معلم خور و بیابانکی در ۲۰سالگی با خون خود حماسه خرمشهر را نوشت
به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، تلاقیِ گچ و گلوله، تختهسیاه و خاکریز و مدرسه و جبهه، حکایتِ مردی است که سواد را نه در کتبِ درسی، که در متنِ حوادثِ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس جست وجو کرد. سید محمد آلداوود، معلمی از تبارِ کویریانِ سختکوشِ خور و بیابانک، با ۲۰ سال سن، مسیری را پیمود که چهلسالهها به گردِ پایش نمیرسند. این، روایتی است از تولد در کویر خور وبیابانک تا عروج در شهرِ خون؛ خرمشهر...
سید محمد در سال ۱۳۴۱ در خانوادهای متدین و مذهبی در منطقه و شهر خور و بیابانک به دنیا آمد؛ جایی که ایمان با تار و پودِ زندگی گره خورده است. او از همان نوجوانی، هوش و ذکاوتی سرشار داشت و در کنارِ تحصیل، مسئولیتپذیری را در خانواده آموخت. در روزهایِ پرالتهابِ پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، او با وجود سن کم، آگاهیِ سیاسیِ بالایی داشت و همین بصیرت باعث شد در سال ۱۳۵۷، به جرمِ مبارزه علیه رژیم ستمشاهی و فعالیتهای انقلابی، با دوستانش بازداشت و تحت بازجویی شهربانی نایین قرار گرفت؛ تجربهای که از او رزمندهای خود ساخته ساخت.
با پیروزی انقلاب اسلامی و وزیدنِ نسیمِ خدمت، سید محمد آلداوود، کسوتِ معلمی را بر تن کرد. او به عنوان مدیر و معلم در مدارس «شهید مدرس» روستای دهنو و رضوانیه مهرجان از توابع خور وبیابانک، فصل جدیدی از زندگیاش را آغاز کرد. او تنها یک مدرسِ دروسِ رسمی نبود؛ آراستگیِ ظاهر، نظمِ مثالزدنی و لبخندِ و خوشرویی همیشگیاش، مدرسه را به محیطی امن برای تربیتِ روحِ وروان دانشآموزان تبدیل کرده بود. او به دانشآموزانِ بیبضاعت مخفیانه کمک میکرد و در اوقاتِ فراغت، با برپاییِ کلاسهای قرآن، معنویت را در جانِ آنها نهادینه میکرد.
در شهریور ۱۳۵۹، با آغاز تهاجم گسترده دشمن به خاک میهن اسلامی و توطئههای کفر جهانی علیه نظام نوپای اسلامی، سید محمد، بیقراری را بر ماندن ترجیح داد. او بر اساسِ فتوایِ رهبر و بنیانگذارِ انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، دفاع از کیانِ جمهوری اسلامی را تکلیف شرعی خود دید. او معتقد بود معلمی که درسِ آزادگی میدهد، خود باید اولین کسی باشد که در مسیرِ آزادی وشرافت انسانی واسلامی قدم بر دارد. بدین ترتیب، او با جلبِ رضایت خانواده، راهیِ میادینِ نبرد حق علیه باطل شد.
نیمه دوم فروردین ماه سال ۱۳۶۱، همزمان با بهارِ طبیعت، بهارِ معنویِ سید محمد نیز آغاز شد. او به همراهِ جمعی از همرزمان و دوستانش از پادگان غدیر اصفهان راهیِ خوزستان شد. مقصدِ آنها دانشگاهِ جندیشاپور اهواز بود که در آن زمان به عنوانِ عقبه و محلِ استقرارِ نیروها لشکر ۱۴ امام حسین (ع) وتیپ نجف اشرف استان اصفهان استفاده میشد. او در قالبِ نیروها و رزمندگان « لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و تیپ نجف اشرف» سازماندهی شد و سپس در منطقهی دارخوین مستقر شدند، تا برای یکی از بزرگترینِ عملیاتهای تاریخِ و سرنوشت ساز ایران اسلامی آماده شوند.
