چکار کنیم «سالمندان» را نرنجانیم؛ متخصص طب سالمندی پاسخ میدهد
در حالی که آمار سالمندان در ایران به بیش از ۱۰ میلیون نفر رسیده، استاد طب سالمندی توصیههای بسیار کاربردی درباره چگونگی برخورد با سالمندان و مواجهه با سالمندان مبتلا به آزایمر بیان کرد.
گروه سلامت: افزایش امید به زندگی و رشد جمعیت سالمندان در ایران، در سالهای اخیر به یکی از مباحث مهم مسئولان و رسانهها تبدیل شده است. برخی از واژه «سونامی سالمندی» استفاده میکنند و آن را تهدیدی برای کشور میدانند. «دکتر یدالله ممتاز، استاد طب سالمندی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی»، در گفتوگویی تفصیلی با فارس، این نگاه را نادرست و تحقیرآمیز توصیف کرد و تأکید کرد سالمندی یک موفقیت چالشبرانگیز است، نه سونامی. وی همچنین به موضوعاتی مانند تبعیض سنی، سلامت روان سالمندان، آلزایمر، مراقبت از سالمندان و نقش خانوادهها پرداخت. مشروح این گفتوگو در ادامه از نظرتان میگذرد.
آقای دکتر! با توجه به اینکه از «سونامی سالمندی» و پیر شدن کشور صحبت میشود و برخی مسئولان آن را معضل میدانند، به عنوان متخصص این حوزه توضیح دهید این نگاه چقدر درست است و واقعیت چیست؟ابتدا باید عرض کنم افزایش طول عمر انسان و افزایش امید به زندگی برای هر کشور و هر جامعه، نشاندهنده رشد و موفقیت آن جامعه در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و امنیتی است.امید به زندگی در ایران به ۷۶ سال رسیداگر توجه کنید، امید به زندگی در کشور ما نیز رشد داشته و از حدود پنجاه سال پیش تاکنون به حدود ۷۶ سال رسیده است. این یک موفقیت بزرگ است. به دنبال افزایش امید به زندگی، تعداد افرادی که به سنین سالمندی میرسند نیز بیشتر میشود. پس باید در نظر بگیریم که افزایش جمعیت سالمندان یک موفقیت است؛ یک موفقیت چالشبرانگیز.
سالمندی سونامی نیستافزایش جمعیت سالمندانه کشور، سونامی نیست؛ یک موفقیت است. متأسفانه گاهی، مخصوصاً در ایام و هفتههایی که برای تکریم سالمندان نامگذاری میشود، از واژه «سونامی» استفاده میکنند. سونامی چیزی منفی و تخریبگر است، اما افزایش تعداد سالمندان نشان میدهد آن جامعه از شاخصهای سلامت برخوردار بوده است. این موفقیت، یک موفقیت چالشبرانگیز است.
ارائه خدمت به سالمندان در ایران سونامی استمتأسفانه بسیاری افزایش تعداد سالمندان را تهدید میبینند، در حالی که تهدید نیست؛ فرصت و چالش است. افزایش سالمندان میتواند فرصتهای شغلی در زمینههای مختلف ایجاد کند. اگر افرادی میگویند سالمندی سونامی است، در واقع نحوه ارائه خدمت سونامی است، نه تعداد افرادی که به این سن میرسند. ما به جای تکریم، متأسفانه گاهی نادانسته تحقیر میکنیم.سالمندان تخریبگر نیستندبسیاری از سالمندان از این واژه به شدت ناراحت میشوند. آنان حق حیات و حق زندگی دارند. وقتی میگوییم سونامی، یعنی شما تخریبگر جامعه و آسیبرسان هستید، در حالی که خدمات سالمندان به جامعه بسیار زیاد است. بسیاری از سالمندان علاوه بر تجربهشان، از نظر اقتصادی نیز از فرزندان و نوههای خود حمایت میکنند. بنابراین این واژه بسیار منفی است و امیدوارم مسئولان دیگر از آن استفاده نکنند. این واژه تحقیرکننده است.---نیاز اولیه یک سالمند در خانواده چیست؟ چه چیزی از فرزندان و اطرافیان میخواهد؟باید عرض کنم سالمندی یک فرایند است. آدمها از روزی که متولد میشوند، هر روز نسبت به روز قبل یک روز سنشان بالاتر میرود. اینکه سن ۶۰ یا ۷۰ سال را در نظر بگیریم، فقط یک قرارداد برای ارائه خدمت است. بسیاری از جوامع این سن را بر اساس امید به زندگی و سن بازنشستگی تعیین کردهاند تا افراد در آن سن خدمات اجتماعی بیشتری بگیرند. اما فرد سالمند همان چیزی را نیاز دارد که سایر انسانها نیاز دارند: احترام، تکریم، استقلال، احساس تعلق و توجه.
