شنبه ۲۱ شهریور ۱۴۰۵میز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌بازمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌باز / حوادث
حوادث

پساسلبریتی» به سبک چین!

منبع: خبرگزاری فارس — اجتماعی۲۱ شهریور ۱۴۰۵

چهره چند نفر از دانشمندان امروز کشور را می‌شناسی؟ اطلاع داری چه‌کارهای مهم و خاصی انجام داده‌اند؟ در واقع این‌ها را از خودم می‌پرسم و این یکی را که یعنی ابن‌سینا، زکریای رازی و دیگر دانشمندان ایرانی در زمان خودشان شناخته شده بودند یا مانند دانشمندان امروز کشور، کمتر شناخته شده؟

گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: ذهنی پر از سؤال دارم؛ اینکه مشاهیر، مفاخر، چهره‌های ارزشمند و دانشمندان برگزیده کشور برای مردم به‌خصوص نسل جدید چنان که بایدوشاید، شناخته شده نیستند تقصیر ماست یا متولیان؟ این گمنامی افراد مؤلف، مغزها و نخبگان در جامعه، خاصیت زندگی در دنیای امروز به‌حساب می‌آید که تریبون و بیلبوردهایش در مصادره «سلبریتی»هاست؟ یا، نه! به تواضع یا تمایل به دیده‌ نشدن خود نخبگان برمی‌گردد؟ دستی پشت پرده برای این دیده‌نشدن در کار است یا ماجرا ساده‌تر از این حرف‌هاست؟ اصلاً چرا سلبریتی‌ها همه‌جا هستند، سبک و شیوه زندگی نسبتاً مشابهی را در تمام جهان برای دنبال‌کنندگانشان تبلیغ و ترویج می‌کنند اما ما درباره سبک زندگی فلان نخبه یا نابغه اطلاعات کمی داریم؟ سؤال دیگر اینکه حتی اگر مفاخر خودشان به تلاش برای دیده‌شدن، اشتیاق نداشته باشند آیا جامعه نباید آن‌ها را درست و به‌موقع به نسل جدید معرفی کند تا الگوهای موفقی برای زندگی داشته باشند؟ این پرسش‌ها و البته چند سؤال دیگر، همیشه وجود دارند اما انتشار یک ویدئو از بیلبوردهای شهری بزرگ کشور چین، بهانه خوبی است تا یک‌بار دیگر به این پرسش‌ها و پاسخشان بپردازیم. در بیشتر کشورهای جهان که تبلیغات شهری به هر بهانه پر از تصاویر سلبریتی هاست، این روزها اما در چین مردم چهره‌های خندان و موقری از نخبگان جامعه را مدام می‌بینند. شاید جالب باشد بدانیم چین، چرا چنین تصمیمی گرفته است؟ اینجا کمی به این موارد می‌پردازیم.

هر روز، دیدار با دانشمندانبیلبوردهای بزرگ آن هم در بهترین نقاط شهر که چشم مخاطب را حسابی خیره می‌کند و جان می‌دهند برای تبلیغات، حالا در برخی شهرهای چین مأموریت دیگری پیدا کرده‌اند. عکس‌های پرتره از چهره خانم‌ها و آقایانی به نمایش گذاشته شده است. عکس‌ها یک ویژگی مشترک دارند؛ در عین رسمی بودن، چهره‌ها شاداب، نگاه‌ها جذاب و ظاهرها آراسته هستند. همان چند ویژگی ساده اما مهم که در صنعت تبلیغات برای شاخص و معتبر کردن یک چهره استفاده می‌شود را به‌خوبی دارند. این ویژگی معمولاً برای این استفاده می‌شود که با استفاده از محبوبیت و شهرت آن چهره، کالا، خدمات یا محصولی را تبلیغ کنند. اینجا اما خبری از تبلیغ نیست؛ از تمام ظرفیت‌های تبلیغات شهری استفاده شده است تا صرفاً خود این چهره معرفی شوند. این چهره‌ها اما چه کسانی هستند؟ چه اهمیتی دارند که مدیریت شهری چند شهر بزرگ چین درست در بهترین نقاط شهر از خیر درآمد گذشته‌اند و چشم مخاطب را به دیدن این چهره‌ها آشنا می‌کنند و به عبارت بهتر عادت می‌دهند؟ شهروندان شهرهایی مانند «جیانگ ژو»، «هنان»، «شاندونگ» و... هر روز چهره مفاخر، نخبگان و دانشمندان شهر و کشورشان را می‌بینند. تابلوهای زیباسازی و تجاری شهر، کاربری تفاوتی پیدا کرده‌اند.

