بازنشر از منابع رسمیمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌بازمیز خبرِ روز؛ ورزش، آموزش، کنکور و حوادث
دیلی‌باز / حوادث
حوادث

بازی را به کودکان پس بدهیم

منبع: خبرگزاری فارس — اجتماعی۱۸ مهر ۱۴۰۵

هجدهم مهرماه، در هفته ملی کودک، با عنوان «بازی، زبان کودکی» نام‌گذاری شده است؛ عنوانی که ما را به یاد حقی ساده اما گاهی فراموش‌شده می‌اندازد: کودکان باید فرصت بازی داشته باشند.

گروه آموزش‌وپرورش: «تا گوشی را از دستش می‌گیرم، می‌گوید حوصله‌ام سر رفته؛ نمی‌داند چه‌کار کند.» این شاید یکی از گلایه‌های آشنای والدینی باشد که این روزها برای سرگرم کردن فرزندانشان، میان تلفن همراه، بازی‌های دیجیتال و اسباب‌بازی‌های رنگارنگ دنبال راهی می‌گردند تا ساعتی از روز را بدون صفحه‌های روشن بگذرانند. مادر دیگری از فرزندش می‌گوید که برای بازی کردن با همسالانش اشتیاق دارد، اما کمتر پیش می‌آید بچه‌های همسایه را در حیاط مشترک آپارتمان یا کوچه ببیند. انگار قرارهای بازی کودکان هم آرام‌آرام از کوچه‌ها و حیاط‌ها به صفحه‌های کوچک تلفن همراه کوچ کرده‌اند.برای بسیاری از پدر و مادرها، سرگرم شدن کودک با گوشی راهی ساده و در دسترس است؛ راهی که گاهی خستگی روزانه را کمتر می‌کند و به بزرگ‌ترها فرصت می‌دهد به کارهای عقب‌مانده‌شان برسند. اما نگرانی از زمانی آغاز می‌شود که کودک بدون تلفن همراه نمی‌تواند لحظه‌ای از روز را بگذراند، برای بازی کردن به حضور یک صفحه نمایش نیاز دارد و در جمع همسالانش کمتر فرصت پیدا می‌کند تا دوستی، همکاری و حتی اختلاف نظر را تجربه کند. آنچه والدین از آن حرف می‌زنند، فقط علاقه کودکان به فناوری نیست؛ مسئله، کم شدن فرصت‌هایی است که روزگاری بخش طبیعی زندگی کودکی بودند.

کافی است به حیاط یک مدرسه در زنگ تفریح فکر کنیم؛ جایی که چند کودک دنبال هم می‌دوند، گروهی برای بازی قانون می‌گذارند، یکی از بچه‌ها با هیجان چیزی را تعریف می‌کند و دیگری برای پیوستن به جمع، از دور دست تکان می‌دهد. در این چند دقیقه، اتفاق‌هایی می‌افتد که در برنامه درسی نوشته نشده است؛ کودکان یاد می‌گیرند چگونه نوبت را رعایت کنند، چگونه با هم کنار بیایند و چطور پس از یک اختلاف کوچک، دوباره بازی را از سر بگیرند. بازی در ظاهر چند دقیقه سرگرمی است، اما در باطن، تمرینی برای زندگی اجتماعی است.هجدهم مهرماه، در هفته ملی کودک، با عنوان «بازی، زبان کودکی» نام‌گذاری شده است؛ عنوانی که ما را به یاد حقی ساده اما گاهی فراموش‌شده می‌اندازد: کودکان باید فرصت بازی داشته باشند. هفته ملی کودک از پانزدهم تا بیست‌ویکم مهرماه با شعار «لبخند کودکان، الفبای وطن» برگزار می‌شود و در این میان، بازی فرصتی برای بازاندیشی در شیوه زندگی کودکان امروز فراهم می‌کند؛ کودکانی که میان تکالیف مدرسه، کلاس‌های آموزشی، سرگرمی‌های دیجیتال و محدودیت فضاهای شهری، گاهی فرصت کمتری برای بازی آزادانه پیدا می‌کنند.

