مادر دو شهید میناب: صدای مظلومیت بچههای ما را به گوش جهان برسانید
مادر شهیدان احمدزاده گفت: من نماینده همه مادران میناب هستم و از شما میخواهم صدای مظلومیت بچههای ما را به گوش جهان برسانید و نگذارید این مظلومیت خاموش شود.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ مادر دو تن از شهدای میناب در همایش بینالمللی اکوساید با اشاره به جانباختن فرزندانش در حمله به مدرسه گفت: فرزندان ما نه نظامی بودند و نه به میدان جنگ رفته بودند، بلکه فقط برای درس خواندن به مدرسه رفته بودند.وی با بیان اینکه صبح شنبه ۹ اسفند برای خانوادهاش مانند روزهای دیگر آغاز شده بود، اظهار کرد: بچهها با قد و قامت رعنا به مدرسه رفتند، اما بعد از هفت ماه هنوز چشمانتظارم که امین و مهدی از در وارد شوند. هنوز نتوانستهام باور کنم که فرزندانم دیگر نیستند. من صبح شنبه ۹ اسفند فرزندانم را به مدرسه فرستادم، اما از یکی از آنها فقط یک دست برگشت.وی با اشاره به تأثیر صدای جنگندهها و پهپادها بر وضعیت روحی خود افزود: این روزها هر بار صدای جنگنده یا پهپاد را میشنوم، بدنم سست میشود و به این فکر میکنم که بچههای ما چه کشیدند.این مادر داغدار با بیان اینکه فرزندان میناب کودکانی عادی نبودند، توضیح داد: آنها قهرمان اسکیت، ورزشکار و حافظ قرآن بودند و برای ورود به مدارس تیزهوشان تلاش میکردند. یکی از فرزندانم آرزو داشت امسال کلاس هفتم را در مدرسه تیزهوشان بخواند و مدام میگفت که باید به مدرسه شاهد برود. آنها امید من و آینده من بودند، اما دشمن امید و آینده ما را نابود کرد.
وی با اشاره به شهادت فرزند ششونیمسالهاش گفت: مگر حق یک کودک ششونیمساله موشک و آوار است؟ او را با کیف، کفش و لباس مدرسه فرستادم، اما بعد از سه روز فقط یک مچ دست از او پیدا کردم.
وی با اشاره به تجربه خود از شنیدن اخبار کشتار کودکان فلسطینی گفت: ما شنیده بودیم که غزه را میزنند و کودکان فلسطینی را قتلعام میکنند، اما تا زمانی که چنین اتفاقی را از نزدیک ندیده بودم، نمیتوانستم آن را باور کنم. آنچه رخ داد، فاجعهای بزرگ و جنایتی دردناک بود.این مادر داغدار در پایان با درخواست از حاضران برای رساندن صدای خانوادههای شهدای میناب به گوش جهانیان گفت: من نماینده همه مادران میناب هستم و از شما میخواهم صدای مظلومیت بچههای ما را به گوش جهان برسانید و نگذارید این مظلومیت خاموش شود. ما هر جا و پشت هر دوربینی صحبت میکنیم، صدایمان به کسی نمیرسد. من یک مادرم و شاید اکنون ایستادهام و حرف میزنم، اما به خدا شکستهام. زندگی ما دیگر مثل قبل نیست و من دیگر زندگی نمیخواهم.
مشاهدهٔ خبر در منبع