فرصت ساختن آیندهای بهتر برای دانشآموزان / از طلوع امید تا پایان یک روز پرکار
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، علیرضا کاظمی؛ وزیر آموزش و پرورش روز سه شنبه ۲۸ مهرماه با هدف بررسی مسائل آموزشی و پرورشی و افتتاح و بهره برداری از چند پروژه آموزشی و ورزشی به استان همدان سفر کرد.
در ادامه روایت این سفر آمده است :
ساعت سه بامداد روز سهشنبه، ۲۸مهرماه ، سفر استانی به همدان آغاز شد. نخستین برنامه ساعت ۷:۳۰ صبح پیشبینی شده بود و برای رسیدن بهموقع، حرکت در دل تاریکی شب اجتنابناپذیر بود.
پیش از حرکت، نگاهی دوباره به جدول زمانبندی برنامهها انداختم. مثل سفرهای پیشین، برنامهای فشرده پیش رو داشتیم؛ روزی پر از افتتاح، بهرهبرداری و آغاز عملیات اجرایی پروژههایی که هرکدام قرار بود بخشی از نیازهای آموزشی، فرهنگی و ورزشی استان را پاسخ دهند. تنها چیزی که در میان این حجم از برنامهها، خستگی را به حاشیه میراند، امید به نتیجهبخش بودن این تلاشها و برداشتن گامی رو به جلو برای آموزشوپرورش استان بود.
کمکم سیاهی شب جای خود را به روشنایی سپیدهدم داد. آسمان با آمیزهای از رنگهای سرخ و آبی، نوید آغاز روزی تازه را میداد؛ روزی که قرار بود با افتتاح چندین پروژه آموزشی و تربیتی و دیدار با دانشآموزان و فرهنگیان سپری شود.
سوز سرمای هوا، نزدیک شدن به همدان را یادآوری میکرد. در امتداد مسیر، هرچه پیشتر میرفتیم، نشانههای شهر تاریخی همدان آشکارتر میشد؛ شهری با پیشینهای دیرینه که این بار، مقصد سفر برای پیگیری بخشی از مسائل و نیازهای آموزشوپرورش آن بود.
با ورود به استان، مراسم استقبال از علیرضا کاظمی، وزیر آموزشوپرورش، با حضور مسئولان استانی برگزار شد. گروه سفر این بار با حضور حمایت میرزاده، اسماعیل بحریزاده، حمیدرضا خانمحمدی، علی رمضانی و حجتالله ابویسانی، برنامههای خود را آغاز کرد.
نخستین مقصد، طبق روال همیشگی سفرهای استانی، محل ادای احترام به مقام شامخ شهدا بود؛ این بار در برابر مزار یک شهید گمنام.
درنگی کوتاه در برابر مزار شهیدی که نامش برای ما ناشناخته بود، اما راهش برای همیشه در حافظه این سرزمین باقی مانده است. با خودم فکر کردم چه کسی جز همین شهدا میتوانست از سیمهای خاردار دشمن عبور کند و در سیمهای خاردار وجدان خود گرفتار نشود؟
این نخستین ایستگاه سفر بود؛ یادآوری اینکه هر قدم برای ساختن آینده، بر شانههای کسانی استوار است که برای حفظ این سرزمین از جان خود گذشتند.
آغاز روز با نشاط دانشآموزی
هفته تربیتبدنی بود و چه آغازی بهتر از افتتاح یک فضای ورزشی برای دانشآموزان؟
به سمت پیست دوومیدانی ورزشگاه شهدای الوند همدان حرکت کردیم؛ مجموعهای که با اعتباری بالغ بر ۱۹ میلیارد تومان احداث شده بود و پس از چهار دهه انتظار، به بهرهبرداری میرسید. این پروژه با هدف توسعه زیرساختهای ورزش دانشآموزی و فراهمکردن زمینه شناسایی و پرورش استعدادهای دوومیدانی استان اجرا شده بود.
حضور دانشآموزان ورزشکار در کنار مربیانشان، به مراسم حالوهوایی متفاوت بخشیده بود. جنبوجوش بچهها، همراهی مربیان و شور حاکم بر فضا، بیش از هر سخنرانی دیگری اهمیت چنین پروژههایی را نشان میداد.