پیری هراسی در جامعه باید رفع شودمتأسفانه در جامعه ما نگاه منفی نسبت به سالمندی وجود دارد. جوامعی که در حوزه ارائه خدمات به سالمندان پیشرفت کردهاند، ابتدا روی نگرش جامعه و مسئولان کار کردهاند. من خودم در این زمینه تحقیقاتی انجام دادهام؛ نگرش خود سالمندان نسبت به دوران سالمندی مثبت است، اما نگرش جامعه منفی است. چرا؟ چون یک «پیریهراسی» در جامعه وجود دارد. همه جوانان سالم نیستند و همه سالمندان نیز بیمار نیستند. سالمند مترادف بیمار نیستمتأسفانه جامعهای که سالمند را با بیماری مترادف میداند، تصور میکند همه سالمندان نیازمند و بیمارند. بسیاری از افراد غیرسالمند که نگرش منفی نسبت به سالمندی دارند، خودشان نیز از سن فعلیشان ترس دارند. این نگاههای منفی باعث میشود رفتار ما با سالمندان رفتارهای منفیگرایانه و به دور از تکریم باشد. باید نگرش جامعه و مسئولان اصلاح شود.
احترام و تکریم بزرگترین نیاز سالمندانمشخصاً چه نیازهایی در سالمندان پررنگتر است که ما جوانترها باید بیشتر به آن توجه کنیم؟ نکته مهم این است که احساس استقلال، احترام و تکریم در حوزههای روانی و اجتماعی برای سالمندان بسیار مهم است. آنان نمیخواهند احساس طرد شدن از جامعه کنند. ما گاهی میخواهیم خدماتی به سالمندان ارائه کنیم، اما این خدمات باعث احساس طرد شدن آنان میشود. سالمند میگوید من مثل سایر گروهها هستم، اما میخواهم استقلالم حفظ شود، احترامم حفظ شود، مورد تکریم باشم و طرد نشوم. مثل همه آدمها میخواهد احساس تعلق به جامعه کند.متأسفانه حتی در ایام کرونا دیدیم که برای کاهش ترس مردم، گاهی میگفتند این بیماری مربوط به سالمندان است، در حالی که اینطور نبود و همه را درگیر میکرد. این نگاه منفی نسبت به سالمندان است. سالمندان مثل سایر گروهها میخواهند زندگی کنند. احترام، تکریم و احساس تعلق به جامعه برای آنان بسیار مهم است. وقتی سن بالا میرود، برخی نیازهای احساسی ممکن است سختتر برآورده شود و مهارتهای خاصی لازم داشته باشد.
