موهایت را نشان بده؛ شرط تحصیل در باکو!
موهایت را نشان بده تا اجازه بدهیم درس بخوانی و باسواد شوی! این، چکیده ماجراهایی است که کشور آذربایجان این روزها برای اسلامستیزی انجام میدهد!
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: «حجاب» اگر مهم و یک «قدرت» نبود، در طول تاریخ این همه برای حذف آن نقشه نمیکشیدند. این جمله را این روزها دختران دانشآموز جمهوری آذربایجانی با چشمهای خیس از گریه، مشتهای گرهکرده به نشانه اعتراض و اراده ستودنی برای حفظ «انتخاب» خودشان، یعنی حجاب میگویند. دولت باکو این روزها دستور رسمی «الهام علیاف» درباره ممنوعیت حجاب در مدارس را اجرا میکند، آن هم در شرایطی که گفته میشود ۹۶ درصد جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل دادهاند و حجاب از ارکان دینی آنها به شمار میرود. این دیکتاتوری نیست، پس چیست؟
حجابت را بردار!در جمهوری آذربایجان، اکثریت غالب با مسلمانان است. بعد از عراق و ایران، جمعیت شیعیان در این کشور قابلتوجه به نظر میرسد. البته درصد کمی از جمعیت این کشور را هم یهودیان و مسیحیان تشکیل دادهاند که حق قانونی برای تبلیغ عقاید خود دارند؛ اما بهتازگی دولت باکو در تصمیمی خودسرانه به اکثریت مذهبی جامعه خود دهنکجی کرده است. دانشآموزان دختر حق ندارند با پوشش حجاب به مدرسه بروند. طبق این منع ناگهانِ حکومتی، اگر یک دختر میخواهد از کف حقوق خود در یک جامعه یعنی «حق تحصیل»، بهرهمند شود باید با موی باز و لباسهای فرم که غالباً بخشهایی از بدن را به نمایش میگذارد، وارد مدرسه شود. فرض کنیم چند دهه از اجرای این قانون بگذرد و مخالفان این «اجبار غیرمنطقی» سرکوب شوند، چه خواهد شد؟ پاسخ روشن است؛ «بیسوادی اجباری» شامل حال دختران و زنان مسلمانی میشود که ناچار شدهاند برای اطاعت از دستورات دین خدا، با جبری که حکومت به راه انداخته، قید سواد و تحصیل را بزنند. بعد، حکومتی که همان دختران و بانوان را محکوم به بیسوادی کرده، تبلیغات منفی علیه دین و دیانت برخواهد داشت و ادعا خواهد کرد که مذهبیها اُمّی و بیسوادند و غربگرایی، برهنگی و بیقیدوبندی به نام آزادی، نماد روشنفکری و پیشرفت است. همه چیز عامدانه چیده شده؛ حجاب که حذف شد، قدمهای محکمتری برای مبارزه با اسلام هم برداشته میشود.
آزادیِ فرقه انحرافی تا سرکوبِ اکثریت این روزها بیحجابی اجباری در جمهوری آذربایجان در حالی انجام میشود که اقلیت یهودی و مسیحی بهراحتی و با تأیید قانونی حق تبلیغ دارند؛ اما اکثریت بیش از ۹۶ درصدی جامعه مسلمان آن با محدودیتهای آزاردهندهای روبهرو میشود. شیعیان این کشور حق ندارند برای عزاداری در ایام محرم دور هم جمع شوند. مساجد و حسینیهها اجازه برگزاری مراسم ندارند و هیچکس حق ندارد سر در خانه خود در کوچه یا خیابان، نشانههای عزاداری برای امام حسین (ع) مانند پرچم و کتل و... نصب کند. دولت باکو بهشدت با عزاداران برخورد میکند، آنها را دستگیر و زندانی میکند. «علیاف» مخالفت شدیدی با جامعه اکثریت مذهبی این کشور دارد؛ هرچند گهگاهی برای عوامفریبی همراه خانواده خود به مسجد یا مراکز مهم مسلمانان رفته است. در سیاست تحت امر او در دولت باکو، فرقه بهائیت در دو تشکل ثبت شده و مجوز فعالیت و تبلیغ دارد، اما مسلمانان نه!
