مدرسه برای زندگی یا فقط برای امتحان؟
نظام آموزشوپرورش اگر قرار است دانشآموز را برای آینده آماده کند، نمیتواند در چارچوب نمره، آزمون و مدرک متوقف بماند؛ مدرسه باید از محلی برای انتقال محفوظات به محیطی برای یادگیری مهارتهای زندگی، پرورش انسان، کارآفرینی و مواجهه با دنیای جدید تبدیل شود؛ تغییری که به نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری ضرورت آن احساس میشود.
گروه آموزشوپرورش: نظام آموزشوپرورش در حالی همچنان بخش مهمی از مسیر خود را بر آموزش دروس و سنجش دانشآموزان با نمره و آزمون استوار کرده است که نیازهای زندگی واقعی، مهارتآموزی، کارآفرینی، مسئولیتپذیری و مواجهه با فناوریهای نوین، ضرورت بازنگری در مأموریت مدرسه را بیش از گذشته مطرح کرده است؛ در گفتوگو با رضا فرجتبار کارشناس آموزش و پرورش و فعال رسانه به این موضوع پرداختیم.گفتوگوی حاضر بر ضرورت حرکت آموزشوپرورش از «مدرکمحوری» و «نمرهمحوری» به سمت مهارتمحوری، انسانسازی و آمادهسازی دانشآموزان برای زندگی تأکید دارد.فارس: آموزشوپرورش مهمترین دستگاه و نهاد برای آینده کشور است، اما آیا دانشآموزان را برای زندگی واقعی آماده میکند؟آموزشوپرورش مهمترین نهاد سازنده آینده هر کشور است؛ چراکه آینده یک جامعه پیش از آنکه در کارخانهها، دانشگاهها، شرکتها و سازمانها ساخته شود، در کلاسهای درس و در شخصیت دانشآموزان شکل میگیرد.با این حال، یکی از پرسشهای اساسی امروز این است که آیا نظام آموزشی ما دانشآموزان را برای زندگی واقعی آماده میکند یا عمدتاً آنان را برای امتحان و کسب نمره؟دانشآموز ممکن است سالها درس بخواند، نمرات خوبی کسب کند و حتی وارد دانشگاه شود، اما همچنان نداند چگونه با شکست مواجه شود، چگونه خشم خود را مدیریت کند، چگونه تصمیم بگیرد، چگونه با دیگران گفتوگو کند، چگونه پول خود را مدیریت کند، چگونه یک مسئله را حل کند و چگونه برای آینده خود مسیر مناسبی انتخاب کند.این واقعیت نشان میدهد که آموزشوپرورش امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک تغییر نگاه بنیادین است.
هدف آموزشوپرورش نباید فقط تربیت دانشآموز باسواد باشد؛ بلکه باید تربیت انسان توانمند، مسئول، اخلاقمدار، خلاق، کارآفرین و آماده زندگی باشد.مدرسه؛ از محل آموزش به مدرسه زندگیفارس: مدرسه چگونه باید از محل آموزش به مدرسه زندگی تبدیل شود؟مدرسه فقط محلی برای انتقال محفوظات و مفاهیم کتابهای درسی نیست. مدرسه باید نخستین محیطی باشد که دانشآموز در آن زندگی اجتماعی را تجربه میکند؛ گفتوگو میکند، دوست پیدا میکند، اختلاف پیدا میکند، شکست میخورد، دوباره تلاش میکند، مسئولیت میپذیرد و یاد میگیرد چگونه با دیگران زندگی کند.از همین رو، آموزش مهارتهای زندگی باید از حاشیه برنامه آموزشی خارج شده و به یکی از ارکان اصلی نظام تعلیم و تربیت تبدیل شود.خودآگاهی، اعتمادبهنفس، عزتنفس، مدیریت هیجان، کنترل خشم، ارتباط مؤثر، همدلی، حل مسئله، تصمیمگیری، تفکر انتقادی، کار گروهی، مدیریت زمان، سواد مالی، تابآوری و مهارت «نه گفتن» از جمله مهارتهایی هستند که دانشآموز برای موفقیت در زندگی به آنها نیاز دارد.این مهارتها را نمیتوان فقط با چند صفحه کتاب یا چند ساعت سخنرانی آموزش داد. مهارت باید تجربه شود، تمرین شود و در زندگی واقعی به کار گرفته شود.