داستان زندگی من را بخوان!گوشه تصاویر بیلبوردهای جدید شهری چین، یک نمایه وجود دارد که کافی است کسی آن را اسکن کند. درست در همین لحظه اطلاعات لازم درباره زندگی‌نامه آن چهره، افتخاراتی که کسب کرده، کشف و اکتشاف‌هایش که به زندگی مردم گره‌خورده و... در دسترس او قرار می‌گیرد و می‌تواند آن را مطالعه کند. برای مثال داستان زندگی آن چهره، اینکه چطور توانسته در زندگی راه سخت نبوغ را طی کند، کجای زندگی شکست‌خورده، چگونه از زمین بلند شده و هر بار که برای رسیدن به هدف با پیچ‌وخم روبرو بوده، چگونه توانسته از پس ماجرا بر بیاید در این نمایه در دسترس و قابل‌مطالعه است. در این ابتکار شهری ظاهراً حتی با یک اسکن ساده می‌توان به فیلم‌هایی که درباره زندگی آن چهره ساخته شده هم دست پیدا کرد. می‌بینید با یک اقدام ساده، مردم الگوهای اجتماعی سازنده یا به عبارت بسیار ساده، مفاخر کشورشان را بهتر و بیشتر می‌شناسند. این همان تصمیم حاکمیت برای ترسیم الگوهای پیشرفت است. فرصت دادن به افرادی که خدمت ماندگاری انجام داده‌اند. نبوغشان امروز و فردای کشور بزرگی مانند چین را تغییر داده است. در واقع مخاطب با کسانی آشنا می‌شود که بی‌ادعا، بدون کمترین سروصدا و نمایش برای دیده‌شدن، روی زندگی نه‌تنها یک ملت که جهان هم اثر می‌گذارند.

دیدی، من به آرزویم رسیدم...اگر کمی با استفاده از امکانات و اختیارات فضای مجازی، درباره صاحبان تصاویر بیلبوردهای شهری چین، جستجو کنیم مشخص می‌شود عکس‌ها مربوط به نخبگان، دانشمندان و مفاخر ملی چین در زمینه‌های مختلف اقتصادی، علوم پیشرفته، ادبیات، هنر، مهارت‌های علوم‌انسانی و رشته‌های مختلف است. در زندگی‌نامه یکی از این افراد جمله جالبی نوشته شده است: «وقتی کودک بودم، دوست داشتم روزی معروف‌ترین آدم کشورم باشم. راستش اما وضع مالی ما اصلاً خوب نبود. حالا اما تو و بقیه دارید تصویر را تماشا می‌کنید! می‌بینی؛ من به آرزویم رسیدم.» به نوجوانی فکر می‌کنم که هم زندگی سختی دارد هم‌آرزوی پیشرفت، معروف شدن و درخشیدن. وقتی می‌بیند یک نفر با وجود تمام مشکلات به خواسته‌اش رسیده، چقدر کنجکاو می‌شود که بداند او چه مسیری را طی کرده است؟ آیا امیدوار نمی‌شود به‌رغم همه سنگ‌هایی که زندگی پیش پایش گذاشته، هدف قابل رسیدن است، می‌شود! آن هم در جامعه‌ای که تا دیروز بیلبوردها در خدمت سلبریتی‌هایی مانند خوانندگان، بازیگران، بلاگرهای دنیای مجازی و انتخاب الگو برای پیشرفت، چیزی دیگری بود. آن نوجوان باید تمرکزش را روی صدا، چهره، اندام و در یک‌کلام ظاهرش می‌گذاشت. با شاخص‌های مد و زیبایی امروز، احتمالاً باید چند جراحی زیبایی هم انجام می‌داد تا او را به این مسیر راه دهند. برای نوجوانی که در خانواده طبقه متوسط یا ضعیف زندگی می‌کند، این اقدام و پرداخت هزینه‌هایش گاهی اصلاً شدنی نیست.درست در چنین فضایی، جملات ساده و صادقانه یک دانشمند کشورش راهی پیش روی او می‌گذارد که با همان داشته و نداشته‌هایش می‌تواند مسیر دیگری برای پیشرفت را امتحان کند.