تبلیغ برای مدرسه صهیونیستیچندی پیش حتی با حضور نخستوزیر رژیم اشغالگر اسرائیل، مدرسه بزرگی در این کشور افتتاح شد تا به نام افتتاح مدرسه برای یهودیان، جای پای تحصیل، زندگی، ازدواج و جولان صهیونیستها را در این کشور باز کند. ماجرا وقتی جالب میشود که خاخامها کاملاً آزادانه در فضای مجازی و تبلیغات، از نوجوانان و جوانان برای تحصیل در این مدرسه دعوت میکنند. بهعنوان آخرین شاهد مثال برای اینکه سیاستهای اسلامستیزانه دولت علیاف بهتر برایمان مشخص شود، بد نیست به تکرار «قرآن سوزی» و آسیب به مساجد و حسینیهها توسط افرادی اشاره کنیم؛ افرادی که بدون اینکه حتی صورت خودشان را بپوشانند، وقیحانه تصویر اهانت خود به مراکز مذهبی مسلمانان و قرآن را ثبت میکنند و در فضای مجازی به اشتراک میگذارند. دولت باکو حتی شده به صورتنمایشی، تا کنون هیچ اقدامی برای مقابله با توهینکنندگان به عقاید اکثریت جامعه، یعنی مسلمانان، انجام نمیدهد! درست در همین جامعه، عموم دانشآموزان محجبه، حتی نخبگان علمی، بهاجبار از تحصیل محروم میشوند، مگر اینکه بیحجاب شوند.
از تزار تا استبداد مدرنشاید برای بعضی این سؤال پیش بیاید که اگر بیش از ۹۶ درصد جمهوری آذربایجان را مسلمانان تشکیل دادهاند، چرا به نظر میرسد تعداد دانشآموزان محجبه اخراج شده از مدرسه در طرح مبارزه باحجاب، با آن آمار بالا همخوانی ندارد و حتی به نظر میرسد محجبهها اقلیت هستند؟ این پرسش دو جنبه دارد: نخست اینکه قضاوت ما نباید بر مبنای ویدئوهای فراگیر شده در فضای مجازی باشد؛ قاعدتاً این تصاویر گویای کل آنچه اتفاق میافتد نیست و نمیتواند همه دانشآموزان محجبه را نشان بدهد.قسمت دوم ماجرا هم به فرازوفرودهای تاریخی حجاب در جمهوری آذربایجان برمیگردد. سلطه ۷۰ساله جریان کمونیست و اسلامستیزی آشکار در حکومت شوروی سابق، تغییر و تحریفهای فراوانی در مسیر زندگی مسلمانان این جامعه پیش آورد. البته سختگیری نسبت به مسلمانان در آن خطه قدیمیتر از این حرفهاست. بیش از یک قرن پیش، «حاجی زینالعابدین تقیاف» با رایزنی و تلاش فراوان در دربار تزار روسیه، پس از اینکه فتوای علمای بزرگ منطقه را کسب کرد، به هر زحمتی شده راه را برای تحصیل دختران مسلمان آذربایجانی باز کرد. آنچه در پیشینه این خطه مسلمان تبار خودنمایی میکند، این است که تاریخچه مبارزه با اسلام، مسلمانان و حجاب بسیار پررنگتر از حمایت و تبلیغ شعائر مسلمانان بوده است؛ بنابراین، مردم این کشور در برابر ضدتبلیغهای فراوان، مسلمان ماندهاند؛ اما نحوه پوشش و دینداری آنها به جبر، بارها مورد هجوم، تحریف و تغییر قرار گرفته است.
بیحجابی از قاجار تا پهلویتوجه به مسئله حذف اجباری حجاب از مدارس در جمهوری آذربایجان از دو بُعد با تاریخ معاصر و امروز کشورمان قابلمقایسه است. اول؛ نگاه تاریخی! ۱۷ دی ۱۳۱۴ قانونی به دستور پهلوی اول تصویب شد که آن را با عنوان «کشف حجاب» میشناسیم. با تصویب این قانون در تمام کشور، حتی روستاهای دورافتاده، رفتارهای خشونتآمیزی با بانوان محجبه انجام میشد و بهزور چادر و روسری از سرشان کشیده میشد. حتی آنهایی که به پوشیدن پیراهن بلند و روسری پناه برده بودند هم در امان نمیماندند. بدون شک، کشف حجاب یا همان بیحجابی اجباری یکشبه شکل نگرفت. زمزمه اصلی ماجرا بهپیش از دوره پهلوی برمیگردد. شاهان قاجار، مخصوصاً ناصرالدینشاه و مظفرالدینشاه، وقتی به سفرهای خارجی رفتند، مبهوت پوشش زنان غربی قرار گرفتند. چهرههایی هم که برای تحصیل راهی غرب شدند و در هیبت روشنفکران قاجاری به کشور برگشتند، میگفتند غربیها پیشرفت کردهاند چون حجاب ندارند و مرد و زن با هم کار میکنند! یکی از معروفترین کشف حجابهای قاجاری مربوط به «فاطمه برغانی قزوینی»، ملقب به «طاهره قرةالعین» بود که در حمایت از رئیس فرقه انحرافی «باب»، روبنده و حجاب خود را برداشت.
