شکار خسرو پرویز در قاب طلایی
نگاره شکار خسروپرویز در سبک تبریز دوم را سوار بر شبدیز و در میان آهو، ببر، سیمرغ و همراهانش به تصویر کشیده است. گروه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ یک شکارگاه کوهستانی، اسبی که با شتاب پیش میرود، شاهی که کمان را کشیده و آهویی که در آخرین لحظههای گریز است.…
نگاره شکار خسروپرویز در سبک تبریز دوم را سوار بر شبدیز و در میان آهو، ببر، سیمرغ و همراهانش به تصویر کشیده است.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ یک شکارگاه کوهستانی، اسبی که با شتاب پیش میرود، شاهی که کمان را کشیده و آهویی که در آخرین لحظههای گریز است. در نگاه نخست شاید تنها با صحنهای از یک شکار روبهرو باشیم اما این تصویر در واقع روایت پیوند تاریخ ایران با ادبیات و هنر نگارگری است. «تکنگاره صحنه شکار خسرو پرویز در شکارگاه» یکی از آثار موزه ملی ایران است که در سبک تبریز دوم و در دوره فرهنگی صفوی خلق شده و تصویری از شکوه پادشاهی را در کنار ظرافتهای طبیعتپردازی و کتابآرایی ایرانی به نمایش میگذارد.این اثر که در سده دهم هجری قمری خلق شده، ۴۹.۲ سانتیمتر ارتفاع و ۳۵.۵ سانتیمتر عرض دارد و با شماره ۴۵۰۷ در موزه ملی ایران نگهداری میشود. موضوع نگاره مجلسی از کتاب «پنج گنج» نظامی گنجوی است و صحنه شکار خسرو پرویز شاه ساسانی را در میان کوه و دشت روایت میکند.در مرکز این روایت تصویری، خسرو پرویز قرار گرفته است. شاه سوار بر اسب ابلق خود یعنی شبدیز است و با پوششی شاهانه بر مرکب میتازد. شمشیر زرین بر کمر دارد و تیردان او از تیرهای لاجوردی پر شده است. برگستوان زربفت اسب نیز بر جلوه سلطنتی صحنه افزوده است.خسرو در این تصویر تنها یک شکارچی نیست. نحوه قرار گرفتن او در ترکیببندی، پوشش فاخر و تسلطش بر اسب از همان ابتدا جایگاه اجتماعی او را برای بیننده مشخص میکند. هنرمند با بزرگتر و برجستهتر نشان دادن شخصیت شاه، او را از دیگر عناصر صحنه متمایز کرده است تا چشم بیننده پیش از هر چیز به قهرمان اصلی روایت برسد.
صحنه شکار نیز در لحظهای پرتحرک متوقف شده است. خسرو که لحظاتی پیش بز کوهی را شکار کرده، اکنون درگیر دو آهوست. تیر از کمان رها شده و یکی از آهوها زیر ضربه شکار شاه قرار گرفته است. حیوانات دیگر در اطراف شاه پراکندهاند و با هراس در فضای شکارگاه میگریزند.اما داستان این نگاره تنها به شاه و شکار او محدود نمیشود. در میانه تصویر ببری به آهویی حمله کرده است. این حضور همزمان شکارچیان و حیوانات درنده و گریزان، فضای نگاره را از یک صحنه ساده شکار فراتر میبرد و طبیعت را به عرصهای زنده و پرتحرک تبدیل میکند.کوه و دامنه آن با گل و بوته و درختانی با رنگهای قرمز و طلایی پوشیده شده است. درختان، صخرهها و پوشش گیاهی با دقت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند تا در میان حرکت فراوان حیوانات و سواران، نوعی تعادل بصری ایجاد شود. رنگها نیز تنها برای بازنمایی طبیعت به کار نرفتهاند بلکه به فضای نگاره حالتی آرمانی و غیرواقعی دادهاند.در بخش بالایی کوه، ملازمان و همراهان خسروپرویز دیده میشوند. یکی از مشخصترین چهرهها مردی با لباس نارنجی است که کلاه قزلباش بر سر دارد و سوار بر اسب سفید شده است. پرنده شکاری نیز روی دست او نشسته و چهره آرام او در تضاد با هیجان صحنه شکار قرار گرفته است.دو سوار دیگر نیز در تصویر دیده میشوند که آنها هم لباسهای فاخر و کلاه قزلباش بر سر دارند. یکی در جلو و دیگری در پشت قرار گرفته و هر دو در حال حرکت به سمت دامنه کوه هستند. حضور این افراد علاوه بر تکمیل روایت شکار، نشانهای از فضای درباری و تشریفاتی نگاره است.
