شهر برای همه کودکان؛ سهم کودکان دارای معلولیت چقدر است؟
گاهی یک پله یا فاصلهای میان مسیر و وسیله بازی کافی است تا کودکی از جمع بازیکنندگان کنار بماند و تماشاگر رفتوآمد دیگران شود. هفته ملی کودک فرصتی است برای دیدن همین فاصله؛ فاصلهای میان کودکیای که باید حق همه باشد و امکاناتی که هنوز برای همه کودکان در دسترس نیست.
گروه آموزشوپرورش: صدای خنده بچهها از میان درختان پارک به گوش میرسد. چند کودک روی تاب نشستهاند و پاهایشان را جلو و عقب میبرند؛ عدهای دور سرسره جمع شدهاند و چند نفر هم در حال بازی با توپ هستند. کمی آنطرفتر، کودکی با صندلی چرخدار همراه خانوادهاش در مسیر پارک حرکت میکند. بازی بچهها ادامه دارد؛ تابها یکی پس از دیگری خالی و دوباره پر میشوند، اما او فقط نظارهگر است.گاهی یک پله یا فاصلهای میان مسیر و وسیله بازی کافی است تا کودکی از جمع بازیکنندگان کنار بماند و تماشاگر رفتوآمد دیگران شود. هفته ملی کودک فرصتی است برای دیدن همین فاصله؛ فاصلهای میان کودکیای که باید حق همه باشد و امکاناتی که هنوز برای همه کودکان در دسترس نیست.بازی، کتاب، هنر، مدرسه و حضور در جمع همسالان، بخشهای جداییناپذیر دوران کودکیاند؛ اما برخورداری از این فرصتها برای همه کودکان به یک اندازه آسان نیست. کودکان دارای معلولیت ممکن است در مسیر استفاده از همین امکانات روزمره با موانعی روبهرو شوند که دیگران کمتر متوجه آنها میشوند؛ از فضای نامناسب یک مرکز فرهنگی و شهربازی گرفته تا برنامهای که بدون توجه به نیازهای متفاوت کودکان طراحی شده است.مسئله فقط فراهم کردن چند وسیله یا برگزاری برنامهای ویژه نیست. پرسش اصلی این است که آیا کودک دارای معلولیت میتواند در همان فضای عمومی، در کنار دیگر کودکان، بازی کند، آموزش ببیند، هنر بیاموزد و دوست پیدا کند؟ آیا حضور او در برنامهریزیهای فرهنگی و اجتماعی از ابتدا در نظر گرفته شده است یا باید پس از طراحی فضا و برنامه، برای اضافه کردنش راهی پیدا کرد؟
کودکی نباید پشت درهای بسته بماندکامران عاروان مدیرعامل جامعه معلولان ایران، هفته ملی کودک را فرصتی برای جلب توجه جامعه و مسئولان به حقوق، نیازها و ظرفیتهای کودکان دارای معلولیت میداند؛ فرصتی برای آنکه حضور این کودکان در عرصههای آموزشی، اجتماعی، فرهنگی و تفریحی جدیتر دیده شود.از نگاه وی، حمایت از کودکان دارای معلولیت تنها به ارائه خدمات تخصصی محدود نمیشود. تقویت خودباوری، آموزش کودک و خانواده، فراهم کردن زمینه مشارکت اجتماعی و دیده شدن تواناییهای هنری و مهارتی این کودکان نیز بخشی از این مسیر است. کودکی که فرصت حضور در جمع را پیدا میکند، میتواند تواناییهایش را نشان دهد و در کنار دیگران تجربه کند که معلولیت به معنای محرومیت از زندگی اجتماعی نیست.این نگاه، توجه را از خود کودک به محیط پیرامون او نیز میبرد. اگر مدرسه، پارک، شهربازی یا مرکز فرهنگی برای حضور کودکی با نیازهای متفاوت آماده نباشد، بخشی از فرصتهای رشد و تجربهاندوزی او محدود میشود؛ در حالی که بسیاری از این موانع را میتوان هنگام طراحی فضاها و برنامهها در نظر گرفت و برطرف کرد.عاروان با اشاره به محدودیت امکانات مناسبسازیشده در برخی شهربازیها تأکید میکند که هدف، ایجاد فضاهای تفریحی جداگانه برای کودکان دارای معلولیت نیست؛ بلکه باید در همان محیطهای عمومی، امکاناتی وجود داشته باشد که این کودکان نیز بتوانند از آنها استفاده کنند. به این ترتیب، بازی کردن در کنار دیگران از یک امکان استثنایی به بخشی عادی از زندگی کودک تبدیل میشود.