همه انسانها نیازهای اساسی دارند: تغذیه، سلامت، خوراک، پوشاک و سرپناه. نیاز دیگر، نیاز به تعلق است. افراد وقتی بازنشسته میشوند، گاهی احساس طردشدگی میکنند. آنان نیاز به تعلق به جامعه، دوست داشته شدن و دوست داشتن دارند. نیاز به آزادی و تصمیمگیری دارند. مثل همه آدمها نیاز به تفریح و درمان دارند. این نیازها احساسی است و همه آن را دارند، اما نحوه برآورده کردن آن در سالمندان متفاوت است.در حوزه سالمندی، «طب سالمندی» داریم. طب سالمندی یک طب جامعنگر است که بیش از تمرکز بر بیماری، بر خود بیمار تمرکز میکند و کل فرد را میبیند. تفریح سالمند نیز مثل نوزاد لازم است، اما نحوه برآورده کردن آن متفاوت است و باید بستر آن فراهم شود.
شادی بزرگترین هیجانی است که سالمندان تجربه میکنند از نظر روحی و روانی، با افزایش سن چه تغییراتی در سالمند ایجاد میشود و ما باید چگونه برخورد کنیم که شأن و منزلتش خدشهدار نشود؟برخلاف تصور رایج که سالمندی را دوره تنهایی و غم میدانند، باید عرض کنم دلیل علمی وجود دارد که بیشترین هیجانی که سالمندان تجربه میکنند، شادی است. اما ما گاهی به جای کمک، حس ناامیدی، یأس و غم را به آنان القا میکنیم. اخیراً درصدی اعلام شده بود که بسیاری از سالمندان احساس تنهایی میکنند.تنها بودن برای سالمند بد نیست؛ احساس تنهایی مخرب استاولاً تنها بودن الزاماً چیز بدی نیست. تنها زندگی کردن نیز الزاماً بد نیست. بسیاری از سالمندان با خانواده زندگی میکنند اما احساس تنهایی میکنند و بسیاری نیز تنها زندگی میکنند اما احساس خوبی دارند. احساس تنهایی مهم است، نه صرفاً تنها زندگی کردن.اگر سالمندی از نظر اقتصادی در وضع خوبی باشد و تنها زندگی کند، این الزاماً چیز منفی برای جامعه نیست. آدمها توان دارند استقلال خود را حفظ کنند و وابسته به کسی نباشند. بی توجهی، بزرگترین دغدغه سالمنداناما نکته مهم این است که سالمندان از سوء رفتار پنهان میگویند. در تحقیقی، بسیاری از سالمندانی که با خانواده زندگی میکردند، گفته بودند مورد سوء رفتار واقع میشوند. وقتی بررسی کردیم، دیدیم دعوا، تغذیه، خوراک و پوشاک مهم است، اما اثرگذار نیست. آنان گفتند توجه به ما نمیشود. مثلاً دختر یا پسرش میخواسته ازدواج کند و به او نگفته است. این احساس تنهایی ایجاد میکند.
اگر بخواهم تعریفی از سلامت روان در دوران سالمندی ارائه دهم، میگویم: «داشتن شوق و ذوق زندگی». یعنی فرد از نظر روانی سالم است که احساس کند هنوز ارزشمند است، عزت نفس دارد و زندگیاش معنا دارد. گاهی افراد آگاه نیستند و میخواهند خدمتی ارائه کنند، اما باید القا کنند که فرد بیمار است، در حالی که اینطور نیست.ماجرای خواندنی از یک سالمندخاطرهای تعریف کنم: دوستی میگفت پدرم دردهای مبهم دارد و هر جا میبریمش، دردش کم نمیشود. قرار بود ساعت ۶ او را به دکتر ببریم. ساعت ۴ به او گفتم زودتر برو پیش پدرت. رفت و پدرش گفت چرا زود آمدی؟ گفت کاری نداشتم، گفتم بیایم پیشت. درک سالمند بسیار مهم استچای دم کردند و با هم نشستند. پدر گفت: «امروز دکتر نمیرویم، حالم خوب است.» ببینید نیاز به توجه چقدر مهم است. ما فکر میکنیم سالمند درک نمیشود، اما درک شدن برایش بسیار مهم است. وقتی توجه کند، گاهی دردش برطرف میشود.ما دوران نوجوانی را تجربه کردهایم و میتوانیم احساس نوجوان را درک کنیم، اما دوران سالمندی را تجربه نکردهایم و برای سالمندان برنامهریزی میکنیم، بدون اینکه دانش واقعی یا تجربه آن را داشته باشیم. سالمند میگوید: «من همینکه هستم را درک کن؛ من را تحریف نکن.»
