پشت پرده سفرکارت؛ افزایش سفر یا قیمت؟
«سفرکارت» قرار است سفر را آسانتر کند، اما یکی از کارشناسان حوزه گردشگری میگوید اگر عرضه متناسب با افزایش تقاضا رشد نکند، ممکن است اعتبار بیشتری به بازار وارد کنیم، اما سفر ارزانتری به دست نیاوریم.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ محمد فرزاد میرزایی قلعه، پژوهشگر و سیاستگذار حوزه گردشگری در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده نوشته است: رونمایی از «سفرکارت» را میتوان اتفاقی قابل توجه در سیاستگذاری گردشگری کشور دانست؛ بهویژه از این منظر که مسئله کاهش قدرت خرید خانوار و دشوار شدن سفر، امروز به یکی از موانع جدی گردشگری داخلی تبدیل شده است. با این حال، درست از همین نقطه باید یک پرسش جدی را مطرح کرد: سفرکارت قرار است یک سیاست ملی برای توسعه سفر باشد یا صرفاً یک محصول اعتباری در نظام بانکی؟اصل حمایت از قدرت خرید سفر قابل دفاع است؛ اما افزایش اعتبار، لزوماً به معنای افزایش سفر نیست. اگر این سیاست بدون مطالعه دقیق رفتار عرضه و تقاضا اجرا شود، حتی ممکن است بخشی از آثار مورد انتظار آن معکوس شود.نخستین نگرانی، احتمال اثرگذاری اعتبار جدید بر قیمت خدمات گردشگری است. وقتی قدرت خرید متقاضی افزایش پیدا میکند، اما ظرفیت عرضه در کوتاهمدت ثابت میماند، این خطر وجود دارد که بخشی از منابع اعتباری جدید، به جای افزایش واقعی سفر، از طریق افزایش قیمت هتل، اقامتگاه، حملونقل و سایر خدمات جذب شود. در چنین شرایطی، وام سفر ممکن است عملاً به جای آنکه سفر را ارزان کند، بخشی از هزینه افزایشیافته سفر را تأمین کند.به زبان سادهتر، اگر عرضه متناسب با افزایش تقاضا رشد نکند، ممکن است اعتبار بیشتری به بازار وارد کنیم، اما سفر ارزانتری به دست نیاوریم.
نگرانی دوم، عدم تعادل در توزیع جغرافیایی سفر است. اگر سفرکارت صرفاً یک اعتبار عمومی باشد و مقصد و زمان سفر در طراحی آن نقشی نداشته باشد، طبیعی است که بخش عمده تقاضای جدید نیز به سمت همان مقاصد شناختهشده و پرتقاضای فعلی حرکت کند. این امر میتواند فشار بر مقاصد اشباعشده را افزایش دهد و در مقابل، سهم مناطق کمترشناختهشده و دارای ظرفیت را همچنان پایین نگه دارد.سیاستگذار باید از خود بپرسد: چرا از یک ابزار مالی ملی برای بازطراحی نقشه سفر در ایران استفاده نکنیم؟میتوان برای مقاصد کمترشناختهشده، فصلهای کمتقاضا، مناطق روستایی و شهرهای دارای ظرفیت، مشوقهای متفاوت تعریف کرد. در غیر این صورت، ممکن است سفرکارت به جای توزیع متوازن منافع گردشگری، صرفاً تقاضا را در همان مسیرهای موجود تقویت کند.اما شاید مهمترین پرسش، ماهیت اقتصادی خود کارت باشد.اگر سفرکارت در قالب تسهیلات بانکی با نرخ سود و هزینههای مالی قابل توجه عرضه شود، باید شفاف اعلام شود که هزینه واقعی استفاده از آن برای خانوار چقدر است. گردشگری نباید بهانهای برای افزایش بدهی خانوار یا ایجاد یک چرخه اعتباری پرهزینه شود.اگر بخش قابل توجهی از اعتبار سفر، نهایتاً با نرخ سود بالا به خانوار ارائه شود، این پرسش جدی مطرح میشود که چه کسی بیشترین منفعت را از این طرح خواهد برد؟ مسافر، صنعت گردشگری یا نظام مالی؟این پرسش، اتهام نیست؛ یک مطالبه کارشناسی است و پاسخ آن باید شفاف باشد.