آموزش برای «انسان بودن»فارس: چرا آموزش باید فراتر از انتقال دانش و برای «انسان بودن» باشد؟پیش از آنکه بخواهیم از دانشآموز آینده یک متخصص، مدیر، کارآفرین یا نیروی کارآمد بسازیم، باید از او یک انسان خوب و مسئول بسازیم.انسانی که احترام به دیگران را بداند، مسئولیت رفتار خود را بپذیرد، با دیگران همدلی کند، دروغ و تقلب را راه موفقیت نداند، در برابر مشکلات تسلیم نشود و بتواند میان خواستههای فردی و مسئولیت اجتماعی تعادل برقرار کند.اگر آموزشوپرورش بتواند دانشآموزانی تربیت کند که علاوه بر دانش، از اخلاق، شخصیت، مسئولیتپذیری و مهارت زندگی برخوردار باشند، بخش مهمی از آینده کشور را ساخته است.از آموزش برای استخدام، به آموزش برای کارآفرینی و زندگیفارس: چرا آموزشوپرورش باید از آموزش برای استخدام به آموزش برای کارآفرینی و زندگی حرکت کند؟یکی از مهمترین تغییراتی که نظام آموزشوپرورش ایران به آن نیاز دارد، تغییر در نگاه به مفهوم «موفقیت» در آموزش است. سالهاست بخش قابلتوجهی از مسیر آموزشی دانشآموزان بهگونهای طراحی شده که مقصد نهایی آن، ادامه تحصیل، گرفتن مدرک و در نهایت پیدا کردن یک شغل باشد؛ در حالی که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند مسئله را بشناسند، راهحل پیدا کنند، مهارت بیاموزند، ایده بدهند و حتی برای خود و دیگران فرصت شغلی ایجاد کنند.مدرسه نباید صرفاً محلی برای انتقال محفوظات و آمادهسازی دانشآموز برای آزمون و استخدام باشد. مدرسه باید محلی برای شناخت استعداد، تقویت مهارت، تجربه کردن، پرسشگری، خلاقیت، کار گروهی، مسئولیتپذیری و آماده شدن برای زندگی واقعی باشد.
کارآفرینی نیز نباید فقط به معنای راهاندازی شرکت و کسب درآمد تلقی شود. کارآفرینی یعنی توانایی دیدن فرصت در دل مسائل، داشتن روحیه حل مسئله، پذیرفتن مسئولیت و تبدیل یک ایده به ارزش. دانشآموزی که یاد میگیرد یک مشکل ساده در مدرسه یا محله خود را شناسایی و برای آن راهحل ارائه کند، در واقع بخشی از مهارت کارآفرینی را آموخته است.از این منظر، آموزشوپرورش باید بهتدریج از «مدرکمحوری» به «مهارتمحوری»، از «حفظ کردن» به «یاد گرفتن و بهکار گرفتن» و از «آماده شدن برای استخدام» به «آماده شدن برای زندگی و خلق فرصت» حرکت کند.در چنین رویکردی، دانشآموز باید در کنار ریاضی، علوم، ادبیات و سایر دروس، مهارتهایی مانند ارتباط مؤثر، سواد مالی، سواد رسانهای و دیجیتال، کار تیمی، حل مسئله، تفکر انتقادی، استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی، مدیریت زمان و آشنایی با کسبوکار را نیز بیاموزد.همچنین ارتباط مدرسه با دانشگاه، صنعت، شرکتهای دانشبنیان، مراکز نوآوری و محیط واقعی کسبوکار باید تقویت شود. دانشآموز نباید تا پایان دوران مدرسه فقط درباره کار و حرفه بشنود؛ بلکه باید فرصت داشته باشد مشاغل مختلف را بشناسد، با مسائل واقعی جامعه آشنا شود و تجربههای عملی متناسب با سن خود به دست آورد.هدف نهایی این تحول، حذف آموزش علمی یا دانشگاهی نیست؛ بلکه تکمیل آن با مهارت و تجربه است. جامعهای موفقتر خواهد بود که دانشآموز آن فقط به دنبال این نباشد که «چه کسی مرا استخدام میکند؟»، بلکه بتواند در آینده از خود بپرسد: «چه مسئلهای میتوانم حل کنم؟ چه ارزشی میتوانم ایجاد کنم؟ و چگونه میتوانم برای خود و دیگران فرصت بسازم؟»