سالمندان را با همه ویژگیها بپذیریدتکریم سالمند یعنی چه؟ چه رفتارهایی تکریم واقعی است و چه رفتارهایی تحقیرآمیز؟تکریم یعنی همانکه هست را بپذیری و نخواهی تغییرش دهی. گاهی افراد میخواهند سالمندان را تغییر دهند و فکر میکنند این تکریم است. در مراسم روز تکریم سالمندان بودم. مجری از بالا میگفت: «آفرین عروس خانم، دختر گل، پسر گل.» وقتی به چهره سالمندان نگاه میکردی، احساس ناخوشایندی داشتند.چرا؟ چون میگفتند من میخواهم همینکه هستم پذیرفته شوم. وقتی تو داری اینگونه صحبت میکنی، داری به من میگویی تو ارزش نداری و ما میخواهیم تغییرت بدهیم.احترام بزرگترین در خواست سالمندانبسیاری هستند که با پدر و مادر خود کودکانه صحبت میکنند و فکر میکنند اوج محبت است. خیر، سالمند نیاز به احترام دارد. گاهی در گروههای مختلف میگویم ما راهی نداریم، میترسیم اگر بگوییم، حداقل مراقبت هم از ما سلب شود. پس آشنایی جامعه بسیار مهم است که بداند چگونه رفتار کند
نحوه خطاب کردن سالمندان چگونه باید باشد؟ چه واژههایی اثر مثبت یا منفی دارد؟ همه دوست دارند با اسم خودشان صدا زده شوند. از واژههایی مثل «پدر» و «مادر» برای سالمندان غریبه استفاده نکنیم. افراد خودشان فرزند دارند و ایشان پدر و مادر ما نیستند. چرا فقط میگوییم پدر و مادر؟ چون فقط میخواهیم بگوییم سنت بالاست. این یعنی فرد را از گروه سنی جوانان خارج میکنی. اگر پدرت در نوبت بنشیند، تو فقط سن زیادتر را القا میکنی.هر وقت همکاران در حوزه بهداشت، درمان، روانشناسی و مددکاری بخواهند به این گروه سنی خدمت کنند، باید توجه کنند که این اولین تبعیض سنی است. وقتی سالمند احساس تبعیض سنی کند، رابطه درمانی شکل نمیگیرد. بیش از ۸۰ درصد سالمندان میگویند از صبح که از خانه بیرون میروند، نوعی رفتار تبعیض سنی را تجربه میکنند. دوست نداریم، اما نمیتوانیم کاری کنیم.---در فرهنگ ما احترام به بزرگتر وجود دارد. مثلاً در صف نان یا مراکز درمانی، چگونه احترام کنیم که حرمت سالمند لکهدار نشود؟ مثال خوبی مترو و اتوبوس است. وقتی سالمندی وارد میشود و ما میخواهیم بلند شویم، اولین چیزی که القا میکنیم حس ناتوانی است، نه احترام. اما میتوانیم بگوییم: «آقا/خانم، من ایستگاه بعد پیاده میشوم، اگر تمایل دارید بنشینید.» این خیلی مهم است. بلند شدن ناگهانی، احترام نیست؛ ترحم است. احترام این است که از قبل جایگاه سالمند را در جامعه حفظ کنیم. مثلاً صندلیهای مخصوص سالمندان را ما اشغال نکنیم.
