وقتی کودکان حرفهایشان را قورت میدهند
گاهی چای سرد میشود و قصههای کودک نیمهتمام میماند؛ میان مشغلههای روزمره، ممکن است پدر و مادر فراموش کنند که فرزندشان برای گفتن از شادیها، نگرانیها و اتفاقهای کوچک روزش به چند دقیقه شنیده شدن نیاز دارد.
گروه آموزشوپرورش: «گاهی وقتی فرزندم از مدرسه به خانه برمیگردد، آنقدر درگیر کارهای روزمرهام هستم که حرفهایش را نصفهنیمه میشنوم. اما کافی است چند دقیقه کنارش بنشینم و بدون عجله به حرفهایش گوش بدهم؛ آنوقت تازه شروع میکند به تعریف کردن از اتفاقهای روزش، از دوستهایش، از دلخوریهای کوچک و شادیهایی که شاید برای ما بزرگ نباشند، اما تمام دنیای او را ساختهاند.»این روایت، تصویری آشنا از زندگی بسیاری از خانوادههاست؛ خانهای که در آن بزرگترها میان کار، مسئولیت و دغدغههای روزمره در رفتوآمدند و کودکی که گاهی تنها چند دقیقه توجه میخواهد. برای او، شنیده شدن لزوماً به معنای حل شدن همه مشکلاتش نیست؛ گاهی همین که پدر یا مادر گوشی تلفن همراه را کنار بگذارد، روبهرویش بنشیند و اجازه دهد حرفش را تا انتها بزند، میتواند احساس امنیت و تعلق را در او تقویت کند. گفتوگو در چنین خانهای نه کاری اضافه بر برنامه روزانه، بلکه بخشی از زندگی و راهی برای نزدیکتر شدن اعضای خانواده به یکدیگر است.به گفته روانشناسان کودک، خانه فقط جایی برای خوابیدن، غذا خوردن و گذراندن ساعتهای پایانی روز نیست. نخستین تجربههای کودک از احترام، اعتماد، همدلی و رابطه با دیگران در همین محیط شکل میگیرد؛ جایی که ممکن است یک پرسش ساده، یک دورهمی کوتاه یا نوشیدن یک فنجان چای در کنار پدر و مادر، دریچهای برای بیان احساسات و تجربههای کودک باز کند. با این حال، در میان شتاب زندگی امروز، فرصت چنین لحظههایی گاهی کمتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
وقتی گفتوگو در خانه کمرنگ میشودکودک ممکن است در طول روز با انبوهی از تجربهها روبهرو شود؛ از شادی یک موفقیت کوچک تا نگرانی از یک اتفاق در مدرسه، از اختلاف با همکلاسی تا پرسشی که هنوز پاسخ آن را پیدا نکرده است. او برای بیان این تجربهها به فضایی نیاز دارد که در آن از پرسیدن نترسد و احساس نکند حرفهایش به دلیل کمسنوسال بودن جدی گرفته نمیشود. اگر خانه چنین فرصتی را فراهم کند، کودک یاد میگیرد احساساتش را بشناسد، درباره آنها حرف بزند و برای مشکلاتش از بزرگترها کمک بخواهد.در مقابل، کاهش گفتوگو میان والدین و فرزندان میتواند فاصلهای ایجاد کند که بهتدریج خود را در احساس تنهایی، نگرانی و دشواری بیان خواستهها نشان دهد. مسئله فقط تعداد ساعتهایی نیست که اعضای خانواده در کنار یکدیگر میگذرانند؛ کیفیت این حضور نیز اهمیت دارد. گاهی اعضای خانواده ساعتها زیر یک سقف هستند، اما هرکدام درگیر صفحهای از تلفن همراه، کاری عقبمانده یا دغدغهای جداگانهاند و فرصتی برای شنیدن صدای یکدیگر پیدا نمیکنند.حامد علامتی، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، با تأکید بر اهمیت گفتوگو در خانواده، خانه را نخستین جایی میداند که کودک باید بتواند در آن بدون هراس سؤال کند، پرسشهایش را مطرح کند و احساساتش را به زبان بیاورد؛ با این اطمینان که حرفش شنیده خواهد شد.از نگاه او، شکلگیری خانواده مبتنی بر گفتوگو به امکانات پیچیده یا برنامههای پرهزینه نیاز ندارد و گاهی یک گفتوگوی ساده، دورهمی پدر و مادر با فرزند یا حتی نوشیدن یک فنجان چای در کنار او میتواند نشاط و شادابی بیشتری برای کودک به همراه داشته باشد.