اقتصاد توجه با چهره‌های جدیدیکی از شیوه‌های توسعه اجتماعی در جهان امروز این است که نهادها از جمله شرکت‌ها، برندها، کارآفرینان و... هنگام رسیدن به چرخه درآمد و سود باید بخشی از منافع خودشان را در قالب «مسئولیت اجتماعی» صرف رفع آسیب یا توسعه جامعه‌ای که در آن رشد کرده‌اند، کنند. این موضوع اما در زمینه حیات سلبریتی‌ها به جز مالیاتی که برخی کشورها دریافت می‌کنند و برخی کشورها نه! چنان که بایدوشاید صدق نمی‌کند. امروز چین که جایگاه محکمی در اقتصاد بین‌المللی و حرف برای گفتن دارد قدم مهمی برای اصلاح این چرخه برداشته است. موضوع پافشاری برای کسب مالیات از سلبریتی‌ها نیست؛ فراتر از آن است. چین فرصت‌های کاذب پیشرفت را از چرخه حذف یا آن را اصلاح می‌کند، کاربرد جدید برای بیلبوردهای شهری یکی از نشانه‌های این تصمیم است. مفهومی در علم اقتصاد وجود دارد به نام «اقتصاد توجه». تمرکز و توجه انسان یک منبع بسیار ارزشمند و کمیاب است. امروز غول‌های تبلیغات، فناوری و حکمرانی سعی می‌کنند با جلب، هدایت و اصلاح همین توجه به سود و هدفی که دارند، برسند. نشان‌دادن چهره نخبگان ملی به مردم و امکان دسترسی به اطلاعات جالب درباره زندگی آن‌ها فقط یک تصمیم جدید برای جایگزین‌کردن مفاخر به‌جای سلبریتی‌ها در بیلبوردهای شهری و تابلوهای زیباسازی نیست. این آغاز یک مسیر پر فایده و سرشار از آورده است. با همین حرکت، الگوهای اجتماعی نسل جدید کم‌کم و به‌درستی تغییر می‌کند. فضای جامعه از عوام فاصله می‌گیرد؛ ارتقا پیدا می‌کند و نخبگانی تر می‌شود. قهرمان‌های ملی معاصر جای حقیقی خودشان در افکار عمومی را پیدا می‌کنند. سلبریتی، ناچار می‌شود برای حذف‌نشدن و ماندن در چرخه توجه مخاطب، فاخرتر جلوه و تولید محتوا کند.

جهان و آغاز پدیده پسا سلبریتی! سال‌ها پیش یک مقاله منتشر شد که در نوع خود، کم‌نظیر و دست‌اول بود. این مقاله با استناد به نتایج تحقیقاتی که در غرب؛ مهد پدیده سلبریتی به‌دست‌آمده بود، ادعا می‌کرد که جهان به‌زودی دست‌کم در دو دهه آینده، پدیده‌ای به نام سلبریتی را محدود و فراموش خواهد کرد. کلمات این مقاله حاکی از این بود که از چند وقت قبل، دوره‌ای به نام «پسا سلبریتی» آغاز شده است. در این دوره، اولویت و الگوی جامعه نخبگان و مفاخر، دانشمندان و... خواهد بود. فضای جهان از عوام بودن دوران سلبریتی محوری به نخبگانی دوران جدید تغییر می‌کند. سرعت رشد علم بسیار جهنده خواهد بود و اساساً در دنیای جدید، همه چیز فنی و جدی‌تر خواهد شد. اگر از دیروز تا امروز، سیاستمدار غربی به استفاده از ظرفیت سلبریتی‌ها، شهرت و محبوبیتشان برای کسب رأی، تبلیغ یک فرهنگ و سبک زندگی در جامعه و... نیاز داشتند. در جهان به‌زودی و نه‌چندان دور که حقیقت و پردازش اطلاعات؛ دو بازوی مهم تولید قدرت هستند به نبوغ متفکران بیشتر از هر چیز نیاز است. به همین دلیل در دوره پسا سلبریتی، مغزها هستند که سخن می‌گویند، مسیر را ترسیم می‌کنند و قاعدتاً بیشتر هم دیده و شنیده می‌شوند. حالا به نظر می‌رسد این بیلبوردها در چین، نشانه واضحی از اراده به همین تغییر و تدبیر برای همین دوره گذار هستند.