آموزشوپرورش آینده باید نسلی تربیت کند که نه فقط برای امتحان، مدرک و استخدام، بلکه برای زندگی، کار، خلاقیت، مسئولیتپذیری و ساختن آینده آماده باشد.پایان نمرهمحوری؛ آغاز مهارتمحوریفارس: چرا باید از نمرهمحوری به مهارتمحوری حرکت کنیم؟نمره باید وسیلهای برای سنجش یادگیری باشد، نه هدف نهایی آموزش. یکی از چالشهای مهم نظام آموزشی آن است که گاهی موفقیت دانشآموز با عددی که در کارنامه ثبت میشود سنجیده میشود؛ درحالی که یک دانشآموز ممکن است نمرات بالایی داشته باشد، اما در حل یک مسئله واقعی، برقراری ارتباط، کار گروهی، مدیریت مالی، تصمیمگیری یا استفاده از آموختههای خود با مشکل مواجه شود.آموزشوپرورش آینده باید از نمرهمحوری به مهارتمحوری حرکت کند؛ یعنی در کنار دانش نظری، توانایی دانشآموز برای استفاده از دانش نیز مورد توجه قرار گیرد.دانشآموز باید بتواند آنچه را میآموزد در زندگی واقعی به کار بگیرد. اگر ریاضی میآموزد، با کاربرد آن در زندگی و اقتصاد آشنا شود؛ اگر علوم میخواند، فرصت تجربه و آزمایش داشته باشد؛ اگر ادبیات میآموزد، بتواند درست ارتباط برقرار کند و بنویسد؛ و اگر درباره فناوری و هوش مصنوعی آموزش میبیند، نحوه استفاده خلاقانه، مسئولانه و مسئلهمحور از آن را تجربه کند.در این نگاه، ارزیابی دانشآموز نیز باید متنوعتر شود و علاوه بر آزمونهای کتبی، پروژه، فعالیت عملی، کار گروهی، حل مسئله، خلاقیت، ارائه، مهارت ارتباطی و توانایی اجرای یک ایده نیز مورد توجه قرار گیرد.هدف این نیست که نمره حذف شود؛ هدف آن است که نمره جایگزین یادگیری واقعی نشود.
مدرسه باید دانشآموزی تربیت کند که فقط نداند «چه چیزی را باید حفظ کند»، بلکه بداند چگونه فکر کند، چگونه یاد بگیرد، چگونه مسئله حل کند و چگونه آموختههای خود را به عمل تبدیل کند.آینده متعلق به کسانی نیست که فقط اطلاعات بیشتری حفظ کردهاند؛ بلکه متعلق به کسانی است که میتوانند آموختههای خود را به مهارت، مهارت را به ارزش و ارزش را به فرصت تبدیل کنند.بنابراین، تحول واقعی آموزشوپرورش زمانی آغاز میشود که از خود بپرسیم: آیا دانشآموز ما برای گرفتن نمره آماده میشود، یا برای ساختن آینده خود و جامعه؟معلم؛ محور اصلی تحولفارس: چرا معلم محور اصلی تحول آموزشوپرورش است؟هیچ تحول پایداری در آموزشوپرورش بدون تحول در جایگاه و نقش معلم امکانپذیر نیست. اگر قرار است آموزش از نمرهمحوری به مهارتمحوری و از آموزش برای استخدام به آموزش برای کارآفرینی و زندگی حرکت کند، معلم باید در مرکز این تغییر قرار داشته باشد.معلم امروز نباید صرفاً انتقالدهنده کتاب و مطالب درسی باشد؛ بلکه باید تسهیلگر یادگیری، کشفکننده استعدادها، مربی مهارتهای زندگی و هدایتکننده دانشآموز در مسیر حل مسئله و خلاقیت باشد.