حضورِ سید محمد در جبهه، تنها حضور فیزیکی نبود. او در فعالیتهایِ مذهبی، دعاها و مناجاتهایِ شبانه پیشقدم بود. با آغازِ عملیاتِ غرورآفرینِ «بیتالمقدس» با رمزِ یا علیبنابیطالب(ع)،ابتدا نیروهای انسانی و رزمندگان لشکرها با سازماندهی (در قرارگاههای قدس )که ماموریت آنها در منطقه ای واقع از شمال رود کرخه کور و نیسان به طرف جنوب هویزه و نیسان و جفیر، به سوی جنوب و ادامه آن به طرف خرمشهر سازماندهی و منطقه عملیاتی آنها تعیین گردید) اما سید محمد و دوستانش در لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و تیپ نجف اشرف استان اصفهان در قرارگاه نصر و فتح برای عملیات بیت المقدس سازماندهی شدند. لذا برای انجام عملیات بیت المقدس قرارگاه نصر و فتح الزاما می بایست بر روی رودخانه کارون در مناطق دریسه، هالوپ، دارخوین و سلیمانیه چندین پل برای عبور و حرکت رزمندگان لشکر امام حسین(ع) و تیپ نجف اشرف که به طرف غرب( جاده و راه آهن اهواز _ خرمشهر) ماموریت داشتند نصب نمایند. تا رزمندگان بتوانند خود را به جاده و ایستگاههای خط راه آهن اهواز _خرمشهر به ایستگاههای آهو، حسینیه، نود تا گرمدشت برسانند. لذا در مرحله اول و دوم عملیات بیت المقدس، روزهای متوالی با نبرد شجاعانه و جانانه پاتکهای سر سختانه نیروهای دشمن بعثی را با تلفات سنگین و همچنین با شکست دژها و خاکریزها، به عقب نشینی وادار نمایند. نتیجتا رزمندگان اسلام جاده و راه آهن استراتژیک اهواز به خرمشهر را پیروزمندانه به تصرف خود در آوردند و در ادامه با عملیاتهای غرور آفرین و دشوارتر: گامبهگام به آزادسازیِ خاکِ اشغالی خرمشهر نزدیک میشدند.
عملیات بیت المقدس با رمز یا علی ابن ابیطالب در سه (۳) انجام شد. مرحله اول عملیات بیت المقدس از ۲/۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز شد، به مدت ۲۴ روز شجاعانه وسر سختانه ادامه داشت و در مرحله سوم عملیات بیت المقدس فشارِ دشمن با پاتکهایِ مکرر و سنگینِ تانکها به اوج خود رسیده بود. سید محمد در کنارِ همرزمانش در جادهی استراتژیکِ اهواز تا تصرف خرمشهر، با ایثار و پایداریِ فوقالعاده، در برابرِ دشمن ایستادگی کرد. آنها ( رزمندگان اسلام ) پس از ۵۷۸ روز اسارتِ خرمشهر، سرانجام با شکاندنِ خطوط دشمن، به سمتِ گمرک و پلیسراه خرمشهر پیش رفتند و راه را برای ورودِ فاتحان به شهر هموار کردند.
در حالی که شهرِ خرمشهر در آستانهی آزادی کامل بود و صدایِ اذانِ پیروزی به گوش میرسید، سید محمد در تاریخ ۱۳۶۱/۳/۳ در محور عملیاتی، مزدِ مجاهدتهای خود را گرفت. او تنها ۲۰ بهار از عمرش گذشته بود، که بر اثر اصابت ترکش به سر، در حالی که پیشانیاش به خون خضاب شده بود و دستانش همچون اجداد طاهرینش قمر بنی هاشم(ع) قطع شد به مقام رفیع شهادت نائل آمد. او سبکبال و آرام، همانگونه که در وصیتنامهاش آرزو کرده بود در راهِ اعتلای اسلام و وطن، جان خود را فدا کرد.
پیکر مطهر معلم شهید سید محمد آلداوود به زادگاهش خور وبیابانک بازگشت تا برای همیشه نمادی از غیرتِ فرزندان غیور و نجیب کویر باشد. او رفت اما یادداشتها خاطرات همرزمان و تأثیرِ عمیقی که بر دانشآموزانش گذاشت، هرگز فراموش نخواهد شد. او به ما آموخت که معلمی تنها گفتنِ کلمات نیست؛ بلکه عمل کردن به آرمانهاست. امروز، یادِ او در میانِ سروهایِ سربلندِ آموزش و پرورشِ استان اصفهان و منطقهی خور و بیابانک، چون چراغی راهنما، مسیرِ تعهد و ایثار را به نسلهایِ جدید نشان میدهد.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
مشاهدهٔ خبر در منبع