این احترام است. اگر نشسته باشیم و ناگهان بلند شویم، حس ناتوانی القا میکنیم، نه حس بزرگی و احترام.۸۰ درصد سالمندان می گویند مثل بقیه به ما نگاه کنیدتبعیض سنی در جامعه به شکلهای مختلف صورت میگیرد، اما سالمندان نمیتوانند چیزی بگویند. بیش از ۸۰ درصد آنان میگویند دوست داریم مثل بقیه با ما رفتار شود.مشخصاً تبعیض سنی یعنی چه؟ چه کاری نکنیم که سالمند احساس تبعیض کند؟ تبعیض سنی یعنی کلیشههای منفی داریم و وقتی به سالمند میرسیم، این کلیشهها در رفتار ما تأثیر میگذارد. رفتار ما فقط بر اساس سن فرد قضاوت میشود. مثلاً تبعیض جنسی نیز همینطور است. برخی فکر میکنند کلیشههای مثبت خوب است، مثل «سالمند خردمند و باتجربه است.» باید عرض کنم کلیشهها، چه مثبت و چه منفی، آسیبرسان هستند. کلیشههای منفی مثل «همه سالمندان ناتوان هستند»، «همه در خانه سالمندان هستند»، «همه آلزایمر میگیرند» و «همه سالمندان نیاز جنسی ندارند» نادرست است. تحقیقات تازه ما نشان میدهد بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصد نمونهها هم نیاز جنسی و هم فعالیت جنسی دارند. اما گروههای سنی دیگر فکر میکنند والدینشان هیچ نیاز جنسی ندارند. حتی در مراکز بهداشتی و درمانی و در میان همکاران حوزه بهداشت و روانشناسی، درباره مسائل جنسی با سالمندان صحبت نمیشود. سالمندان نیز نیازهای خود را دارند و باید به آن پرداخته شود.
کلیشههای مثبت نیز آسیبرساناند. وقتی میگوییم سالمند خردمند و باتجربه است، اجازه اشتباه به او نمیدهیم و بار مسئولیت زیاد میکنیم. همه انسانها دوست دارند مورد تکریم قرار بگیرند، نیازهای احساسیشان مورد توجه قرار گیرد، در جامعه باشند و طرد نشوند. وقتی انسان احساس طرد شدن میکند، احساس سربار بودن میکند. وقتی به فرد میگویند تو سونامی هستی، آیا واژه بدتر از این هست که تو سربار جامعهای؟ نه، من یک موفقیت چالشبرانگیز هستم و میتوانم فرصت ایجاد کنم؛ فرصت فناوری، اشتغال، هوشمندسازی خانه، تولید و درمان. باید احساس ناامیدی القا نکنیم و شور و شوق زندگی را در سالمندان تقویت کنیمتوجه و درک شدن، نیاز اساسی سالمند استبسیاری از سالمندان دوست ندارند عمل جراحی بزرگ انجام دهند تا پنج سال بیشتر عمر کنند، اما مورد بیتوجهی قرار بگیرند. توجه و درک شدن، نیاز اساسی سالمند است. از درجه یک به درجه دو تغییر پیدا نکنند. وقتی تبعیض سنی قائل میشویم، یعنی سن را جدا میکنیم. من بارها به همکارانم میگویم اول سن سالمند را نپرسید. پرسیدن سن در ابتدا یعنی تو از ما جدا هستی. این احساس ناخوشایند و اقلیت بودن ایجاد میکند. توجه کردن به سالمندان بالاتر از هر چیزی است. اهمیتش بیشتر از مسائل مالی است. درک شدن، مورد توجه قرار گرفتن و احساس سربار نکردن، بسیار مهم است.