بازی؛ چیزی بیشتر از سرگرمیبازی در نگاه برخی بزرگسالان، پاداشی است که پس از انجام تکالیف یا پایان کارهای روزانه به کودک داده می‌شود؛ چیزی شبیه جایزه‌ای کوچک برای اینکه درسش را خوانده یا به خواسته‌های والدینش عمل کرده است. اما کودک هنگام بازی نیز در حال یادگیری است؛ با این تفاوت که یادگیری او از دل تجربه و کنجکاوی شکل می‌گیرد، نه فقط از مسیر دستور و توضیح. کودکی که برای ساختن یک خانه خیالی چند وسیله را کنار هم می‌چیند، در حال آزمودن ایده‌هایش است و کودکی که با دوستانش بر سر قواعد یک بازی گفت‌وگو می‌کند، تمرین می‌کند چگونه نظر خود را بیان کند و به نظر دیگران گوش دهد.حامد علامتی، مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، با تأکید بر اهمیت بازی در زندگی کودکان، هجدهم مهرماه را روز توجه به نشاط، خلاقیت، دوستی و ساختن جهان از مسیر بازی می‌داند.به گفته وی، بازی و سرگرمی در دنیای امروز تنها وسیله‌ای برای گذراندن اوقات فراغت نیست، بلکه ابزاری برای تربیت و آموزش نیز به شمار می‌رود. این نگاه، بازی را از حاشیه برنامه روزانه کودک بیرون می‌آورد و به آن جایگاهی می‌دهد که در رشد اجتماعی، عاطفی و ذهنی کودکان دارد.اگر از بزرگ‌ترها بپرسیم در کودکی بیشتر چه چیزی را به خاطر می‌آورند، شاید پاسخ بسیاری از آن‌ها نام یک بازی گروهی، دویدن در کوچه، قایم شدن پشت دیوار یا جمع شدن دوستان در حیاط خانه باشد. این خاطره‌ها فقط یادآور سرگرمی نیستند؛ آن‌ها از تجربه‌هایی می‌گویند که در کنار دیگران شکل گرفته‌اند. در بازی، کودک همیشه برنده نیست، همیشه انتخاب نمی‌شود و همیشه هم نظرش پذیرفته نمی‌شود. او به‌تدریج می‌آموزد که زندگی جمعی به صبر، همکاری و پذیرش تفاوت‌ها نیاز دارد.

به همین دلیل، وقتی از بازی به‌عنوان زبان کودکی حرف می‌زنیم، منظور تنها خندیدن و گذراندن وقت نیست. بازی راهی است که کودک از طریق آن احساساتش را بیان می‌کند، توانایی‌هایش را می‌شناسد و جهان پیرامونش را می‌آزماید. اگر این فرصت به سرگرمی‌های منفعل و تماشای طولانی صفحه‌ها محدود شود، بخشی از تجربه‌های ارزشمند کودکی ممکن است کم‌رنگ شود؛ تجربه‌هایی که با فراهم کردن فرصت بازی آزاد و جمعی می‌توان دوباره به زندگی روزانه بازگرداند.وقتی هم‌بازی‌ها به صفحه نمایش منتقل می‌شوندتلفن همراه می‌تواند کودک را ساعت‌ها سرگرم کند؛ تصویرها تغییر می‌کنند، بازی‌ها مرحله به مرحله پیش می‌روند و محتوای تازه همیشه در دسترس است. در مقابل، بازی واقعی گاهی به چیزی بیشتر از یک وسیله ساده نیاز ندارد، اما حضور یک هم‌بازی را می‌طلبد؛ کسی که ممکن است با کودک موافق نباشد، قانون بازی را تغییر دهد یا پیشنهاد تازه‌ای مطرح کند. همین تعامل‌های پیش‌بینی‌ناپذیر، بخشی از جذابیت و ارزش بازی جمعی است.البته نمی‌توان همه بازی‌های دیجیتال را زیان‌بار دانست یا فناوری را از زندگی کودکان حذف کرد. برخی بازی‌های دیجیتال فرصت‌هایی برای خلاقیت، یادگیری و حل مسئله فراهم می‌کنند. مسئله زمانی جدی می‌شود که استفاده از صفحه نمایش جای تحرک، بازی آزاد، خواب کافی و ارتباط چهره‌به‌چهره را بگیرد. کودک به تجربه‌هایی نیاز دارد که در آن‌ها فقط تماشاگر یا دنبال‌کننده دستورهای یک برنامه نباشد، بلکه بتواند خودش آغازگر بازی باشد، تصمیم بگیرد و نتیجه انتخاب‌هایش را ببیند.