مدرسه؛ جایی برای آموختن تفاوتهایکی از مهمترین عرصههای شکلگیری ارتباط میان کودکان، مدرسه است؛ فضایی که در آن، افزون بر خواندن و نوشتن، همکاری، دوستی و پذیرش تفاوتها نیز آموخته میشود. اگر کودکان دارای معلولیت از جمع همسالان خود جدا بمانند، فرصت تجربه این روابط نیز محدود خواهد شد.مدیرعامل جامعه معلولان ایران از پیگیری طرحی با همکاری آموزشوپرورش و سازمان آموزشوپرورش استثنایی برای توسعه آموزش فراگیر خبر داده است. بر اساس توضیحات وی، در این طرح ایجاد آزمایشی کلاسهایی برای دانشآموزان دارای معلولیت در تعدادی از مدارس عادی تهران دنبال میشود تا این دانشآموزان بتوانند در کنار دیگران و با بهرهگیری از معلم و امکانات مورد نیاز خود در فرآیند آموزشی و اجتماعی مدرسه حضور داشته باشند.چنین رویکردی، مدرسه را تنها محل تحصیل نمیبیند؛ مدرسه فضایی است که کودکان در آن با تفاوتهای یکدیگر آشنا میشوند و فرصت پیدا میکنند بدون آنکه ویژگیهای جسمی یا حسی یک کودک، بهانهای برای کنار گذاشتن او باشد، در کنار هم رشد کنند.البته حضور در یک فضای مشترک بهتنهایی برای تحقق آموزش فراگیر کافی نیست. دسترسپذیری محیط، فراهم بودن امکانات مورد نیاز، توجه به شرایط آموزشی هر کودک و آماده بودن برنامهها برای پاسخگویی به نیازهای متفاوت، از جمله موضوعاتی است که در اجرای چنین رویکردی اهمیت دارد. هدف، صرفاً کنار هم قرار دادن کودکان نیست؛ قرار است امکان مشارکت واقعی برای همه آنها فراهم شود.
کتاب و هنر هم باید برای همه در دسترس باشددر کنار مدرسه، مراکز فرهنگی و هنری نیز سهم مهمی در تجربه کودکی دارند. کتابخانه، کارگاه هنری، بازی گروهی و فعالیتهای خلاقانه میتوانند به کشف استعدادها و شکلگیری ارتباط میان کودکان کمک کنند؛ به شرط آنکه راه ورود و مشارکت برای همه باز باشد.حامد علامتی مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بر ضرورت برداشتن موانع پیش روی کودکان دارای نیازهای ویژه تأکید کرده است. به گفته وی، دسترسپذیری فضا، محتوا، ارتباط و برنامهها باید از ابتدا در طراحی فعالیتهای مربوط به کودکان در نظر گرفته شود و اگر این موضوع از ابتدا پیشبینی نشده است، امکانات و برنامهها باید متناسبسازی شوند.این تأکید، توجه به کودکان دارای نیازهای ویژه را از یک برنامه مناسبتی فراتر میبرد. وقتی دسترسپذیری از ابتدای طراحی مورد توجه قرار گیرد، دیگر لازم نیست پس از آماده شدن یک برنامه تازه به این فکر کنیم که کودک دارای معلولیت چگونه میتواند در آن شرکت کند. کتاب، هنر، بازی، علم و تجربه باید بهگونهای عرضه شوند که کودکان بیشتری امکان بهرهمندی از آنها را داشته باشند.علامتی این موضوع را در چارچوب عدالت در فرصتهای کودکی قرار میدهد؛ عدالتی که نباید تحت تأثیر محل تولد، وضعیت اقتصادی خانواده یا نوع معلولیت کودک قرار گیرد. در این نگاه، فرصت رشد و یادگیری امتیازی برای گروهی خاص نیست و طراحی برنامههای فرهنگی و تربیتی باید امکان بهرهمندی همه کودکان را فراهم کند.
از یک روز مناسبتی تا تغییر در نگاه جامعههفته ملی کودک از ۱۵ تا ۲۱ مهر ۱۴۰۵ با شعار «لبخند کودکان، الفبای وطن» برگزار میشود. در تقویم این هفته، ۲۰ مهر به کودکان با نیازهای ویژه اختصاص دارد؛ روزی که میتواند فرصتی برای توجه بیشتر به مسائل این کودکان و بررسی موانعی باشد که حضور آنان را در جامعه دشوار میکند.عاروان نیز بر اهمیت برگزاری برنامههایی تأکید دارد که کودکان دارای معلولیت، خانوادههای آنان و سایر کودکان را در کنار یکدیگر قرار دهد. چنین برنامههایی میتواند زمینه آشنایی بیشتر خانوادهها با دغدغههای این حوزه را فراهم کند و به کودکان فرصت دهد دیدگاهها و مسائل خود را بیان کنند.با این حال، فراگیرسازی زمانی معنای واقعی پیدا میکند که اثر آن به پایان یک مناسبت محدود نماند. مناسبسازی فضاهای عمومی، توجه به نیازهای کودکان در طراحی برنامههای فرهنگی، فراهم کردن امکانات آموزشی و تفریحی و گسترش فرصتهای مشارکت اجتماعی، موضوعاتی هستند که به پیگیری مستمر نیاز دارند.مدیرعامل جامعه معلولان ایران نیز با تأکید بر ضرورت پرهیز از جدا کردن کودکان دارای معلولیت از دیگر کودکان، فراگیرسازی را به معنای حذف نکردن هیچ کودکی از فرایند جامعهپذیری، تربیت، امید و سازندگی میداند. از این منظر، حضور کودک دارای معلولیت در جمع دیگر کودکان نه لطفی ویژه، بلکه بخشی از حق او برای بازی، آموزش، تعامل و رشد است.در نهایت، سنجش توجه به کودکان را نمیتوان فقط به تعداد جشنها و برنامههای یک هفته محدود کرد. باید دید کودک تا چه اندازه میتواند به کتابخانه برود، در مدرسه مشارکت کند، از وسایل بازی استفاده کند، هنر و مهارتش را نشان دهد و در جمع همسالانش جایی داشته باشد.
مشاهدهٔ خبر در منبع