از یک فنجان چای تا شکلگیری اعتمادبهنفسگفتوگو با کودک لزوماً از پرسشهای جدی درباره آینده، درس و موفقیت آغاز نمیشود. ممکن است از همان لحظهای شروع شود که کودک به خانه برمیگردد و میخواهد ماجرای کوچکی را تعریف کند؛ ماجرایی که از نگاه بزرگترها چندان مهم نیست، اما برای خود او معنای ویژهای دارد. اگر والدین به این روایتهای کوچک فرصت بدهند، به کودک نشان میدهند که تجربهها و احساساتش ارزش شنیده شدن دارد.علامتی با تأکید بر اهمیت شنیدن صدای کودک، معتقد است این فرصت میتواند زمینه رشد اعتمادبهنفس و عزتنفس او را فراهم کند. کودک در فضایی که امکان پرسیدن و بیان احساسات را دارد، بهتدریج میآموزد درباره آنچه در ذهن و دلش میگذرد حرف بزند و برای بیان نظر خود احساس امنیت کند. چنین رابطهای همچنین میتواند به والدین کمک کند نشانههای نگرانی، دلخوری یا تنهایی فرزندشان را بهتر بشناسند؛ نشانههایی که ممکن است در شلوغی زندگی روزمره به چشم نیایند.این نگاه، مسئولیت والدین را نیز از چارچوب تأمین نیازهای مادی فراتر میبرد. خوراک، پوشاک، آموزش و امنیت جسمی از نیازهای مهم کودکاند، اما او برای رشد عاطفی خود به توجه، همراهی و رابطهای امن نیز احتیاج دارد. در این میان، شنیدن بدون قضاوت، فرصت دادن به کودک برای کامل کردن حرفش و جدی گرفتن پرسشهای او، میتواند بخشی از تجربه روزانه خانواده باشد؛ تجربهای که نه به مناسبتها محدود میشود و نه به برنامهای ویژه نیاز دارد.
هفته کودک؛ فرصتی برای بازنگری در رابطه خانواده با فرزندانهفته ملی کودک از ۱۵ تا ۲۱ مهرماه، فرصتی برای توجه دوباره به نیازها و مسائل کودکان است. در همین چارچوب، ۱۷ مهرماه با عنوان «خانه، جایی که صدای کودک شنیده میشود» به موضوع گفتوگو در خانواده اختصاص یافته است؛ موضوعی که در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما با بخش مهمی از سلامت روان، رشد عاطفی و شکلگیری شخصیت کودکان ارتباط دارد.علامتی با اشاره به افزایش اضطراب، احساس تنهایی و کاهش گفتوگو میان خانوادهها و کودکان، بر ضرورت پرداختن به این مسائل تأکید کرده است. از این منظر، روز کودک تنها فرصتی برای برگزاری برنامههای مناسبتی و ایجاد لحظههای شاد نیست؛ فرصتی است تا خانوادهها و مسئولان بار دیگر به این پرسش فکر کنند که کودکان تا چه اندازه امکان دارند درباره نگرانیها، خواستهها و تجربههای خود حرف بزنند و در تصمیمهایی که به زندگیشان مربوط است، شنیده شوند.در کنار توجه به گفتوگو، موضوعاتی مانند والدگری آگاهانه، گفتوگوی میاننسلی، سواد رسانهای خانواده، تعادل در استفاده از ابزارهای دیجیتال و سلامت روان نیز از محورهایی است که علامتی بر اهمیت پرداختن به آنها در این روز تأکید کرده است. این موضوعات به یکدیگر پیوند دارند؛ خانوادهای که برای گفتوگو وقت میگذارد، فرصت بیشتری برای شناخت تجربههای فرزندش در فضای مجازی و آگاهی از دغدغههای او پیدا میکند. در مقابل، ناآگاهی از دنیای کودکان و فاصله گرفتن از تجربههای روزمره آنان، ممکن است ارتباط میان دو نسل را دشوارتر کند.