علامتی نیز با اشاره به انتقال بخشی از روابط کودکان به صفحه‌های نمایش، بر اهمیت دوچندان بازی جمعی، تحرک، دوستی واقعی و تجربه حضور در طبیعت تأکید کرده است. این سخن، یادآوری می‌کند که ارتباط انسانی را نمی‌توان به تبادل پیام یا حضور هم‌زمان در یک بازی آنلاین محدود کرد. کودکان برای شناخت یکدیگر به فرصت‌هایی نیاز دارند که در آن بتوانند کنار هم بدوند، با هم چیزی بسازند، از یکدیگر دلخور شوند و دوباره آشتی کنند.برای خانواده‌ها، ایجاد چنین فرصت‌هایی همیشه ساده نیست. زندگی آپارتمانی، رفت‌وآمدهای شهری، نگرانی درباره امنیت محیط بیرون و مشغله والدین می‌تواند بازی در کوچه و محله را دشوار کند. بنابراین، توصیه به کمتر استفاده کردن از گوشی، بدون فراهم کردن جایگزین‌های واقعی، چندان راهگشا نیست. کودک باید جایی برای بازی داشته باشد، هم‌بازی پیدا کند و مطمئن باشد که بخشی از روزش برای حرکت، کشف و سرگرمی آزادانه در نظر گرفته شده است.بازی‌های بومی و محلی؛ خاطره‌ای که می‌تواند دوباره زنده شودبرای نسل‌هایی که کودکی‌شان را در کوچه‌ها و حیاط‌های پررفت‌وآمد گذرانده‌اند، نام بازی‌های محلی کافی است تا خاطره جمع‌های دوستانه و رقابت‌های کودکانه زنده شود. بازی‌هایی که گاهی با چند سنگ، یک توپ یا خطی روی زمین آغاز می‌شدند، به وسیله‌های پیچیده نیاز نداشتند؛ آنچه بازی را زنده نگه می‌داشت، حضور بچه‌ها و اشتیاق آن‌ها برای ادامه دادن بود. کودکان با ساده‌ترین امکانات، قانون می‌ساختند، نقش‌ها را تقسیم می‌کردند و برای ساعت‌ها سرگرمی پیدا می‌کردند.

بازی‌های بومی و محلی، علاوه بر تحرک و شادی، بخشی از میراث فرهنگی جامعه‌اند. نام‌ها، شیوه اجرا، شعرها و قواعدی که نسل به نسل منتقل شده‌اند، می‌توانند پلی میان کودکان امروز و خاطرات نسل‌های پیشین باشند. بازگشت این بازی‌ها به مدرسه و محله، قرار نیست کودکان را به زندگی گذشته برگرداند؛ قرار است امکان تجربه شکل دیگری از سرگرمی و ارتباط را در کنار ابزارهای جدید برایشان فراهم کند.علامتی با اشاره به بازی‌های بومی و محلی، بر ضرورت توجه به این بخش از فرهنگ کودکی تأکید کرده و یادآور شده است که نهادهای مرتبط، از جمله فدراسیون‌های ورزشی، وزارت ورزش و وزارت آموزش‌وپرورش، نیز به این موضوع توجه دارند. اما زنده ماندن بازی‌های محلی تنها به تأکید مسئولان وابسته نیست؛ این بازی‌ها زمانی دوباره در زندگی کودکان جا می‌گیرند که در زنگ تفریح مدرسه، برنامه‌های مراکز فرهنگی، دورهمی‌های خانوادگی و فضاهای بازی محله فرصت اجرا پیدا کنند.مدرسه می‌تواند یکی از بهترین مکان‌ها برای آشنایی دوباره کودکان با این بازی‌ها باشد. حیاط مدرسه، اگر فقط محلی برای صف بستن و عبور از یک کلاس به کلاس دیگر نباشد، می‌تواند به فضایی برای تجربه بازی‌های گروهی تبدیل شود. مربیان و معلمان نیز می‌توانند با معرفی بازی‌های متناسب با سن و توانایی کودکان، زمینه مشارکت بیشتر آن‌ها را فراهم کنند. مهم این است که بازی به مسابقه‌ای اجباری یا رقابتی برای انتخاب چند برنده محدود نشود و هر کودک، با هر میزان توانایی، فرصت حضور و لذت بردن داشته باشد.

حق بازی؛ از خانه تا مدرسه و محلهبازی از نیازهای اساسی دوران کودکی است و در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد نیز به رسمیت شناخته شده است. ماده ۳۱ این کنوانسیون، حق کودک برای استراحت، اوقات فراغت، بازی و فعالیت‌های تفریحی متناسب با سن را مورد تأکید قرار می‌دهد. این نگاه نشان می‌دهد که بازی امتیازی نیست که تنها در صورت انجام تکالیف یا برخورداری خانواده از امکانات بیشتر به کودک داده شود؛ بازی بخشی از زندگی کودک و یکی از حقوق اوست.به رسمیت شناختن این حق، مسئولیتی مشترک برای خانواده، مدرسه، نهادهای فرهنگی و مدیریت شهری ایجاد می‌کند. والدین می‌توانند بخشی از زمان روزانه را به بازی بدون صفحه نمایش اختصاص دهند، اما این کار زمانی آسان‌تر می‌شود که محیط اطراف کودک نیز امکان بازی امن و جمعی را فراهم کند. مدرسه می‌تواند برای بازی‌های گروهی برنامه داشته باشد و محله نیز باید فضاهایی داشته باشد که کودکان بتوانند در آن‌ها حرکت کنند، هم‌بازی پیدا کنند و بدون نگرانی‌های غیرضروری، بخشی از وقت خود را در فضای باز بگذرانند.علامتی بر ضرورت به رسمیت شناختن حق بازی در محله، مسجد، مدرسه و برنامه‌های فرهنگی تأکید کرده است. این تأکید، بازی را از یک موضوع صرفاً خانوادگی فراتر می‌برد و به مسئولیتی اجتماعی تبدیل می‌کند. اگر کودکان به دلیل کمبود فضا، نبود امکانات یا محدودیت‌های محیطی امکان بازی نداشته باشند، نمی‌توان انتظار داشت که صرفاً با توصیه به والدین، این نیاز برطرف شود.

