حواشی تحصیل در قاب تلفن همراه؛ از دود سیگار تا کلهپاچه در مدرسه
این روزها ویدئوهایی از سیگار کشیدن در سرویس بهداشتی یک مدرسه، کلهپاچه خوردن و نیمرو درست کردن دانشآموزان در کلاس درس بازنشر شده است؛ تصاویری که پرسشهایی جدی درباره انضباط، تربیت و حالوهوای مدارس پیش میکشد.
گروه آموزشوپرورش: در روزهایی که بازگشایی مدارس و بازگشت دانشآموزان به کلاسهای درس، موضوع نگرانی گروهی از خانوادهها و بحث کاربران فضای مجازی بود، حالا ویدئوهایی از درون مدرسهها به سوژه روز تبدیل شده است؛ تصاویری با سوژههایی متفاوت، از ادعای سیگار کشیدن دانشآموزان در سرویس بهداشتی یک مدرسه تا کلهپاچه خوردن و نیمرو درست کردن سر کلاس درس.هر ویدئو چند ثانیه بیشتر نیست، اما گاهی همین چند ثانیه کافی است تا هزاران نفر درباره مدرسه، دانشآموز، معلم و نظام تربیتی قضاوت کنند. این فیلمها در نگاه نخست، تصویری دور از انتظار از فضای مدرسه به نمایش میگذارد. مدرسهای که قرار است محل آموختن، تمرین مسئولیتپذیری و شکلگیری رفتار اجتماعی باشد، در قاب گوشی تلفن همراه به صحنهای برای جنجال و قضاوت عمومی تبدیل میشود.اما آیا این تصاویر، روایت کاملی از آنچه در مدارس میگذرد هستند؟ آیا میتوان از چند ویدئوی پربازدید درباره وضعیت همه مدارس حکم صادر کرد؟ و مهمتر از همه، وقتی یک رفتار در کلاس یا فضای مدرسه به محتوایی وایرالشده تبدیل میشود، چه چیزی بیش از خود تصویر باید دیده شود؟
مدرسه؛ از محل آموزش تا سوژه شبکههای اجتماعیتا همین چند سال پیش، بسیاری از اتفاقات روزمره مدرسه در همان دیوارهای مدرسه باقی میماند؛ دانشآموزان دربارهاش حرف میزدند، خانوادهها از آن باخبر میشدند و مدیر و معلم، در صورت لزوم، موضوع را پیگیری میکردند. امروز اما یک تلفن همراه میتواند اتفاقی محدود را از محیط مدرسه بیرون ببرد و در چند ساعت به موضوع بحث هزاران کاربر تبدیل کند. در این مسیر، گاهی نه نام مدرسه روشن است، نه زمان ضبط ویدئو و نه حتی تمام ماجرایی که پیش از شروع و پس از پایان فیلم اتفاق افتاده است.ویدئوی ادعایی سیگار کشیدن دانشآموزان پسر در سرویس بهداشتی، کلهپاچه خوردن پسران دانشآموز در کلاس و تصاویر مربوط به آرایش و نیمرو درست کردن دانشآموزان دختر، از نظر ماهیت و اهمیت یکسان نیستند. مصرف دخانیات در سنین دانشآموزی، در صورت تأیید، مسئلهای مرتبط با سلامت و پیشگیری است؛ خوردن غذا در کلاس میتواند بسته به شرایط، مسئلهای درباره مقررات و نظم کلاس باشد؛ قرار دادن همه این رفتارها در یک قاب و نامیدن آنها بهعنوان نشانه قطعی یک بحران واحد، ممکن است بیش از آنکه مسئله را روشن کند، آن را به حاشیه ببرد.با این حال، انتشار این تصاویر یک واقعیت دیگر را هم آشکار میکند: مدرسه دیگر فقط در کلاس و حیاط خود تعریف نمیشود؛ بخشی از تصویری که جامعه از آن میسازد، در شبکههای اجتماعی شکل میگیرد. در چنین فضایی، یک رفتار نامتعارف ممکن است از ساعتها آموزش و فعالیت روزانه یک مدرسه بیشتر دیده شود؛ زیرا محتوای عجیب، خلاف انتظار یا بحثبرانگیز، معمولاً بیشتر از لحظههای عادی و تکرارشونده، جلب توجه میکند.
