یک‌شنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵میز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌بازمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌باز / حوادث
حوادث

نه دانش‌آموز است، نه معلم اما هر روز به مدرسه می‌رود!

منبع: خبرگزاری فارس — اجتماعی۱۰ مهر ۱۴۰۵

در حالی که تحصیلاتش در مدرسه به پایان رسیده و مدت‌هاست که مدرک دیپلم خود را گرفته است اما تمام تابستان را در مدرسه گذراند.

گروه آموزش‌وپرورش: مدرسه استثنایی آرام‌آرام جان می‌گیرد. دانش‌آموزان وارد کلاس‌ها می‌شوند و راهروهایی که برای رفت‌وآمد این کودکان آماده شده‌اند، دوباره شاهد رفت‌وآمد چهره‌های آشنا می‌شوند. در میان این رفت‌وآمدها، امیرحسین زنونی برای بسیاری از بچه‌ها چهره‌ای غریبه نیست؛ جوانی ۲۱ ساله که خودش روی ویلچر زندگی می‌کند و بخشی از سال‌های زندگی‌اش را در همین فضا و کنار همین بچه‌ها گذرانده است.امیرحسین فقط به مدرسه رفت‌وآمد نمی‌کند؛ به این فضا تعلقی پیدا کرده است. حتی در سه ماه تعطیلات تابستان، وقتی کلاس‌ها تعطیل بودند، باز هم به مدرسه می‌آمد. نه دانش‌آموز مدرسه بود و نه عضوی از کادر آموزشی؛ اما علاقه‌اش به بچه‌ها باعث شده بود حضورش در مدرسه ادامه پیدا کند. می‌آمد، کنار دانش‌آموزان می‌ماند و هر جا می‌توانست کمک می‌کرد.پشت این حضور اما داستانی ۲۱ ساله قرار دارد؛ داستان زندگی جوانی که از همان روز تولد با معلولیت جسمی‌حرکتی روبه‌رو بوده است.روایتی از روزهای نخست زندگیامیرحسین می‌گوید که معلولیتش مادرزادی بوده و ارتباطی با حادثه یا ازدواج فامیلی نداشته است. در دوران بارداری، در سونوگرافی مشخص شده بود که جنین با مشکل مواجه است و پزشکان درباره وضعیت او هشدار داده بودند.آن روزها به خانواده گفته شده بود که ممکن است نوزاد با ضایعه شدید متولد شود یا حتی چند روز بیشتر زنده نماند. اما پدرش تصمیم دیگری داشت؛ تصمیمی که مسیر زندگی امیرحسین را تغییر داد. او به گفته خودش، پدرش حاضر نشد فرزندش را از دست بدهد و با تولد او، خانواده مسیر درمان را آغاز کردند.

امیرحسین پس از تولد تحت عمل جراحی نخاع قرار گرفت؛ بخشی که دچار بیرون‌زدگی شده بود، جراحی شد. چند روز بعد نیز به دلیل مشکل دیگری که در سرش وجود داشت، تحت عمل جراحی قرار گرفت و دستگاه شنت در سرش قرار داده شد.از شش‌ماهگی تا حدود ۱۱ سالگی، بخش مهمی از زندگی او با درمان و توانبخشی گذشت؛ فیزیوتراپی، کاردرمانی و آب‌درمانی. برنامه درمانی در سال‌های مختلف تغییر کرد؛ از روزهایی که تقریباً هر روز به مراکز توانبخشی می‌رفت تا دوره‌هایی که تعداد جلسات به هفته‌ای سه روز و بعد هفته‌ای یک روز کاهش پیدا کرد.حالا ۲۱ سال از آن روزها گذشته است؛ ۲۱ سال زندگی روی ویلچر، تحصیل، ورزش، تجربه مدرسه و تلاش برای ساختن آینده‌ای مستقل.معلولیت؛ واژه‌ای که امیرحسین با آن زندگی کرده استامیرحسین درباره معلولیت یک نگاه متفاوت با برخی شعارهای رایج دارد. او معتقد است نمی‌توان محدودیت‌هایی را که یک فرد دارای معلولیت در زندگی روزمره تجربه می‌کند، نادیده گرفت.برای او، معلولیت فقط یک واژه نیست. محدودیت را از کودکی احساس کرده است؛ از خیابان و ساختمان‌ها گرفته تا محیط دانشگاه و محل کار. وقتی یک فرد دارای معلولیت با ویلچر می‌خواهد در شهر رفت‌وآمد کند، موانع فیزیکی خیلی زود خودشان را نشان می‌دهند.او می‌گوید محدودیت‌ها از خیابان شروع می‌شوند و تا ساختمان‌ها و فضاهای اجتماعی ادامه پیدا می‌کنند. به باور او، جامعه باید به نقطه‌ای برسد که فرد دارای معلولیت بتواند بدون آنکه هر بار برای ورود به یک ساختمان، رفت‌وآمد در شهر یا استفاده از یک فضای عمومی با مانع تازه‌ای روبه‌رو شود، زندگی عادی خود را دنبال کند.

