امیدوارم به زودی فرصتی برای تهیه و خواندنش پیدا کنم.
یک ساعت و چهل دقیقه گفتوگو
شاید برای بسیاری از مسافران، یک ساعت و چهل دقیقه پرواز فرصتی برای استراحت باشد، اما برای گروه همراه وزیر، این زمان بیشتر به گفتوگو و تبادل نظر میگذرد.
با نگاهی به کریدور هواپیما، میتوان این گعدههای کوچک و موضوعمحور را دید؛ گفتوگوهایی درباره مدرسه، دانشآموز، معلم و آنچه میتوان برای بهتر شدن نظام تعلیم و تربیت انجام داد.
ساعت ۷:۵۰ صبح است.
صدای مهماندار و اعلام دستورالعملهای ایمنی، خبر از نزدیک شدن به مقصد میدهد. هواپیما دقایقی بعد در فرودگاه لامرد به زمین مینشیند.
با خروج از هواپیما، جمع استقبالکنندگان کمکم شکل کاملتری پیدا میکند؛ استاندار، مدیرکل آموزش و پرورش استان و جمعی از مسئولان استانی و فرهنگیان برای استقبال از وزیر آمدهاند.
اما در میان همه قابهای فرودگاه، یک تصویر بیش از همه در ذهن میماند؛ دانشآموز دختر لامردی که متن خیرمقدم را میخواند. لهجه شیرین و صدای محکم وی، وقتی از حمله به سالن ورزشی، شهادت و جانبازی دوستان و همکلاسیهایش میگوید، حال و هوای استقبال را تغییر میدهد.
جایی که شادی دانشآموزان، به سکوت تبدیل شد
نخستین مقصد وزیر آموزش و پرورش، سالن ورزشی شهید نعیمی لامرد است؛ همان جایی که در جریان جنگ رمضان، هدف حمله موشکی آمریکایی ـ صهیونیستی قرار گرفت.
قدم گذاشتن در این سالن، آسان نیست.
چند ماه پیش، همین زمین شاهد هیاهوی ورزش و شادی دانشآموزان بود؛ اما حالا، زمین آسیبدیده و شیشههای شکسته پنجرهها، روایت دیگری دارند.
قدم زدن در میان بقایای سالن، آدم را به فکر فرو میبرد؛ به فکر کودکانی که برای ورزش آمده بودند و دیگر به خانه بازنگشتند.
نهم اسفندماه ۱۴۰۴، شماری از دانشآموزان دختر لامردی در حال تمرین والیبال و گروهی از دانشآموزان پسر مشغول بازی فوتبال در سالن ورزشی شهید نعیمی بودند که هدف حمله موشکی قرار گرفتند.
در این حمله، چهار دانشآموز، سیده هلما احمدیزاده، الهام زائری، ایلیا خاتمی و عبدالمصور رحمانی و یک معلم ورزش به نام محمود نجفی به شهادت رسیدند و شماری از دانشآموزان نیز مجروح شدند.
اینجا، جای خالی آنها بیش از هر جای دیگری احساس میشود.
به راستی این سرزمین، چه بسیار اشکهای نهان و بغضهای فروخورده در خود دارد…
در جریان بازدید وزیر، محمد جعفری، معاون تربیت بدنی و سلامت نیز سالن را با نگاهی تخصصی بررسی میکند. از نوع نگاه و دقت او میتوان فهمید که فقط به گذشته این سالن نگاه نمیکند؛ ذهنش درگیر آینده است و اینکه چگونه میتوان دوباره فضایی امن و مناسب برای ورزش دانشآموزان و فرهنگیان این شهرستان فراهم کرد.
مدرسهای که با نام یک شهید جان گرفت
مسیر بعدی، ما را به آموزشگاه شهید علی اجرایی میرساند؛ جایی که حالوهوایش با مقصد قبلی تفاوتی چشمگیر دارد.
اینجا زندگی جریان دارد؛ صدای دانشآموزان، حضور دختران و شور و نشاط مدرسه، رنگ و نور دیگری به فضا بخشیده است.
با حضور خانواده شهید، مدرسه افتتاح میشود و وزیر آموزش و پرورش از
بخشهای مختلف آن بازدید میکند.