حجاب از باکو تا تهرانرضاخان هم که بااراده دولت انگلیس سر کار آمده بود، ادامه این مأموریت را با غلظت و خشونت بیشتر برعهده گرفت. پهلوی اول در دوران حکومت خود تنها یک سفر خارجی داشت، آن هم به ترکیه. در همان سفر تحتتأثیر «آتاتورک» قرار گرفت و وقتی از آن سفر برگشت، به وزیر خود گفت که هرچه میکشیم از دست این حجاب است! شاه پهلوی بهشدت بیدقت بود؛ او حتی در همین تنها سفر خارجی خود به این مسئله دقت نکرد که چرا همسر سابق پرچمدار مبارزه باحجاب، یعنی همسر آتاتورک، همهجا در انظار عمومی محجبه بود! «لطیفه خانم» زنی محجبه بود و تمام عکسهای بیحجابی که از او منتشر شده است، مربوط به اندرونی کاخ و آلبوم شخصی اوست که طی یک توطئه به سرقت رفت و منتشر شد. زمانی که کشف حجاب در ایران اجرا شد، بانوان عفیفه بسیاری مدت ۷ سال از خانه بیرون نیامدند، رنگ کوچه و شهر و خیابان را ندیدند؛ اما حاضر نشدند حجاب و ایمانشان را از دست بدهند. این برخورد قهری نهتنها حجاب را از بین نبرد، بلکه به محبوبیت آن دامن زد. امروز راهی که علیاف میرود هم مسیر تازهای نیست. حتی زنان بیحجاب جمهوری آذربایجان در حمایت از دانشآموزان محجبهای که از درس و مدرسه محروم شدند، در فضای مجازی پویش راه انداختهاند و روسری میپوشند. مردم خودشان را به دانشآموزانی میرسانند که پشت درهای بسته مدرسه ماندهاند و اجازه ورود ندارند. اعتراضهای مردمی علیه بیحجابی اجباری آغاز شده است.
زنگ خطر در کشور همسایهحالا به منع حجاب در جمهوری آذربایجان از منظری دیگر، یعنی شرایط امروز حجاب در کشورمان، نگاه کنیم. گفتیم در جمهوری آذربایجان به دلیل چند قرن فشار سیاسی و حکومتی و البته نداشتن حکومت مرکزی دینی، مسلمانی با تغییراتی روبهرو شد. هستند خانوادههای مسلمانی که نماز میخوانند، روزه میگیرند؛ اما حجاب ندارند. اگر قلدری حکومتها در ادوار تاریخی را کنار بگذاریم و به نفوذ نرم فرهنگی هم دقت کنیم، ماجرا شفافتر میشود. دولتهایی که در جمهوری آذربایجان حکومت کردند، معمولاً به بهانه «نشاط اجتماعی»، «جذب گردشگر»، «روابط بهتر با همسایگان و غرب» و «بهروز بودن»، اقدامات مختلفی انجام دادند؛ شوهای تلویزیونی، سلبریتیها و برنامههای مختلفی که اینطور القا میکردند که هم میتوان مسلمان بود و هم بدون حجاب در یک کنسرت آواز خواند، رقصید و حتی نوشیدنیهای غیر حلال مصرف کرد و... . این همان تله اولیه بود؛ اسلام آمریکایی و انگلیسی! خانوادههایی که چراغ خاموش با این شیوه مأنوس شدند، شاید حتی فکر نمیکردند روزی برسد که شرکت در مراسم مذهبی مانند عزاداری تاسوعا و عاشورا و داشتن حجاب، تخلف تلقی شود و حتی در گامهای بعدی و ازاینپس، مسلمانی جرم باشد! اینجا درست همان جایی است که امروز برای ما زنگهای خطر به صدا درمیآید. سنگرها یکییکی فتح میشوند.
تفاوت فرانسه با باکو!مسئله منع حجاب در فرانسه یا دیگر کشورهای غربی به این وضوح برای ما پیام ندارد که اسلامستیزی و حجاب ستیزی در همسایگی ما در دولت باکو، زنگهای هشدار را برای هر جامعه مسلمانی به صدا درمیآورد. درحالیکه برخی کارشناسان معتقدند علیاف در حال تغییر مسیر جمهوری آذربایجان از یک کشور مسلمان و شیعی به سمت ترویج سنت است و مدرسان و مبلغان عربستان سعودی بهراحتی در جمهوری آذربایجان تردد و مراکز آموزشی خود را دایر میکنند، پُرواضح است که مأموریت علیاف مبارزه با اسلام و حمایت از صهیونیستهاست. تصمیمات دولت باکو در حمایت از هتاکان به دین، بهخصوص توهینکنندگان به مذهب شیعه، حمایت از انتشار کتابهای فرقههای ضاله، مبارزه با روزنامهنگارانی که از دین دفاع میکنند یا مواضع ضدصهیونیستی دارند، دستگیر و زندانی کردن نیروهای مقاومت و مدافع حرم که با عنوان «حسینیون» شناخته میشوند و حرکات بسیاری ازایندست، کاملاً مواضع این دولت نسبت به اسلام و مسلمانان را مشخص میکند. به جملات این روز دختران جمهوری آذربایجان برمیگردیم؛ اگر حجاب مهم نبود دشمن این همه با آن مبارزه نمیکرد.
مشاهدهٔ خبر در منبع