در این میان، یک مسئله دیگر هم برای او اهمیت دارد؛ نگاه جامعه به افراد دارای معلولیت. امیرحسین از اینکه گاهی افراد دارای معلولیت با نگاه متفاوتی دیده می‌شوند، گلایه دارد و معتقد است این نگاه باید تغییر کند؛ نه اینکه فرد دارای معلولیت پیش از آنکه توانایی‌ها و شخصیتش دیده شود، با محدودیت جسمی‌اش شناخته شود.دانشگاه؛ وقتی مناسب‌سازی هنوز یک مطالبه استامیرحسین اکنون در دانشگاه جامع علمی‌کاربردی و در رشته نرم‌افزار تحصیل می‌کند. از نظر درسی مشکلی ندارد و در آستانه پایان دوره کاردانی است، اما حضور در دانشگاه برای او فقط به درس و امتحان محدود نمی‌شود.یکی از دغدغه‌های جدی او، مناسب‌سازی محیط دانشگاه برای افراد دارای معلولیت است. به گفته او، برخی دانشگاه‌ها و ساختمان‌های آموزشی برای رفت‌وآمد افراد دارای معلولیت مناسب‌سازی نشده‌اند و همین موضوع، حضور روزمره آن‌ها را دشوار می‌کند.مطالبه او ساده است: فرد دارای معلولیت وقتی وارد دانشگاه، اداره، شرکت یا هر ساختمان دیگری می‌شود، نباید برای ورود و جابه‌جایی با مانع مواجه شود. مناسب‌سازی باید به شکلی در طراحی فضاهای عمومی جا بیفتد که استفاده از ساختمان برای فرد دارای ویلچر به یک چالش روزمره تبدیل نشود.

دغدغه‌ای فراتر از خودش؛ بچه‌هایی که کار ندارنداما امیرحسین وقتی درباره آینده حرف می‌زند، فقط از خودش نمی‌گوید. بخشی از نگرانی او به دوستان و همکلاسی‌های سابقش در مدرسه استثنایی برمی‌گردد؛ بچه‌هایی که حالا از مدرسه فارغ‌التحصیل شده‌اند و وارد جامعه شده‌اند.به گفته او، بسیاری از افرادی که از این مدرسه فارغ‌التحصیل شده‌اند، اکنون با مشکل اشتغال مواجه‌اند. آن‌ها تحصیل کرده‌اند، مهارت‌هایی دارند و می‌خواهند در جامعه حضور داشته باشند، اما پیدا کردن شغل برایشان آسان نیست.خود او نیز این تجربه را داشته است. در جست‌وجوی کار، بارها با موانع مختلف مواجه شده؛ گاهی مدرک تحصیلی‌اش بهانه شده، گاهی مناسب نبودن ساختمان محل کار و گاهی نیز به او گفته شده که شرکت تمایلی به استخدام افراد دارای معلولیت ندارد.همین تجربه باعث شده مطالبه او فقط پیدا کردن یک شغل برای خودش نباشد. او از مسئولان می‌خواهد شرایطی فراهم شود که افراد دارای معلولیت پس از پایان تحصیل بتوانند وارد بازار کار شوند و فرصت نشان دادن توانایی‌هایشان را داشته باشند.از ورزش تا رؤیای معلمیورزش نیز بخش دیگری از زندگی امیرحسین است. او در مسابقات ورزشی شرکت کرده و مدال برنز کشوری در رشته پرتاب وزنه را در کارنامه دارد. همین سابقه باعث شد برای ورود به دانشگاه فرهنگیان از ظرفیت مربوط به استعدادهای ورزشی استفاده کند و مدارک و سوابقش را بارگذاری کند.اما این مسیر به پذیرش او منتهی نشد و دلیل مشخصی نیز به او اعلام نشد.با این حال، علاقه‌اش به معلمی و آموزش‌وپرورش همچنان ادامه دارد. او می‌خواهد در مدرسه بماند؛ جایی که سال‌هاست با فضای آن آشناست و دانش‌آموزان دارای معلولیت جسمی‌حرکتی را از نزدیک می‌شناسد.

مدرسه‌ای که هنوز از آن دل نکنده استامیرحسین هنوز یک ترم تا پایان دوره کاردانی نرم‌افزار فاصله دارد. آینده شغلی‌اش مشخص نیست و معلوم نیست در نهایت در دنیای نرم‌افزار خواهد ماند یا راهش به کلاس درس باز خواهد شد.اما یک چیز درباره او روشن است؛ مدرسه هنوز برایش تمام نشده است.او در مدرسه‌ای که دانش‌آموزانش با معلولیت جسمی‌حرکتی زندگی می‌کنند، تنها به دنبال یک عنوان شغلی نیست. از تجربه خودش آمده است؛ از سال‌هایی که توانبخشی کرده، روی ویلچر بزرگ شده، موانع خیابان و ساختمان را دیده، در دانشگاه با مسئله مناسب‌سازی مواجه شده و برای پیدا کردن شغل با پاسخ‌های مختلف روبه‌رو شده است.شاید به همین دلیل است که وقتی از آینده حرف می‌زند، نگاهش فقط به خودش نیست. از بچه‌هایی می‌گوید که باید فرصت تحصیل، اشتغال و حضور برابر در جامعه را داشته باشند.و شاید رؤیای معلم شدن امیرحسین نیز از همین‌جا می‌آید؛ از مدرسه‌ای که روزی خودش دانش‌آموز آن بوده و حالا دوست دارد اگر راهش باز شد، در همان فضا بماند؛ این بار نه پشت نیمکت، بلکه در جایگاه معلم.#مدرسه_استثنایی #معلولیت_جسمی_حرکتی #امیرحسین_زنونی #افراد_دارای_معلولیت #مناسب_سازی #اشتغال_معلولان #دانشگاه_فرهنگیان #آموزش_و_پرورش #معلمی #ویلچر #رؤیای_معلمیپایان پیام/ ////////// به منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. ۰۸:۳۶ - ۱۰ مهر ۱۴۰۵

این خبر از خبرگزاری فارس — اجتماعی بازنشر شده و متن کامل آن در منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ خبر در منبع