مدیر مدرسه دقایقی با وزیر گفتوگو میکند و در پایان، درخواست سفر زیارتی مشهد مقدس برای همکاران مدرسه را مطرح میکند؛ درخواستی که با استقبال وزیر همراه میشود و این سفر به همکاران مدرسه شهید اجرایی هدیه میشود.
شادی حمیدرضا خانمحمدی در آیین افتتاح مدارسِ طرح نهضت توسعه عدالت در فضاهای آموزشی، بهوضوح قابل مشاهده است؛ گویی باافتتاح هر مدرسه، بخشی از بار مسئولیتی که برای فراهم کردن بستر مناسب آموزش بر دوش اوست، سبکتر میشود.
وزیر آموزش و پرورش نیز از خانواده شهید علی اجرایی تجلیل میکند و یاد و خاطره این شهید را گرامی میدارد.
اما عقربههای ساعت بیوقفه حرکت میکنند و فرصت چندانی برای توقف نیست. برنامه بعدی در انتظار است؛ یادواره شهدای لامرد.
سفر، فقط برنامه رسمی نیست
در حاشیه این سفر، حمایت میرزاده همراه با نماینده مردم شهرستانهای لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی، بخشی از مسائل آموزشی و پرورشی شهرستان را بررسی میکند.
در سوی دیگر، فرهنگیان و مردم، درخواستها و نامههای خود را به ابویسانی، مشاور وزیر، میسپارند؛ برخی شماره تلفن او را میگیرند و برخی درباره مسیر پیگیری درخواستهایشان سؤال میکنند.
بخش مهمی از هماهنگیها و نظارت بر اجرای دقیق برنامهها بر عهده بحریزاده، مشاور وزیر و مدیرکل دفتر وزارتی است. علی رمضانی، مشاور وزیر نیز در گفتوگو با معلمان و دانشآموزان، پای صحبتها و درخواستهای آنان مینشیند.
شاید همین گفتوگوهای کوتاه و گاه خارج از قاب برنامههای رسمی باشد که معنای سفر استانی را کامل میکند.
«زنگ فردا» برای شهدای لامرد
سالن اجتماعات شهرستان لامرد با پرچم ایران و تصاویر شهدا آراسته شده است.
مراسم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز میشود و طبق برنامه، مدیرکل آموزش و پرورش استان، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و استاندار فارس سخنرانی میکنند.
یکی از بخشهای تأثیرگذار مراسم، اجرای سمفونی «زنگ فردا» به یاد دانشآموزان و فرهنگیان شهید لامرد است؛ روایتی هنری از کودکانی که روزی در همین شهر، پشت نیمکتهای مدرسه مینشستند و حالا نامشان بر دیوار خاطره یک شهر مانده است.
وزیر آموزش و پرورش در این آیین، با اشاره به شهادت چهار دانشآموز و یک معلم در حادثه لامرد، این جنایت را سندی از مظلومیت و حقانیت مردم ایران دانست و بر ضرورت روایت صحیح این حادثه و استفاده از ظرفیتهای آموزشی، فرهنگی، هنری و رسانهای برای انتقال آن به نسل آینده تأکید کرد.
پایانبخش مراسم، تجلیل وزیر از خانوادههای شهداست؛ لحظهای که رسمی بودن برنامه کنار میرود و گفتوگویی صمیمی شکل میگیرد. وزیر کنار خانوادهها میایستد، با آنان صحبت میکند و پای حرفهایشان مینشیند و به فرزند شهید هدیه تولد میدهد.
قابهایی ساده، اما ماندگار.
پایان سفر، آغاز روایت
سفر به پایان خود نزدیک میشود.
وزیر آموزش و پرورش و همراهان، راهی تهران و ساختمان شهید رجایی میشوند؛ اما لامرد با همه آنچه در چند ساعت دیده شد، در ذهن همراهان این سفر باقی میماند.
از سالن شهید نعیمی و جای خالی دانشآموزان و معلم شهیدش، تا مدرسهای تازهساخت که با نام یک شهید دوباره پر از صدای دانشآموزان شده است؛ از بغض خانوادههای شهدا تا امید کودکانی که فردای این سرزمین را خواهند ساخت.
سفر تمام شد؛
اما برای لامرد، روایت همچنان ادامه دارد.
چرا که بعضی سفرها با بازگشت هواپیما به پایان نمیرسند؛سفر تمام میشود، اما «مسئولیت روایت» تازه آغاز شده است.
مشاهدهٔ خبر در منبع