هرجا معلمی در حال یاددادن و دانشآموزی در مسیر یادگیری است، زندگی جریان دارد؛ اما وقتی این جریان با تحرک، نشاط و فرصت تجربهکردن همراه میشود، مدرسه میتواند به محیطی زندهتر و اثرگذارتر تبدیل شود.
یکی از اتفاقات امیدوارکننده در آموزشوپرورش دولت چهاردهم، توجه به سیاستگذاری در حوزه تربیتبدنی و سلامت دانشآموزان و ارتقای فضاهای ورزشی است. در سفرهای استانی، وقتی این سیاستها در قالب پروژههایی ملموس به بهرهبرداری میرسند، میتوان نتیجه برنامهریزی را در فضایی دید که قرار است میزبان شور و استعداد دانشآموزان باشد.
اما برنامههای روز تازه آغاز شده بود و مقصد بعدی، شهرستان اسدآباد بود.
در پیچوخم جاده، به امید یک گام رو به جلو
مسیر همدان تا اسدآباد، با گردنهها و پیچوخمهای پیدرپی همراه بود. در میان جادهای که از دل ارتفاعات میگذشت، ذهن ما بیش از هر چیز درگیر برنامههایی بود که در پیش داشتیم؛ برنامههایی که امیدوار بودیم حاصلشان، حتی اگر تنها یک گام باشد، آموزشوپرورش استان را به جلو ببرد.
به اسدآباد که رسیدیم، مراسم افتتاح کانون فرهنگیتربیتی شهید قاسم سلیمانی در انتظارمان بود؛ پروژهای که از زمان کلنگزنی در سال ۱۳۸۱، سالها در انتظار بهرهبرداری مانده بود و سرانجام با اعتباری بالغ بر ۸۰ میلیارد تومان، با حضور وزیر آموزشوپرورش افتتاح شد.
این مجموعه با هدف توسعه فعالیتهای فرهنگی، هنری و تربیتی و فراهمکردن فضایی مناسب برای رشد و شکوفایی استعدادهای دانشآموزان احداث شده بود؛ فضایی که قرار بود فراتر از کلاس درس، فرصت تجربه، خلاقیت و پرورش تواناییهای فردی و اجتماعی را برای دانشآموزان فراهم کند.
در بدو ورود وزیر، دانشآموزان مدرسه مرحومه بانو رضایی اسدآباد با شور و اشتیاق، سرود «پرچم» را اجرا کردند. پرچمهای رنگارنگی که در دست بچهها به اهتزاز درآمده بود، زیبایی و تأثیر این اجرا را دوچندان میکرد.
کاظمی خطاب به دانشآموزان، دو عامل مهم موفقیت را یادآور شد: تلاش و استعداد، و ایمان به خدا.
وی تأکید کرد که استعداد بهتنهایی کافی نیست و موفقیت زمانی حاصل میشود که تلاش و کوشش نیز با برنامهریزی همراه باشد.
در حال گذر از محوطه کانون، رمضانی با وجود تجاربی که در حوزه فرهنگی آموزش و پرورش دارد،از بی نظیر بودن این کانون و ظرفیتهایی که دارد، سخن گفت. حقیقتا این کانون ظرفیت فرهنگی و پرورشی بسیار خوبی برای دانش آموزان اسدآباد خواهد بود.
پس از افتتاح، وزیر از بخشهای مختلف مجموعه بازدید کرد. در طول بازدید، معلمان حاضر فرصت را غنیمت میشمردند تا دغدغههای آموزشی و تربیتی خود را مطرح کنند. برخی نیز نامهها و درخواستهایشان را به اعضای گروه سفر تحویل میدادند.
کمی آنسوتر، در میان رفتوآمد جمعیت، حمایت میرزاده را دیدم که با صبر و حوصله به درخواستهای افراد گوش میداد، نامهها را تحویل میگرفت و برای پیگیری مطالبات، از آنان توضیح بیشتری میخواست. در چنین سفرهایی، در کنار افتتاح پروژهها، همین فرصتهای کوتاه برای شنیدن حرف مردم و فرهنگیان نیز اهمیت دارد؛ چراکه گاهی پشت یک نامه، مسئلهای وجود دارد که مدتهاست در انتظار پاسخ مانده است.
