آقا! من به جای انگشتر، آمبولانس میخواهم
تعدادی از عزیزان جمع شده بودند تا از حضرت آقا انگشتر و چفیه بگیرند، من عرض کردم که نه انگشتر میخواهم و نه چفیه، من برای مردم فقط یک درخواست دارم؛ واردات آمبولانس!
خبرگزاری فارس _ گروه سلامت: «امید» و «خودباوری» دو کلیدواژه اصلی در روایت محمداسماعیل توکلی، رئیس اورژانس استان تهران، از دیدارها و همنشینیهایش با رهبر شهید است؛ روایتی که از خاطرات حضور در بیت رهبری و پیگیری تأمین آمبولانس آغاز میشود و به تأثیر رهنمودهای ایشان بر مدیریت حوادث اورژانسی در جریان ۲ جنگ ۱۲ روزه و رمضان میرسد.توکلی میگوید که از طریق همنشینی و رفاقت با شهید علی لاریجانی این توفیق را پیدا کرد که به بیت برود و چند مرتبهای همراه با دیگر مقامات، نماز ظهر را مهمان آقا باشد.وی درباره حس و حال این دیدارهای معنوی میگوید که در نمازهایی که ما توفیق حضور خدمت رهبر شهید داشتیم، معمولاً در صف اول یا دوم میایستادم. یکی دو بار نیز فرزندم را با خودم بردم. در همه این دیدارها آنچه برای من قابل توجه بود، نوع برخورد حضرت آقا با افراد بود؛ دیدن چهره ایشان و تواضع و افتادگیشان بسیار تأثیرگذار بود.آنچه بیان میکنم، برداشت و تجربه شخصی خودم از رفتار و شخصیت ایشان است. حضرت آقا وقتی وارد جمع میشدند، با افراد مختلف سلام و احوالپرسی میکردند و میپرسیدند که حال شما چطور است؟ خوبید؟ اگر مثلاً پس از مراسم اربعین یا مراسمهای عزاداری بیت خدمت ایشان بودیم، ایشان تقریباً بدون استثنا بعد از مراسم، دستاندرکاران را جمع میکردند و از آنها تشکر میکردند و «خدا قوت» میگفتند. حتی درباره اتفاقاتی که در مراسم رخ داده بود، با دقت نکاتی را مطرح میکردند و از زحمات افراد تشکر میکردند.در روضههای خصوصی نیز وقتی سخنران صحبت میکرد یا مداح مراسم خود را انجام میداد، حضرت آقا معمولاً درباره موضوعات مطرحشده نکات تکمیلی بیان میکردند و سپس آن مطالب را به مسائل روز مرتبط میکردند...
من انگشتر و چفیه نمیخواهم...
توکلی درباره یکی از درخواستهایش از رهبر شهید میگوید که در یکی از دیدارها در دولت قبل که تعدادی از عزیزان جمع شده بودند تا از حضرت آقا انگشتر و چفیه بگیرند، من عرض کردم که نه انگشتر میخواهم و نه چفیه؛ من برای مردم یک درخواست دارم؛ آقا از من پرسیدند که چه شده؟ بگو!گفتم ما برای تأمین آمبولانس با مشکل مواجه هستیم و شرایط بهگونهای است که نمیتوانیم آمبولانس مورد نیاز را تأمین کنیم. ایشان فرمودند که من که نمیتوانم برای شما آمبولانس بخرم؛ کار من خرید آمبولانس نیست.در پاسخ به ایشان گفتم درست است خرید آمبولانس وظیفه شما نیست اما لطف کنید به آن کسی که باید منابع را تأمین کند، تذکر بدهید و رهبر شهید نیز گفتند که این کار را انجام میدهم.
تهاتر نفت با آمبولانس!
رئیس اورژانس تهران این تذکر رهبر شهید را عامل واردات و خرید مکرر آمبولانسهای امروز میداند و درباره تکاپوی سازمان برنامه و بودجه برای تأمین منابع خرید آمبولانسها بعد از پیگیریهای رهبر شهید میگوید که پس از آن دیدار با حضرآقا و پیگیریهای رهبر شهید، تخصیص منابع انجام شد و حتی موضوع به تهاتر نفت برای خرید آمبولانس رسید. آن زمان یکی از مسئولان وقت سازمان برنامه و بودجه نیز من را صدا کردند و گفتند که اگر به شما نفت اختصاص داده شود، میتوانید با آن آمبولانس خریداری کنید؟ این موضوع در آن مقطع به تأمین آمبولانس کمک کرد. بعدها نیز آمبولانسها وارد کشور شدند.