صدای کودکان محروم نیز باید شنیده شودتوجه به کودکی، تنها به خانوادههایی محدود نمیشود که از امکانات کافی برخوردارند. برخی کودکان علاوه بر نیازهای معمول دوران رشد، با محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی نیز روبهرو هستند و ممکن است دسترسی کمتری به حمایتهای عاطفی و فرصتهای رشد داشته باشند. از همین رو، در برنامههای مورد اشاره علامتی، حمایت عاطفی از کودکان محروم نیز در کنار همکاری نهادهای حمایتی و گروههای مردمنهاد مورد توجه قرار گرفته است.۱در این نگاه، شنیدن صدای کودک باید به معنای دیدن شرایط زندگی او نیز باشد. نمیتوان از اهمیت آرامش، امنیت عاطفی و رشد سخن گفت، اما زمینههایی را که ممکن است این نیازها را تحت تأثیر قرار دهند، نادیده گرفت. همکاری نهادهای مسئول با گروههای مردمی میتواند در مسیر حمایت از کودکانی قرار گیرد که بیش از دیگران به همراهی و توجه نیاز دارند؛ کودکانی که نباید محرومیتهای خانوادگی یا اجتماعی، فرصت رشد و شکوفایی را از آنان بگیرد.مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با اشاره به برنامههای این حوزه، بر توجه به حمایت عاطفی از کودکان محروم و همکاری با گروههای مردمنهاد تأکید کرده است. این رویکرد نشان میدهد که توجه به کودک، افزون بر ایجاد فضای مناسب در خانه، نیازمند حساسیت اجتماعی و مشارکت نهادهایی است که میتوانند به بهبود شرایط زندگی کودکان کمک کنند.
لبخند کودکان؛ الفبای وطنشعار هفته ملی کودک امسال، «لبخند کودکان، الفبای وطن» است؛ شعاری که توجه به کودکی را از یک موضوع صرفاً خانوادگی فراتر میبرد و آن را به کیفیت زندگی اجتماعی پیوند میزند. کودکان امروز، بخشی از آینده جامعهاند، اما پیش از آنکه به آینده برسند، در همین روزها به فرصت شنیده شدن، حمایت عاطفی و تجربه رابطهای امن نیاز دارند. آیندهای که برای آنان تصور میکنیم، از کیفیت همین تجربههای روزانه شکل میگیرد.خانه، در این میان، نخستین نقطه آغاز است؛ جایی که کودک باید بتواند سؤال کند، از نگرانیهایش بگوید، اشتباه کند و بیآنکه از تحقیر یا نادیده گرفته شدن بترسد، احساساتش را بیان کند. چنین خانهای الزاماً خانهای بیمسئله نیست، بلکه خانهای است که در آن برای گفتوگو جا باز میشود و اختلافها نیز فرصتی برای فهمیدن یکدیگر پیدا میکنند.هفته ملی کودک از ۱۵ تا ۲۱ مهرماه، با محوریت توجه به دنیای کودکان، یادآور همین مسئولیت است؛ مسئولیتی که نمیتوان آن را به یک روز در تقویم سپرد. اگر قرار است صدای کودک شنیده شود، این شنیدن باید از خانه آغاز شود و در مدرسه، نهادهای اجتماعی و عرصه عمومی ادامه پیدا کند. شاید گاهی برای نزدیکتر شدن به دنیای کودکان، به کاری پیچیده نیاز نباشد؛ کافی است بزرگترها لحظهای مکث کنند، کنار فرزندشان بنشینند و اجازه دهند قصه روزش را تا انتها تعریف کند.
مشاهدهٔ خبر در منبع