سالمندان را کنترل نکنیددرباره بیماریهای مزمن مثل دیابت و فشار خون و پرهیزات غذایی، چالش بین فرزندان و والدین سالمند را چگونه مدیریت کنیم؟اول باید عرض کنم دیابت و فشار خون، بیماری دوران سالمندی نیست. بسیاری از افراد این بیماریها را در سنین قبل داشتهاند و با خود به دوران سالمندی آوردهاند. نحوه آموزش دادن به سالمندان نیز مهم است. برخی فرزندان میخواهند سالمند را کنترل کنند، اما سالمند از کنترل شدن ناراحت میشود. مدام میگویند این را بخور، آن را نخور، و سالمند احساس میکند هیچ ارزشی ندارد. با سالمندان دستوری صحبت نکنیدنحوه گفتن بسیار مهم است؛ نباید دستوری باشد. فرد نباید احساس کند تحت کنترل است. بهتر است پیش متخصص برود و آموزشهای لازم را دریافت کند. متأسفانه برخی فرزندان تنها ابزار کنترل والدینشان این است که بگویند این را نخور و آن را بخور. این زندگی را برای سالمند سخت میکند. لازم نیست فرزند در خانه نقش معلم را داشته باشد. میتوانند از متخصص بخواهند آموزشها را ارائه دهد. پیامهای آموزشی دستوری، احساس ناخوشایند ایجاد میکند.
اگر شنوایی سالمند کاهش پیدا کند یا یک حرف را چند بار تکرار کند و فرزندان فکر کنند لجبازی است، چه باید کرد؟ تحلیل رفتن بدن طبیعی است. وقتی سن بالا میرود، اندامها و عضلات تحلیل میروند. مغز انسان نیز مثل سایر اندامها و قوای ذهنی، تحلیل میرود. همانطور که بینایی و شنوایی کاهش پیدا میکند، قوای ذهنی نیز ممکن است کاهش یابد. این طبیعی است. اولین مسئله، پذیرش واقعیت است. فراموشیهای طبیعی مثل فراموش کردن اسم، یادآوری بعدی، فراموش کردن خرید یک قلم، یا ندانستن روز هفته، معمول است و عملکرد فرد را بهشدت تحت تأثیر قرار نمیدهد. نشانههای برجسته آلزایمر اما آلزایمر فراموشیهای پیشرونده و غیرقابل برگشت دارد و کل زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. مثلاً ماست را در کمد لباس میگذارد، قدرت تصمیمگیری، قضاوت و برنامهریزی مختل میشود. نشانههای برجسته آلزایمر شامل تکرار چندباره سؤال، گم کردن راه خانه، ناتوانی در اداره زندگی و فراموش کردن نام و چهره نزدیکان است.نشانههای آلزایمر را از چه زمانی جدی بگیریم و چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟ نیازی نیست فرد حتماً بیمار شود. از سنین ۶۰ تا ۶۵ سالگی، متخصص میتواند ارزیابی جامع انجام دهد و حتی احتمال آلزایمر یا اختلال شناختی را پیشبینی کند.ما نباید منتظر بمانیم فرد بیمار شود. در مراکز ارائه خدمات سالمندان، ارزیابی جامع از نظر جسمی، روانی و اجتماعی انجام میشود. در آلزایمر، درمان قطعی وجود ندارد، اما پیشگیری و کند کردن شدت و فرایند بیماری تا حدی ممکن است. باید جامعه را نترسانیم. بالای ۸۵ سال، حدود ۵۰ درصد افراد علائمی از آلزایمر دارند. در ۸۰ سال به بالا نیز درصد قابلتوجهی وجود دارد.