در این مراسم، استاندار همدان بهطور ویژه از تلاشهای خانمحمدی قدردانی کرد و با اشاره به پیگیریهای وی در حوزه مدرسهسازی و تأمین تجهیزات و امکانات مدارس، از حضور مستمر و شبانهروزی وی برای حل مسائل آموزشوپرورش سخن گفت.
کاظمی نیز در سالن اجتماعات این مجموعه، بر اهمیت دانشآموزان بهعنوان بزرگترین سرمایه تمامنشدنی کشور تأکید کرد؛ سرمایهای که آینده ایران به کیفیت تربیت، آموزش و فرصتهایی وابسته است که امروز در اختیارش قرار میگیرد.
در همین فاصله، بحریزاده، رمضانی و ابویسانی را در سالن ندیدم. پس از مراسم، سراغشان را گرفتم. گفته شد که در گوشهای دیگر با تعدادی از مردم و والدین مشغول گفتوگو هستند و به درخواستها و پرسشهای آنان پاسخ میدهند.
برنامهها منتظر کسی نمیماندند. باید دوباره راه میافتادیم.
در ادامه برنامههای ورزشی سفر، استخر دانشآموزی شهید رنجبرزاده شهرستان اسدآباد نیز پس از ۱۶ سال از آغاز عملیات اجرایی، با اعتباری بالغ بر ۷۲ میلیارد تومان به بهرهبرداری رسید.
شانزده سال انتظار برای تکمیل یک مجموعه ورزشی، عدد کوچکی نیست. پشت این عدد، سالهایی از انتظار برای فراهمشدن فضایی استاندارد جهت فعالیتهای آبی دانشآموزان قرار داشت. اکنون این مجموعه میتوانست بخشی از نیازهای ورزشی دانشآموزان شهرستان را پاسخ دهد و دسترسی آنان را به امکانات مناسبتر فراهم کند.
مدرسهای تازه، امیدی تازه
مقصد بعدی، آیین افتتاح مدرسه ۱۲ کلاسه شهرک سیداحمد خمینی بود؛ مدرسهای که عملیات اجرایی آن از سال ۱۳۹۶ آغاز شده و با اعتباری بالغ بر ۶۰ میلیارد تومان، سرانجام به بهرهبرداری رسیده بود.
چهرههای شاد دانشآموزان و معلمان، در میان رفتوآمدها و سخنرانیها، یکی از دلنشینترین تصاویر آن روز بود. مدرسه جدید برای ما یک پروژه دیگر در فهرست برنامهها بود، اما برای دانشآموزانی که قرار بود در آن درس بخوانند، معنایی فراتر داشت: فضایی تازه برای یادگیری، تجربه و ساختن آینده.
شاید همین تفاوت در نگاه، راز تحمل خستگی سفرهای فشرده باشد. آنچه برای گروه سفر چند دقیقه بازدید و ثبت یک افتتاح است، میتواند برای یک دانشآموز، سالها تجربه و خاطره بسازد.
پس از افتتاح، نوبت به آغاز عملیات اجرایی احداث مدرسه متوسطه اول در همین شهرک رسید؛ طرحی که با هدف توسعه فضاهای آموزشی استاندارد، پاسخگویی به نیازهای تحصیلی دانشآموزان و تحقق اهداف سند تحول بنیادین آموزشوپرورش اجرا میشد.
هنوز برنامههای اسدآباد به پایان نرسیده بود. در ادامه، عملیات اجرایی نمازخانه مدرسه معلم نیز با حضور وزیر آموزشوپرورش و جمعی از مسئولان کشوری، استانی و شهرستانی آغاز شد. این طرح در چارچوب نهضت احداث و تجهیز نمازخانههای مدارس استان و با مشارکت خیرین دنبال میشد؛ اقدامی برای توسعه فضاهای معنوی و تقویت زیرساختهای تربیتی مدارس.