سیگار در سرویس بهداشتی؛ معاون وزیر: ادعا باید بررسی شوددر میان ویدئوهای منتشرشده، تصاویر منتسب به مصرف دخانیات در سرویس بهداشتی یک مدرسه حساسیت بیشتری ایجاد کرده است؛ بهویژه آنکه در روایت منتشرشده، نام مدارس سمپاد تهران مطرح شده بود. با این حال، بر اساس توضیحات الهام یاوری رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در زمان اعلام موضع اولیه، مستندی برای تأیید ارتباط تصاویر با مدارس سمپاد در اختیار سازمان نبوده و بررسی مدارس تهران ادامه دارد.در هر حال انتشار یک ویدئو با ادعای تعلق آن به مدرسهای مشخص، به معنای تأیید محل ضبط آن نیست. تا زمانی که زمان، مکان و هویت مدرسه احراز نشده باشد، نسبت دادن قطعی تصاویر به یک مجموعه آموزشی میتواند به قضاوتی نادرست منجر شود.در عین حال، اگر مصرف دخانیات در محیط مدرسه تأیید شود، موضوع را نمیتوان تنها به یک فیلم پربازدید تقلیل داد. در آن صورت باید پرسید چه سازوکارهای پیشگیرانهای در مدرسه و خانواده وجود داشته و برخورد تربیتی مناسب با چنین رفتاری چیست. پاسخ به این پرسشها به بررسی و اطلاعات مستند نیاز دارد، نه صرفاً بازنشر فیلم و واکنشهای شتابزده.
کلهپاچه و نیمرو سر کلاس درس تصویر خوردن کلهپاچه و درست کردن نیمرو در کلاس درس، بهدلیل فاصلهای که با انتظار عمومی از فضای کلاس دارند، میتوانند بهسرعت به سوژه شوخی و بحث تبدیل شوند. اما برای فهمیدن آنچه واقعاً اتفاق افتاده، باید از خود تصویر فراتر رفت: این فیلمها در چه شرایطی ضبط شدهاند؟ آیا مربوط به یک موقعیت استثناییاند یا رفتار تکرارشوندهای را نشان میدهند؟ مقررات مدرسه چه میگوید و مسئولان مدرسه از ماجرا خبر داشتهاند؟بدون پاسخ به این پرسشها، نمیتوان درباره انگیزه دانشآموزان یا عملکرد مدرسه حکم قطعی صادر کرد. حتی اگر رفتار نشاندادهشده با مقررات مدرسه سازگار نباشد،از سوی دیگر، اگر دانشآموزان خودشان یا دیگران را در موقعیتی قرار میدهند که هدف اصلی آن تولید محتوای پربازدید است، این موضوع پرسش دیگری را پیش میکشد: شبکههای اجتماعی چگونه بر رفتار دانشآموزان و نگاه آنان به دیدهشدن اثر میگذارند؟ آیا گاهی جلب توجه و واکنش کاربران، از خود تجربه مدرسه مهمتر میشود؟ پاسخ قطعی به این پرسشها از دل یک ویدئو بیرون نمیآید، اما تکرار چنین تصاویر و واکنش گسترده به آنها، ضرورت گفتوگو درباره سواد رسانهای و مسئولیت انتشار محتوا را یادآوری میکند.
وقتی چند ثانیه جای تمام روزهای مدرسه را میگیرددر شبکههای اجتماعی، مدرسهای که هر روز هزاران ساعت آموزش در آن جریان دارد، ممکن است با یک فیلم چندثانیهای شناخته شود. کلاسهای درس، تلاش معلمان، فعالیتهای فرهنگی، دوستیهای دانشآموزی و هزاران تجربه عادی و سازنده، معمولاً به اندازه یک تصویر جنجالی بازدید نمیگیرند. همین عدم توازن میتواند تصویری ناقص از واقعیت بسازد؛ تصویری که در آن استثنا به جای قاعده مینشیند و لحظهای کوتاه، نماینده تمام یک محیط آموزشی معرفی میشود.البته اشاره به این نابرابری در دیدهشدن، نباید بهانهای برای کنار گذاشتن پرسشهای مهم باشد. اگر فیلمی رفتار نادرستی را نشان میدهد، بررسی آن ضرورت دارد؛ اگر مدرسهای در انجام وظایف نظارتی خود کوتاهی کرده باشد، باید پاسخگو باشد؛ و اگر محتوایی بدون احراز صحت و با انتساب نادرست منتشر شده باشد، اصلاح آن نیز به همان اندازه اهمیت دارد. مسئله، انتخاب میان محکوم کردن مدرسه و نادیده گرفتن ویدئوها نیست؛ مسئله، دیدن همه ابعاد ماجراست.
مشاهدهٔ خبر در منبع