اگر سهم اصلی ارزش ایجادشده در این زنجیره نصیب شبکه بانکی و مالی شود، اما مسافر همچنان با هزینه بالای سفر و بازپرداخت سنگین مواجه باشد، نمیتوان آن را یک سیاست موفق گردشگری دانست.از همین رو، باید مراقب باشیم «سفرکارت» به یک کارت بانکی با برچسب گردشگری تقلیل پیدا نکند.بانک باید ابزار سیاست گردشگری باشد، نه اینکه سیاست گردشگری در خدمت توسعه یک محصول بانکی قرار گیرد.در مقابل، اگر این ابزار بتواند اعتبار ارزان و هدفمند ایجاد کند، به شبکه واقعی خدمات گردشگری متصل شود، قیمتها را قابل رصد کند و مشوقهای آن به سمت مقاصد و فصلهای مورد نیاز کشور هدایت شود، میتواند به یک سیاست مؤثر تبدیل شود.نکته مهم دیگر این است که موفقیت سفرکارت نباید با تعداد کارتهای صادرشده یا حجم تسهیلات پرداختی سنجیده شود. باید مشخص باشد که این سیاست چند سفر جدید ایجاد کرده، چند شب اقامت به صنعت گردشگری افزوده، چه میزان اشتغال ایجاد کرده و چه مقدار از منابع آن به کسبوکارهای گردشگری و اقتصاد محلی رسیده است.سفرکارت در صورت طراحی صحیح حتی میتواند به ابزار مدیریت مقصد و تولید دادههای ارزشمند گردشگری تبدیل شود؛ اما این زمانی اتفاق میافتد که از ابتدا با نگاه حکمرانی گردشگری طراحی شود، نه صرفاً با نگاه بانکی.پیشنهاد مشخص من این است که پیش از توسعه گسترده طرح، سه موضوع بهصورت شفاف مشخص شود:یکم؛ هزینه واقعی اعتبار برای خانوار و نرخ سود و کارمزد آن.دوم؛ سازوکار جلوگیری از انتقال اعتبار به افزایش قیمت خدمات گردشگری.سوم؛ مکانیسم توزیع جغرافیایی و زمانی تقاضا برای جلوگیری از تمرکز بیشتر سفر در چند مقصد محدود.
در نهایت، من با اصل ایده سفرکارت مخالف نیستم؛ اتفاقاً معتقدم اگر درست طراحی شود، میتواند یک ابزار مهم برای تحریک تقاضای گردشگری داخلی باشد. اما باید از یک اشتباه راهبردی پرهیز کنیم: نباید ابزار را با سیاست اشتباه بگیریم.گردشگری ایران به تسهیلات بانکی بیشتر بهتنهایی نیاز ندارد؛ به سیاستی نیاز دارد که قدرت خرید، عرضه، قیمت، مقصد، حملونقل و کسبوکار محلی را همزمان ببیند.پرسش نهایی بسیار ساده است:سفرکارت قرار است سفر ایرانی را ارزانتر کند یا فقط اعتبار بانکی بیشتری به بازار وارد کند؟اگر پاسخ، توسعه واقعی سفر و رونق صنعت گردشگری باشد، باید از آن حمایت کرد و برای اصلاحش نیز پیشنهاد داد.اما اگر در نهایت این کارت، بیش از آنکه به نفع مسافر و صنعت گردشگری باشد، به نفع شبکه بانکی و مالی تمام شود، باید صریح و کارشناسی پرسید:آیا واقعاً با «سفرکارت» مواجهیم یا فقط یک «کارت بانکی با نام گردشگری»؟
مشاهدهٔ خبر در منبع