خورشید به میانه آسمان رسیده بود. ظهر نزدیک میشد و صدای اذان، زمان نماز را یادآوری میکرد. روزی که از تاریکی سحر آغاز شده بود، حالا به نیمه رسیده بود، اما برنامههای ما همچنان ادامه داشت.
از نماز جماعت تا سفره دانشآموزی
پس از مجموعه برنامههای اسدآباد، راهی مدرسه خیرساز حضرت آمنه سلاماللهعلیها در همدان شدیم؛ جایی که قرار بود نماز جماعت و صرف ناهار در کنار دانشآموزان و معلمان برگزار شود.
در سفرهای استانی، حضور در مدرسه و همنشینی با دانشآموزان، فرصتی برای فاصلهگرفتن از فضای رسمی جلسات و شنیدن بیواسطهتر حرفهای آنان است. این بار هم دانشآموزان در بدو ورود وزیر، با پرچمهای ایران و اجرای سرود، شور و علاقه خود به میهن را به نمایش گذاشتند.
کاظمی با معلمان و دانشآموزان گفتوگو کرد و بار دیگر از تلاش، اراده و ایمان بهعنوان عوامل مؤثر در دستیابی به موفقیت سخن گفت.
سپس نماز جماعت اقامه شد و وزیر آموزشوپرورش به همراه حاجیبابایی ، نایبرئیس مجلس شورای اسلامی و جمعی از مسئولان، برای صرف ناهار در کنار دانشآموزان و معلمان به سالن غذاخوری رفتند.
در میان برنامههای پیاپی و حرکتهای شتابزده از یک مقصد به مقصد دیگر، این همنشینی، تصویر متفاوتی از سفر ارائه میکرد؛ مسئولانی که برای ساعتی در کنار دانشآموزان مینشینند، با آنان غذا میخورند و فرصت گفتوگو پیدا میکنند.
دانشگاه فرهنگیان؛ گفتوگو درباره آینده معلمی
مقصد بعدی، دانشگاه فرهنگیان همدان بود؛ جایی که ساختمان آموزشی جدید آن با زیربنای ۲ هزار و ۳۸۰ مترمربع، شامل ۱۲ کلاس درس و ۱۳ اتاق اداری، افتتاح و به بهرهبرداری رسید.
توسعه فضای آموزشی دانشگاه، ظرفیت تازهای برای آموزش و تربیت دانشجومعلمان فراهم میکرد؛ دانشجویانی که قرار است در سالهای آینده، مسئولیت آموزش و پرورش نسل بعدی را بر عهده بگیرند.
اما در حاشیه این افتتاح، موضوع دیگری نیز توجهها را به خود جلب میکرد: مطالبات دانشجومعلمان درباره آینده حرفهایشان.
تعدادی از دانشجومعلمان با وزیر به گفتوگو پرداختند و یکی از آنان به نمایندگی از جمع، متن مطالباتشان را قرائت کرد. بازنگری در حقوق معلمان، تدوین برنامهای مشخص برای این بازنگری و تقویت جایگاه حرفهای معلم، از محورهای مطرحشده در این گفتوگو بود.
پس از آن، دانشجومعلمان در حیاط دانشگاه، قدمزنان در کنار کاظمی به بیان مسائل و دغدغههای خود ادامه دادند و وزیر نیز به پرسشهای آنان پاسخ میداد.
دانشجومعلمان امروز، معلمان فردای این سرزمیناند. شنیدن صدای آنان، بخشی از توجه به آینده آموزشوپرورش است.
آخرین ایستگاه؛ نگاهی به فردای آموزشوپرورش همدان
روز به پایان نزدیک میشد و آخرین برنامه سفر در پیش بود: شورای آموزشوپرورش استان و آغاز عملیات اجرایی مجموعه مدارس کوی پرواز همدان.
این طرح با هدف توسعه فضاهای آموزشی و تأمین ظرفیت موردنیاز برای تحصیل دانشآموزان منطقه اجرا میشد؛ گامی دیگر در مسیر پاسخگویی به نیازهای آموزشی و گسترش زیرساختهای تحصیل.
