قهرمانی به رنگ ایران
برای فهمیدن حال بعضی از آدمها، کافی است، چند ثانیه در میدان، همان لحظه پایان مسابقه، آنها را از دور نگاه کنیم. به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری صدا و سیما، زمانی که پرچم بالا میرود، انگار همه سختیهایی که برای کسب نشان پشت سرگذاشتند، فراموش میشود.
برای فهمیدن حال بعضی از آدمها، کافی است، چند ثانیه در میدان، همان لحظه پایان مسابقه، آنها را از دور نگاه کنیم.
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری صدا و سیما، زمانی که پرچم بالا میرود، انگار همه سختیهایی که برای کسب نشان پشت سرگذاشتند، فراموش میشود.
بازیهای آسیایی ناگویا برای ما قابهایی از همدلی، غرور و غیرت ساخت؛ از ورزشکاران باغیرت تا قهرمانانی که مردم همیشه در یادشان است.
پشت همه این قابهای زیبا و تاثیرگذار، یک تیم و یک ملت ایستادند، چون مدال یک قهرمان، شادی خیلی هاست.
قصه بعضی نشانها، فقط روی سکوی مسابقه نوشته نشده است، کشتیگیر، وزنه بردار، دونده، تکواندوکار و قایقران، هر کدام یک مسیر دارند، اما روی سکو، یک اسم مشترک و همه به نام ایران تلاش میکنند.
مثل علیرضا عبدولی، یونس امامی و امیرعلی آذرپیرا که قهرمانان جهان و المپیک را شکست دادند و یا محمدرضا طیبی که زیر باران ناگویا، وزنه را بیش از ۲۰ متر پرتاب کرد، تا هم رکوردشکنی کرده و هم طلای بازیها را به نام خود ثبت کند، یا فاطمه مجلل، ساغر مرادی، زهرا زارعی که تاریخ ساز شدند، دخترانی که در شرایط سخت تمرین کردند و شاید پیش از این خیلیها نام این قهرمانان را قبل از بازیها نمیدانستند، اما وقتی سرود ایران پخش میشود، داستان دیگر فرق دارد، همان چند دقیقه دیگر «من» وجود ندارد و همه چیز به «ما» خلاصه میشود.
شاید معنای واقعی قهرمانی همین باشد، اینکه وقتی پرچم بالا میرود، فقط خودت خوشحال نیستی، یک ایران، با تو سرش را بالا میگیرد؛ و کودکانی که پروازشان ناتمام ماند، اما از میناب تا ناگویا، این پرچم ایران بود که بالا رفت، سرود خوانده شد و قهرمانهای ایران، یکی یکی روی سکو رفتند، چون این قصه فرشتگان میناب بود، قصه کاروان ورزش ایران در ناگویا.
مشاهدهٔ خبر در منبع