برای تحقق این نقش، معلم نیز به آموزش و توانمندسازی مستمر نیاز دارد. آشنایی با فناوریهای نوین، هوش مصنوعی، روشهای جدید تدریس، مهارتهای ارتباطی، آموزش پروژهمحور و شیوههای نوین ارزیابی باید بخشی از مسیر حرفهای معلمان باشد.از سوی دیگر، منزلت اجتماعی و حرفهای معلم باید مورد توجه جدی قرار گیرد. معلم توانمند، باانگیزه و برخوردار از امنیت و شأن حرفهای، مهمترین سرمایه تحول آموزشی است. نمیتوان از معلم انتظار داشت نسل آینده را برای دنیایی متفاوت آماده کند، اما ابزار، آموزش و فرصت کافی برای رشد حرفهای او فراهم نباشد.همچنین باید به معلمان اجازه داد از چارچوب صرفاً کتابمحور فاصله بگیرند و متناسب با شرایط دانشآموزان، محیط مدرسه و نیازهای جامعه، روشهای خلاقانهتری برای یادگیری طراحی کنند.تحول آموزشوپرورش از بخشنامه آغاز نمیشود؛ از کلاس درس آغاز میشود و در کلاس درس، این معلم است که تحول را به تجربه واقعی دانشآموز تبدیل میکند.بنابراین اگر قرار است مدرسه آینده، دانشآموزانی خلاق، مسئولیتپذیر، ماهر و کارآفرین تربیت کند، باید پیش از هر چیز، معلم آینده را توانمند، خلاق و مجهز به ابزارهای جدید یادگیری کنیم. تحول آموزشوپرورش بدون معلمممکن نیست؛ معلم، محور اصلی تحول است.
اگر معلم را تغییر ندهیم، انتظار تغییر مدرسه واقعبینانه نیست.خانواده؛ شریک مدرسهفارس: خانواده چه نقشی در تحول آموزشوپرورش و تربیت دانشآموز دارد؟آموزش و تربیت فقط در مدرسه اتفاق نمیافتد. بخش مهمی از شخصیت، نگرش، رفتار و مهارتهای دانشآموز در خانواده شکل میگیرد. به همین دلیل، هر تحول جدی در آموزشوپرورش بدون مشارکت واقعی خانواده نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.خانواده نباید فقط زمانی با مدرسه در ارتباط باشد که کارنامه دانشآموز صادر شده یا مشکلی درسی و انضباطی به وجود آمده است. خانواده باید از یک «مخاطب مدرسه» به شریک تربیتی مدرسهتبدیل شود.مدرسه و خانواده باید درک مشترکی از آینده فرزند داشته باشند؛ آیندهای که در آن موفقیت فقط با نمره و قبولی در دانشگاه تعریف نمیشود، بلکه مهارت، مسئولیتپذیری، خلاقیت، اعتمادبهنفس، توانایی ارتباط، حل مسئله و آمادگی برای زندگی نیز اهمیت دارد.از سوی دیگر، خانوادهها نیز به آموزش و آگاهی بیشتری درباره نیازهای نسل جدید نیاز دارند. نحوه مواجهه با فناوری، فضای مجازی، هوش مصنوعی، انتخاب رشته و شغل، سواد مالی، مهارتهای ارتباطی و حتی شیوه صحیح حمایت از فرزند، موضوعاتی هستند که نمیتوان خانواده را در آنها تنها گذاشت.مدرسه آینده باید زمینه ارتباط مستمر و هدفمند میان معلم، والدین و دانشآموز را فراهم کند؛ ارتباطی که بر پایه گفتوگو، اعتماد، مشارکت و شناخت متقابل شکل بگیرد، نه صرفاً بر اساس اعلام نمره و گزارش عملکرد.همچنین خانوادهها باید فرصت داشته باشند در برخی برنامههای مهارتی، فرهنگی، اجتماعی و کارآفرینانه مدرسه مشارکت کنند و تجربهها و ظرفیتهای خود را در اختیار دانشآموزان قرار دهند.