برای اورژانس هوایی، مدیون فرمان حضرت آقا هستیم
رئیس اورژانس استان تهران در ادامه به نقش این فرمان در توسعه اورژانس هوایی اشاره میکند و میگوید که امروز نیز ما برای اورژانس هوایی مدیون فرمان حضرت آقا هستیم. در سالهای گذشته، حضرت آقا به ستاد کل نیروهای مسلح فرمانی دادند که در زمینه خدمات اورژانسی و امدادی با اورژانس همکاری شود و این روند تا امروز ادامه دارد.به واسطه دستور ایشان تعدادی از بالگردها و خلبانهای نیروهای مسلح برای همکاری با سازمان اورژانس اختصاص داده شدند و در سریعترین حالت ممکن بیماران را از مناطق صعبالعبور و محروم به مراکز درمانی منتقل میکنند. به عنوان مثال در همین مراسم اربعین گذشته، توسط اورژانس هوایی یک پرواز انجام دادیم و با هزینه حدود ۲.۵ میلیارد تومان یک مصدوم را به تهران منتقل کردیم. این اقدام به دلیل همان فرمانی بود که سالها قبل توسط شخص حضرت آقا صادر شده بود.
یکی از مهمترین تأثیراتی که از دیدار با آقا گرفتم، امید بود
رئیس اورژانس استان تهران درباره تأثیر دیدارهایش با رهبر شهید در دیدگاه و عملکردش در ۲ جنگ ۱۲ روزه و رمضان میگوید که یکی از مهمترین تأثیراتی که از حضرت آقا گرفتم، امید بود.صحبتهای ایشان بسیار امیدبخش بود و هست. گاهی در فضای اجرا، به دلیل حجم مشکلات و مسائل، انسان خسته میشود؛ اما صحبتهای ایشان به انسان امید میدهد.وقتی ایشان با ما صحبت میکرد احساس میکردیم یک نفر هست که حواسش به مسائل است. این شاید مهمترین حسی باشد که من از ارتباط با ایشان گرفتم؛ اینکه وقتی در یک موضوعی گرفتار میشدیم و مسئلهای داشتیم، میتوانستیم آن را با ایشان مطرح کنیم و مطمئن بودیم که موضوع شنیده میشد و برای حل آن پیگیری صورت میگرفت؛ قویترین حسی بود که میشد در ارتباط با ایشان لمس کرد؛ من این موضوع را بارها تجربه کردم و فقط مربوط به مسئله آمبولانس نبود.
کلام آقا ما را هدایت میکرد
توکلی در ادامه روایت خود به تجربه جنگ ۱۲ روزه اشاره میکند و میگوید که ما پیش از جنگ ۱۲ روزه تجربه جنگ به این شکل را نداشتیم. البته من در حادثه تروریستی مجلس، فرمانده میدان بودم و در حوادث مختلف کشور نیز حضور داشتم، اما تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، مهمترین حادثه نظامی و تهدید تروریستی که تجربه کرده بودم، همان حادثه مجلس بود.در جنگ ۱۲ روزه، اتفاقات مختلفی برای ما رخ داد و این موضوع یک تجربه جدی برای مجموعه ما بود. پس از جنگ، به عنوان یک مدیر، متوجه چالشهای سیستم خودمان شدم و این مسائل برای ما دغدغه ایجاد کرد. فکر میکنم دو یا سه جلسه پس از جنگ ۱۲ روزه، در دیدارهای عمومی که با حضرت آقا داشتیم، من به همراه قائممقام خودم آقای فراهانی خدمت رهبر شهید رسیدیم. در هر سه جلسه، ایشان با قاطعیت، استواری و صراحت صحبت میکردند.هر بار که از این جلسات خارج میشدیم، انگیزه پیدا میکردیم که یک چالش را برطرف کنیم یا کاری را پیش ببریم و کلام ایشان ما را هدایت میکرد.
کلام آقا، اعتماد به نفس و خودباوری نیروهای اورژانس را بالا برد
رئیس اورژانس استان تهران همت و خودباوری نیروهایش در جنگ را ماحصل نفوذ کلام آقا میداند و درباره عملکرد اورژانس در جنگ میگوید که به جرأت میتوانم بگویم در جنگ ۱۲ روزه، نیروهای ما بینظیر کار کردند. در هیچ جای دنیا چنین شرایطی را تجربه نکردهایم. فقط در یک نقطه، ما با حدود ۳۰۰ مورد حمله مواجه شدیم.اگر فقط میگوییم نیروهای اورژانس در ۶۵۰ نقطه حضور پیدا کردند، باید توجه داشت که در بسیاری از این نقاط حملات موشکی نیز اتفاق افتاده بود.آنچه در نهایت به دست آوردیم، افزایش اعتمادبهنفس و خودباوری نیروهای ما بود. در کنار همراهی دولت، صحبتهای رئیسجمهور و حمایت همه ارکان، کلام حضرت آقا و امیدآفرینی ایشان نیز در این عملکرد تأثیرگذار بود.پایان پیام/
مشاهدهٔ خبر در منبع