---اگر فرد به ۹۰ سالگی رسیده و نشانههای آلزایمر دارد، وظیفه خانواده چیست؟ آیا تغذیه و فعالیت ذهنی اثر دارد؟برخی شرکتهای داروسازی و مکملها تبلیغ میکنند که با مصرف فلان ویتامین آلزایمر نمیگیرید، در حالی که باید ارزیابی شود. اگر فرد نیاز به ویتامین D یا مکمل خاص دارد، باید تجویز شود. من نگاهم به سالمندی واقعی است و منفیگرایی ندارم. آلزایمر بعد از ۸۵ سالگی احتمالش برای بسیاری وجود دارد و باید پذیرفت. ما نمیتوانیم ۳۰ سال زندگی فرد از ۶۰ تا ۹۰ سالگی را تحت تأثیر شدیدترین کلیشههای منفی ببریم. تعداد افرادی که واقعاً نیاز به مراقبت دارند، ممکن است فقط دو سال پایانی عمرشان باشد. در آن دوره، هم مراقبت جسمی و هم مراقبت شناختی و تصمیمگیری نیاز دارند.با سالمندان آلزایمری این طور رفتار کنیدتأکید میکنم خانوادهها حتی اگر فرد آلزایمری دارند، باید به نحوی احساس مفید بودن به او بدهند. مثلاً وقتی غذا درست میکنند، از او بپرسند آب را اول بریزم یا روغن؟ چقدر نمک بریزم؟ وقتی اینگونه میگوییم، احساس مفید بودن و کارآمدی میکند و احساس سرباری نمیکند. نوع رابطه و ارتباط با فرد آلزایمری بسیار مهم است.---خانوادههای ساندویچی چه خانوادههایی هستند و چه مشکلاتی دارند؟ خانوادههای ساندویچی خانوادههایی هستند که از یک طرف والد سالمند نیازمند مراقبت دارند و از طرف دیگر فرزندان نوجوان، جوان یا کودک نیازمند مراقبت. این خانوادهها بین دو گروه سنی گیر کردهاند و فشار زیادی را تحمل میکنند. باید در سیاستگذاریها به آنان توجه شود. در روز سالمند، علاوه بر خود سالمندان، خانوادههای مراقب نیز باید مورد توجه قرار گیرند.
خانه سالمندان خوب یا بد استفارس: آیا خانه سالمندان گزینه خوبی است یا بد؟کلیشه منفی در مورد خانه سالمندان این است که مردم فکر میکنند افرادی که آنجا هستند، والدین فرزندانی هستند که آنان را رها کردهاند. خیر، اینطور نیست. ما میگوییم کرامت سالمندی باید محور مراقبت باشد. ارائه خدمت باید کرامتمحور و تکریممدار باشد.آیا معنای تکریم این است که سالمند تحت هر شرایطی در خانه بماند؟ خیر. همانطور که فرد نیاز به CCU یا ICU دارد، ممکن است نیاز به مراقبت تخصصی در خانه سالمندان داشته باشد. خانه سالمندان الزاماً جای فرزندان ناخلف نیست. گاهی برای ارائه خدمات بهتر باید آنجا باشد. فرد مبتلا به آلزایمر، نحوه ارتباط با او تخصصی و حرفهای است. اعضای خانواده با سالمند آلزایمری خسته میشوند، چون اصول مراقبت را نمیدانند. ممکن است فرد دچار توهم و هذیان شود. مراقبان باید آموزش ببینند. بیمار واقعی فقط سالمند نیست؛ خانواده نیز بیمار واقعی است. بسیاری از مراقبان نمیدانند چگونه با فرد آلزایمری رفتار کنند.
به صورت کاربردی، خانوادهها با فرد آلزایمری چه جملاتی بگویند و چه جملاتی نگویند؟فرد آلزایمری ممکن است دچار توهم و هذیان شود. مثلاً میگوید انگشتر من را دزدیدی، در حالی که هرگز انگشتر نداشته است. مراقب فکر میکند به او تهمت زده شده و درگیر میشود. در حالی که مراقب باید بداند این هذیان است. بعضی سالمندان میگویند دزد آمده. فرزندان میخواهند متقاعدش کنند، در حالی که فرایند شناختی فرد مختل شده و متقاعد شدن معنا ندارد. تکنیکهای آموزشدیده وجود دارد. مثلاً بگوییم: «ما یک پلیس استخدام کردهایم که هر کسی بخواهد دزدی کند، بگیرد.» فرد خوشحال میشود و پنج دقیقه بعد یادش میرود. یا وقتی میگوید انگشترم را دزدیدهاند، بگوییم: «چقدر سخت است، بیا پیدایش کنیم.» و بعد یادش میرود. اما خانوادهها میخواهند سالمند را متقاعد کنند.