وقتی ذائقه تغییرمی‌کندشاید برخی فکر کنند تغییرخلق‌ و خویی جهان امروز شدنی نیست. حکومت و جذابیت دنیای تحت امرسلبریتی‌ها چنان پرزرق‌ و برق و خواستنی است که کسی آن را رها نمی‌کند. فضای مجازی، معاشرت مجازی و تقلید ازسبک‌های زندگی وایرال بلاگری وسلبریتی چنان جاافتاده و محبوب شده که تغییر مسیر به این آسانی‌ها نیست. حتی شاید این دغدغه پیش بیاید که تا آسودگی هست چرا رنج؟ چرا کسی باید خودش را قانع کند که به چرخه سال‌ها تلاش، کوشش، زندگی پرپیچ‌وخم و... دچار شود. مگر زندگی معمولی چه ایرادی دارد؟سرگرم‌شدن توسط سلبریتی‌ها چرا باید متوقف شود؟ برخی کارشناسان علوم‌انسانی؛ آن‌هایی که سبک زندگی غربی رامورد مطالعه و نقد قرار داده‌اند، جمله جالبی درباره سبک زندگی عموم مردم در جامعه امپریالیستی دارند.جامعه‌ای که نه مصرف‌کننده بودن که مصرف‌گرایی افراطی از ویژگی‌هایی آن است. آن‌ها معتقدند این سبک زندگی فریبنده یک پاشنه آشیل کاملاً متمایز و مشخص دارد؛ چیزی شبیه زرق‌وبرق یک بادکنک براقِ بزرگ جذاب. کافی است این ابهت به یک مشکل و چالش جدی که مثل سوزن عملمی‌کندد، برسد. آن وقت انفجار و خطر بزرگ در کمین است.

این سلاح هم کُند خواهد شداین روزها جهان وارد مرحله جدی و جدیدی شده و موازنه قدرت به حساس‌ترین شکل ممکن در حال انجام است. امکان درگیری، چالش‌های گسترده وجود دارد. در چنین جهانی باروحیه سلبریتی طور و مصرف‌کنندگی صرف نمی‌توان دوام آورد. اینجاست که منطق اجتماعی تصمیم به حذف، جایگزینی یا دست‌کم تغییراتی جدی در سبک زندگی می‌گیرد. در جهانی که نخبگان و تفکر، ارزشمند و پیش‌قراول باشد، تاب‌آوری حتمی‌تر است. این احتمالاً همان چیزی باشد که در دوران پسا سلبریتی، اقتصاد توجه را به سمت نخبگان بکشاند. کشوری که امروز شأن و جایگاه نخبگانش را درست به جهان معرفی کند، تاریخ محکم و غرورآفرین‌تری هم از خودش به‌جای می‌گذارد و ترسیم می‌کند. بعید نیست برخی فکر کنند، جهان به این زودی تغییر نخواهد کرد. دست‌کم، تغییر آشکاری باید ببینند تا قانع شوند. بد نیست سری به تاریخ نه‌چندان دور؛ همین معاصر نزدیک بزنیم. به همین یک سال و چند ماه قبل. تابستان سال گذشته، جنگ دوازده روز آمریکا و اسرائیل علیه ایران و کمی پس از آن جنگ رمضان باهدف قراردادن نخبگان سیاسی، نظامی و علمی کشور آغاز شد. مراکز علمی و پژوهشکده‌های تحقیقاتی هدف اصابت قرار گرفت. درست مشابه همین رفتار در کشورهای دیگر که مقابل آمریکا و غرب ایستادگی می‌کنند، رخ داد. حذف دانشمندان کشورهای دیگر به‌خوبی نشان می‌دهد جهان پساسلبریتی آغاز شده و موازنه قدرت بر مدار علم، دانش، نبوغ و توان نخبگانی جامعه می‌چرخد. وقتی این روحیه عمومیت پیدا کند. چنانچه این آگاهی فراگیر شود که سلبریتی شدن، کفِ پیشرفت یک فرد است درصورتی‌که همان فرد می‌تواند نخبه، دانشمند، اندیشمند و به عبارت کلی مفاخر جامعه خودش باشد کاری از قیچی حذف و تهدید دشمن برنمی‌آید و کُند می‌شود.

این خبر از خبرگزاری فارس — اجتماعی بازنشر شده و متن کامل آن در منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ خبر در منبع