یکی از ویژگیهای قابل توجه اثر، آسمان طلایی آن است. هنرمند به جای بازنمایی طبیعی آسمان، سطحی طلایی ایجاد کرده که فضای تصویر را از یک منظره واقعی فاصله میدهد. ابرهای چینی نیز با رنگهای سفید، قرمز، آبی و خاکستری در این پهنه قرار گرفتهاند. این شیوه تصویرپردازی از ارتباط نگارگری ایرانی با سنتهای هنری شرق آسیا حکایت دارد.در میان ابرها پرندگان و سیمرغ در حال پرواز هستند. حضور سیمرغ در کنار عناصر طبیعی و اسطورهای، فضای نگاره را به جهانی آرمانی نزدیک میکند. این ترکیب باعث شده شکارگاه خسرو پرویز نه صرفاً یک مکان طبیعی بلکه صحنهای باشکوه و خیالپردازانه باشد.متن نیز بخش جداییناپذیر این تصویر است. سه بیت شعر در بالا و پایین نگاره با مرکب مشکی و خط نستعلیق نوشته شده است. اشعار از «پنج گنج» نظامی گنجوی انتخاب شدهاند و به این ترتیب تصویر و شعر در کنار یکدیگر روایت را کامل میکنند.در متن نگاره آمده است:«درآمد خسرو خوبان چو پرویزسواره بر سیه خنگی چو شبدیزچو ابروی خودش برکف کمانیشکار نرگس مستش جهانیکشیده شیر مردان در کمان تیرچو یوز افتاده در دنبال نخجیر»این ابیات تنها توضیحی برای تصویر نیستند بلکه بخشی از ساختار هنری اثر به شمار میروند. نگارگر روایت ادبی نظامی را به زبان تصویر تبدیل کرده و در مقابل شاعر نیز با واژهها حرکت، شکوه و مهارت خسرو را توصیف کرده است.
یک کارشناس هنرهای سنتی و نگارگری درباره چنین آثاری معتقد است که اهمیت آنها تنها در موضوع تاریخی یا زیبایی بصری خلاصه نمیشود.وی میگوید که انگارههای ایرانی معمولاً مجموعهای از روایت ادبی، نشانههای سیاسی، عناصر اسطورهای و مهارتهای تصویری را همزمان در خود جای میدهند. در این اثر نیز خسروپرویز به عنوان یک پادشاه تاریخی با نشانههایی از فرهنگ و فضای دوره صفوی بازنمایی شده است. استفاده از کلاه قزلباش برای همراهان خسرو یکی از نشانههایی است که نشان میدهد نگارگر گذشته ساسانی را از دریچه فرهنگ زمانه خود تصویر کرده است.به گفته این کارشناس، همین ترکیب تاریخی است که اثر را از یک تصویر صرفاً روایی جدا میکند. خسروپرویز متعلق به ایران باستان است اما پوشش برخی شخصیتها و شیوه اجرای اثر متعلق به جهان صفوی است. در نتیجه بیننده همزمان با دو دوره تاریخی روبهرو میشود و گذشته در زبان بصری دوره صفوی دوباره روایت میشود.این اثر با شماره ۴۵۰۷ در موزه ملی ایران نگهداری میشود و نمونهای از سنت نگارگری ایرانی است که در آن یک صفحه کوچک میتواند روایتی گسترده از شکوه پادشاهی، ادبیات فارسی و تخیل هنرمند را در خود جای دهد. شکار خسرو پرویز در این قاب طلایی، بیش از چهار قرن پس از خلق خود همچنان روایتی زنده از پیوند شعر و تصویر در هنر ایرانی است.
مشاهدهٔ خبر در منبع