هفته ملی کودک فرصتی است تا این پرسش‌ها جدی‌تر مطرح شوند: آیا کودکان در محله‌های ما جایی برای بازی دارند؟ آیا زنگ تفریح مدارس به اندازه کافی فرصت حرکت و تعامل فراهم می‌کند؟ آیا برنامه‌های فرهنگی کودکان را به مشارکت دعوت می‌کنند یا آن‌ها فقط مخاطب فعالیت‌هایی هستند که بزرگسالان برایشان تدارک دیده‌اند؟ پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند نشان دهد که توجه به کودکی تا چه اندازه از شعار و مناسبت فراتر رفته و به زندگی روزانه راه پیدا کرده است.لبخند کودکان؛ الفبای وطناز پانزدهم تا بیست‌ویکم مهرماه، هفته ملی کودک با شعار «لبخند کودکان، الفبای وطن» فرصتی برای توجه دوباره به نیازها و حقوق کودکان فراهم می‌کند. این شعار، شادی کودکان را به تصویری از حال و آینده جامعه پیوند می‌دهد؛ آینده‌ای که تنها با آموزش رسمی و کسب مهارت‌های درسی ساخته نمی‌شود، بلکه به کودکانی نیاز دارد که فرصت تجربه دوستی، خلاقیت، حرکت و مشارکت را نیز داشته باشند.اختصاص هجدهم مهرماه به عنوان «بازی، زبان کودکی» نیز یادآور همین معناست. بازی باید از برنامه‌های مناسبتی فراتر برود و در زندگی روزمره کودکان جای داشته باشد. خانواده‌ها، مدارس و مراکز فرهنگی می‌توانند با فراهم کردن فرصت‌های ساده اما مستمر، شرایطی ایجاد کنند که کودکان بیشتر با یکدیگر بازی کنند، بازی‌های محلی را بشناسند و تجربه حضور در طبیعت و فضای باز را از دست ندهند.

شاید بازگشت به بازی از یک تغییر کوچک آغاز شود؛ از ساعتی که در آن گوشی‌ها کنار گذاشته می‌شوند، از توپی که به حیاط برده می‌شود، از بازی قدیمی‌ای که پدر یا مادر به کودکشان یاد می‌دهند یا از فرصتی که مدرسه برای بازی گروهی فراهم می‌کند. قرار نیست همه چیز به گذشته بازگردد؛ کافی است در زندگی امروز کودکان، برای تجربه‌هایی که هیچ صفحه نمایشی نمی‌تواند به‌طور کامل جایگزین آن‌ها شود، جا باز کنیم.بازی، زبان کودکی است؛ زبانی که با خنده، حرکت، تخیل و دوستی معنا پیدا می‌کند. اگر قرار است لبخند کودکان الفبای وطن باشد، باید این زبان را جدی بگیریم و حق بازی را از خانه تا مدرسه و محله به رسمیت بشناسیم. کودکان برای ساختن جهان خود به فرصت نیاز دارند؛ فرصتی برای دویدن، آزمودن، اشتباه کردن، آشتی کردن و دوباره آغاز کردن. گاهی همین بازی ساده، نخستین درس زندگی است.پایان پیام/#بازی_زبان_کودکی، #هفته_ملی_کودک، #کانون_پرورش_فکری_کودکان_و_نوجوانان، #حامد_علامتی، #حق_بازی_کودکان، #بازی‌های_بومی_و_محلی، #تربیت_کودک، #رشد_اجتماعی_کودکان، #کودکی_و_بازی، #کودکان_و_فضای_مجازی، #لبخند_کودکان_الفبای_وطنبه‌منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را می‌توانید از اینجا و در فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. ۰۸:۵۲ - ۱۸ مهر ۱۴۰۵

این خبر از خبرگزاری فارس — اجتماعی بازنشر شده و متن کامل آن در منبع در دسترس است.
مشاهدهٔ خبر در منبع