مدرسه بدون خانواده، نیمی از مسیر تربیت را طی میکند و خانواده بدون ارتباط مؤثر با مدرسه، از بخش مهمی از مسیر آموزشی فرزند خود بیخبر میماند.تحول واقعی زمانی اتفاق میافتد که مدرسه و خانواده به جای قرار گرفتن در دو سوی یکدیگر، در کنار یکدیگر و برای آینده فرزند همکاری کنند. خانواده، مشتری مدرسه نیست؛ شریک مدرسه در ساختن آینده فرزند است.کارنامهای فراتر از نمرهفارس: آیا میتوان کارنامه دانشآموز را فراتر از نمره تعریف کرد؟یکی از اقدامات مهم و عملی برای تحول نظام آموزشی میتواند ایجاد «کارنامه مهارتی دانشآموز» در کنار کارنامه تحصیلی باشد.در این کارنامه، رشد دانشآموز در حوزههایی مانند: خودآگاهی، ارتباط، کار گروهی، حل مسئله، خلاقیت، مسئولیتپذیری، سواد مالی، سواد دیجیتال، کارآفرینی و فعالیت اجتماعی ثبت و ارزیابی شود.در این صورت، خانواده نیز به جای آنکه فقط بپرسد «معدلت چند شده؟»، خواهد پرسید: چه مهارتی یاد گرفتی؟ چه مسئلهای را حل کردی؟ چه کاری را خودت انجام دادی؟ چه ایدهای داری؟ این تغییر کوچک در ظاهر، میتواند یک تحول بزرگ فرهنگی در نظام آموزشی ایجاد کند.آموزشوپرورش در عصر هوش مصنوعفارس: آموزشوپرورش در عصر هوش مصنوعی چه وظیفهای دارد؟هوش مصنوعی دیگر فناوریِ آینده نیست؛ بخشی از زندگی امروز و فردای دانشآموزان است. بنابراین آموزشوپرورش نمیتواند نسبت به این تحول بیتفاوت بماند یا صرفاً با محدود کردن استفاده از فناوری به آن واکنش نشان دهد. مسئله اصلی این است که دانشآموز چگونه باید در عصر هوش مصنوعی یاد بگیرد، فکر کند و زندگی کند.
در عصر هوش مصنوعی، حفظ کردن اطلاعات بهتنهایی نمیتواند هدف اصلی آموزش باشد؛ زیرا دسترسی به اطلاعات روزبهروز آسانتر میشود. آنچه اهمیتبیشتری پیدا میکند، توانایی پرسشگری، تفکر انتقادی، تشخیص اطلاعات درست ازنادرست، خلاقیت، حل مسئله و استفاده مسئولانه و اخلاقی از فناوری است.آموزشوپرورش باید بهجای آنکه دانشآموز را صرفاً مصرفکننده فناوری کند، او را به کاربر آگاه و خلاق و در آینده تولیدکننده راهحلهای فناورانه تبدیل کند.از سوی دیگر، هوش مصنوعی نباید جایگزین معلم شود؛ بلکه میتواندبه ابزاری برای توانمندسازی معلم و شخصیسازی یادگیری تبدیل شود. معلم میتواند با کمک فناوری، تفاوتهای فردی دانشآموزان را بهتر بشناسد، محتوای آموزشی متناسبتری ارائه کند و زمان بیشتری برای تربیت، گفتوگو و پرورش مهارتهای انسانی داشته باشد.ضروری است سواد هوش مصنوعی بهتدریج و متناسب با سن دانشآموزانوارد برنامههای آموزشی شود؛ از شناخت ساده فناوری و استفاده صحیح از ابزارها تاموضوعاتی مانند اخلاق هوش مصنوعی، حریم خصوصی، امنیت، اعتبارسنجی اطلاعات، خلاقیت و کاربردهای آن در علم، صنعت و کسبوکار.همچنین آموزشوپرورش باید از ظرفیت دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان،مراکز نوآوری و متخصصان فناوری برای طراحی محتوای آموزشی و تربیت نیروی انسانی بهره بگیرد.نسل آینده قرار نیست با هوش مصنوعی رقابت کند؛ بلکه باید یاد بگیرد در کنار هوش مصنوعی، بهتر فکر کند، بهتر تصمیم بگیرد و ارزش بیشتری خلق کند. بنابراین تحول دیجیتال در آموزشوپرورش صرفاً خرید تجهیزات و نصب نرمافزار نیست؛ تحول واقعی، تغییر شیوه یادگیری، تدریس و تربیت دانشآموزبرای دنیای جدید است.