اگر بخواهید توصیههای کاربردی کوتاهی به خانوادهها داشته باشید، چه میگویید؟ احترام، تکریم و حفظ استقلال فرد بسیار مهم است. ما گاهی میخواهیم کمک زیادی کنیم، اما استقلال را از سالمند میگیریم. حفظ استقلال سالمند، بزرگترین کمک خانواده است. حتی هنگام حمام دادن والدین، اگر خودشان نمیتوانند، دستشان را بگیرید و با دست خودش شستوشو کنید تا حس استقلال و مفید بودن حفظ شود و احساس سرباری نکند. نباید سالمند در خانه احساس سرباری کند و آرزوی مرگ داشته باشد. همه انسانها دوست دارند زندگی کنند. اگر انسانی آرزوی مرگ میکند، یعنی شرایط زندگی برایش مناسب نیست. باید سالمندان را مورد احترام و تکریم عملی قرار دهیم. تکریم باید عملی باشد، نه شعاری. گاهی نیاز است سالمند برای مدت کوتاهی در خانه سالمندان باشد تا مراقبت بهتری دریافت کند. تحرک و حرکت برای سالمندان بسیار مفید است. باید امید به روزهای بهتر داشته باشیم.بعضی در جامعه میگویند این آقا یا خانم چرا زندگی میکند و چه لذتی دارد؟ تو نمیدانی، چون به آن مرحله نرسیدهای. سالمند نیز منابعی برای لذت و شوق و ذوق زندگی دارد. نگاه منفی نداشته باشیم. این دوره میتواند دوره طلایی زندگی باشد. اضطراب امتحان و بسیاری از استرسهای دورههای دیگر در آن نیست. لذت بردن در هر دورهای اکتسابی است. باید یاد بگیریم چگونه لذت ببریم. اگر ندانیم، احساس طلب مرگ میکنیم. میتوانیم آموزش بدهیم و یاد بگیریم و از دوران سالمندی لذت بهتری ببریم.
درباره شکاف بین نسلی و ارتباط سالمندان با جوانان چه نظری دارید؟گاهی سالمندان در پارکها کنار هم جمع میشوند و گروههای جداگانه تشکیل میدهند. چرا؟ چون میترسند در جمع جوانان طرد شوند. اختلاف نسلی و شکاف بین نسلی زیاد است. هم به آنها باید حق داد و هم به نسل جدید. برای کاهش شکاف بین نسلی باید کار کرد. بخشی از این شکاف را خانوادهها ایجاد کردهاند. بسیاری از خانوادهها، مخصوصاً مادران، از ارتباط فرزندان با نسل قبلی جلوگیری میکنند و فکر میکنند افکار آنان پوسیده است. این ناشی از نگرش منفی است. اصول مراقبت و ارتباط با سالمندان باید در جامعه آموزش داده شود. وقتی نگرش جامعه منفی باشد، خانوادهها اجازه نمیدهند فرزندانشان با پدربزرگ و مادربزرگ ارتباط داشته باشند. این عامل اصلی شکاف بین نسلی است
بسیار سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار خبرگزاری فارس قرار دادید. اگر نکته پایانی دارید، بفرمایید.ممنونم. امیدوارم نگاه جامعه و مسئولان به سالمندان اصلاح شود. سالمندان سرمایه جامعه هستند و باید درخور شأن و منزلت انسانی با آنان رفتار شود. دوران سالمندی میتواند دوره طلایی زندگی باشد، به شرط آنکه نگاه منفی را کنار بگذاریم و تکریم، توجه و حفظ استقلال را سرلوحه رفتار خود قرار دهیم.#سالمندی#سالمند#آلزایمر#خانه_سالمندان#یدالله_ابوالفتحی_ممتاز#طب_سالمندی#پیر_شدنبه منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید. ۱۳:۵۳ - ۱۳ مهر ۱۴۰۵
مشاهدهٔ خبر در منبع