با این برنامه، روزی که از ساعت سه بامداد آغاز شده بود، به پایان خود نزدیک شد؛ روزی سرشار از حرکت، دیدار، گفتوگو، افتتاح و آغاز پروژههایی که هرکدام بخشی از نیازهای آموزشوپرورش استان را هدف گرفته بودند.
در راه بازگشت؛ آنچه از سفر با ما ماند
سفر استانی همدان با مجموعهای از دستاوردها در حوزه توسعه فضاهای آموزشی و ورزشی، تقویت زیرساختهای فرهنگی و تربیتی و توجه به کیفیت آموزشوپرورش به پایان رسید.
در راه بازگشت، اعضای گروه سفر به برنامهها و اقداماتی فکر میکردند که در طول روز پشت سر گذاشته بودیم؛ به لبخند دانشآموزانی که مدرسهای تازه را تحویل گرفته بودند، به شور بچههایی که با پرچم ایران سرود خواندند، به نشاط دانشآموزان ورزشکار در پیست دوومیدانی، به سالها انتظار برای تکمیل پروژههایی که سرانجام به بهرهبرداری رسیدند، به خیرین مدرسهساز و به دانشجومعلمانی که درباره آینده حرفهای خود حرف میزدند.
در طول روز، بارها از یک مراسم به مراسم دیگر رفته بودیم؛ از استقبالی رسمی به مزار یک شهید گمنام، از پیست ورزشی به کانون فرهنگیتربیتی، از مدرسهای تازهتأسیس به استخر دانشآموزی و از دانشگاه فرهنگیان به پروژهای جدید در انتظار ساخت.
اما آنچه این ایستگاههای پراکنده را به هم پیوند میداد، یک موضوع مشترک بود: فرصت ساختن آیندهای بهتر برای دانشآموزان.
در هر افتتاح، پرسشی فراتر از پایان عملیات ساختمانی وجود دارد: این فضا تا چه اندازه به یادگیری بهتر، رشد استعدادها و تربیت نسلی توانمندتر کمک خواهد کرد؟ هر پروژه، زمانی به معنای واقعی موفق است که از مرحله افتتاح عبور کند و در زندگی روزمره دانشآموزان اثر بگذارد.
شاید حاصل یک سفر استانی را نتوان تنها با تعداد پروژههای افتتاحشده، اعتبار هزینهشده یا تعداد جلسات برگزارشده سنجید. بخشی از نتیجه، در امکاناتی است که امروز در اختیار مدارس قرار میگیرد؛ بخشی دیگر، در مطالباتی است که شنیده میشود و پیگیریهایی که باید پس از سفر ادامه پیدا کند.
و بخشی از آن، در همان لبخندهایی نهفته است که در طول روز دیدیم؛ لبخند دانشآموزی که در مدرسه جدیدش قدم میزند، شوق کودکی که پرچم کشورش را در دست گرفته و امید دانشجومعلمی که برای آینده حرفهای خود پرسش دارد.
همدان را در حالی ترک میکردیم که خستگی یک روز طولانی با ما بود؛ اما در کنار آن، تصاویر و صداهایی نیز در ذهنمان باقی مانده بود. شاید مهمترین دستاورد چنین سفرهایی، همین یادآوری باشد که پشت هر عدد و هر پروژه، انسانهایی ایستادهاند؛ دانشآموزانی که آینده را میسازند، معلمانی که این مسیر را هموار میکنند و خانوادههایی که به مدرسه، بهعنوان دریچهای برای رشد فرزندانشان امید بستهاند.
سفر به پایان رسیده بود، اما کار آموزشوپرورش به پایان نمیرسد. فردای این سفر، همان روزی است که کلاسها دوباره تشکیل میشوند، معلمان به تدریس ادامه میدهند و دانشآموزان، با همه امیدها و آرزوهایشان، قدم دیگری به سوی آینده برمیدارند.
و شاید معنای واقعی این سفر، نه در پایان برنامهها، بلکه در ادامه همین مسیر باشد؛ مسیری که مقصد نهایی آن، ساختن فرصتهای بهتر برای یادگیری، رشد و زندگی نسل آینده ایران است.
مشاهدهٔ خبر در منبع