آینده باید دانشآموزی تربیت کند که از هوش مصنوعی نترسد، آن را کورکورانه نپذیرد، بلکه آن را آگاهانه، خلاقانه و مسئولانه به خدمت یادگیری و زندگی خود درآورد.پیشنهاد یک «مدرسه زندگی»فارس: «مدرسه زندگی» چگونه میتواند الگوی جدیدی برای آموزشوپرورش باشد؟برای آغاز این تحول میتوان طرحی ملی با عنوان: مدرسه زندگی؛ مدرسه مهارت، انسانسازی و کارآفرینی مطرح کرد. مدرسه نباید فقط محلی برای انتقال کتاب و آمادگی برای امتحان باشد؛ مدرسه باید نخستین محیط واقعی زندگی اجتماعی دانشآموز باشد. جایی که دانشآموز در آن یاد بگیرد چگونه فکر کند، چگونه ارتباط برقرار کند، چگونه تصمیم بگیرد، چگونه مسئولیت بپذیرد و چگونه برای حل مسائل زندگی آماده شود.مدرسه زندگی، مدرسهای است که در کنار آموزش علوم و دانش، مهارتهای زندگی، مهارتهای اجتماعی، ارتباطی، مالی، رسانهای و حرفهای را نیز به دانشآموزمیآموزد. دانشآموز باید بتواند آموختههای خود را در زندگی واقعی به کار بگیرد و از مدرسه با توانایی مواجهه با مسائل واقعی جامعه خارج شود.در چنین مدرسهای، انسانسازی جایگاه ویژهای دارد. هدف آموزش فقط تربیت نیروی کار نیست؛ بلکه پرورش انسانی مسئول، اخلاقمدار، خلاق، مستقل، پرسشگر، تابآور و مشارکتجو است؛ انسانی که هم برای زندگی شخصی خود تصمیم درست بگیرد و هم نسبت به جامعه و محیط پیرامون خود احساس مسئولیت داشته باشد.از سوی دیگر، کارآفرینی نباید صرفاً به معنای راهاندازی کسبوکار یا شرکت تلقی شود. روحیه کارآفرینی یعنی دیدن مسئله، پیدا کردن فرصت، ارائه راهحل، خلق ارزش و تبدیل ایده به عمل. این روحیه باید از سالهای مدرسه و متناسب با سن دانشآموزان شکل بگیرد.
در مدرسه زندگی، دانشآموز میتواند با پروژههای واقعی، فعالیتهای گروهی، تجربههای اجتماعی، کارهای عملی، آشنایی با مشاغل، فناوری، کسبوکار و مسائل جامعه روبهرو شود. مدرسه میتواند با دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، صنعت، مراکز نوآوری و کارآفرینان ارتباط برقرار کند تا دانشآموز آینده را فقط از طریق کتاب نشناسد، بلکه بخشی از آن را تجربه کند.مدرسه موفق، مدرسهای نیست که فقط دانشآموز باسواد تحویل جامعه بدهد؛ مدرسهای است که انسان توانمند، مسئول، ماهر، خلاق و آماده زندگی تربیت کند.در نهایت، باید به این پرسش اساسی پاسخ داد: آیا مدرسه فرزندان ما را فقط برای امتحان و گرفتن مدرک آماده میکند، یا برای زندگی، کار، مسئولیتپذیری و ساختن آینده؟فارس: با این اوصاف تحول آموزشوپرورش چگونه خواهد بود؟تحول آموزشوپرورش ایران صرفاً با تغییر چند کتاب درسی یا افزایش ساعات آموزشی اتفاق نمیافتد. ما نیازمند تغییر فلسفه یادگیری هستیم.نسل امروز باید برای جهانی آماده شود که در آن تغییر، فناوری، رقابت و فرصت با سرعت زیادی در حال افزایش است.بنابراین هدف نهایی آموزشوپرورش نباید صرفاً تربیت دانشآموزانی باشد که بتوانند در یک آزمون موفق شوند؛ بلکه باید انسانهایی تربیت شوند که بتوانند در زندگی موفق باشند انسانهایی که خودشان را بشناسند، درست فکر کنند، درست انتخاب کنند، مسئولیتپذیر باشند، با دیگران ارتباط سالم برقرار کنند، مشکلات را حل کنند، از شکست نترسند، ایده خلق کنند، کارآفرین باشند و برای جامعه خود ارزش بیافرینند.
شاید بتوان مأموریت جدید آموزشوپرورش را در یک جمله خلاصه کرد: «مدرسه باید انسان را برای زندگی آماده کند، نه فقط برای امتحان؛ برای خلق آینده آماده کند، نه فقط برای یافتن شغل؛ و برای انسان بودن تربیت کند، نه فقط برای باسواد شدن.»آینده ایران از کلاس درس آغاز میشود؛ و اصلاح آموزشوپرورش، مهمترین سرمایهگذاری بلندمدت برای ساختن آینده کشور است.پایان پیام/#رضا_فرجتبار#کارشناس_آموزش_و_پرورش ۱۵:۵۵ - ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
مشاهدهٔ خبر در منبع