سیریک جشن «عقد» بود نه «حنابندان»!
«دست و پاهایشان را حنا نبسته بودند؛ مراسم عقد بوده نه حنابندان و عروسی!» از کنار این جملات ساده نگذریم. یک نفر در میان این کلمات خودش را پنهان کرده است.
گروه جامعه؛ نعیمه جاویدی: فضا تنگوترش است و بهزحمت چند صندلی برای نشستن مردم گذاشتهاند. چند نفر هم سرپا ایستادهاند. هرکدام از حاضران منتظرند متصدی نامشان را صدا بزند و نوبتشان برسد. بعضی برای سرگرمشدن و چندنفری هم برای اینکه جزئیات بیشتری درباره حملات شب گذشته آمریکا به نقاطی از کشور بهخصوص جنوب ایران بدانند، با تلفن همراه مشغول هستند.یکدفعه یک مرد جوان با صدای نسبتاً بلند میگوید: «احمق!» همه متعجب چشم میدوزند به او. باحالت خاصی که بیشتر شبیه عصبانیت باشد تا شرمندگی، صفحه تلفن همراهش را نشان آقایی میدهد که کنارش ایستاده است.ظاهراً متن، عکس یا محتوایی را نشان او میدهد و میگوید: «زدن جشن مردم را با خون یکی کردند بعد این مردک احمق نوشته: عروسی و حنابندون نبوده که مراسم عقد بوده! یکی نیست بگه چه فرقی داره آخه دیوانه!»صورتش تا بناگوش از عصبانیت سرخ شده است. مردی که نزدیک ایستاده میگوید: «حرص نخور داداش! اینها منفعتشان تو نفهمیدنه...»
ما جنایتکار نیستیم!آنچه خلاصهاش را در بالا خواندیم، گوشهای از واکنشهای متفاوت به حادثه حمله خونین به مجلس شادی در «سیریک» استان «هرمزگان» است. همان جایی که شب گذشته با خواندن اخبار مربوط به آن حالمان خراب شد و دلمان گرفت. همان هرمزگان مدرسه میناب.وقتی آمریکا به مدرسه شجره طیبه میناب حمله کرد، آن هم درست در نخستین روز از جنگ رمضان برای فریب افکار عمومی، بهانه کردند که آنجا یک مدرسه نبوده، هدف نظامی بوده. حتی در نخستین ساعات با شایعهسازی ادعا کردند، بمباران مدرسه هم کار خود نظام جمهوری اسلامی ایران است.دستیاران رسانهای سیاستمداران آمریکایی و غربی با بازی رسانهای، عملیات روانی، تکذیب، فرافکنی و سفیدشویی سعی کردند زهر آن جنایت تمامعیار را بگیرند.
دروغهایی که باور نشد!تلاش دشمن بیفایده بود و افکار عمومی حقیقتجو راه خودش را رفت. مردم گفتند اگر آمریکا عامدانه این مدرسه را هدف قرار نداده چرا سه بار در فاصلههای زمانی بسیار کوتاه آن دبستان را با تمام دانشآموزان و معلمانش بمباران کرده؛ درست وسط ساعت درس!اگر ادعای آمریکا به فرض محال درست میبود و این مدرسه کاربری نظامی داشت، چرا در ساعت خارج از ساعت مدرسه بمباران نشده است؟ اینها پرسشهایی ساده نبودند، دقتهای بجایی بودند که حنای دشمن در فریب رسانهای را بیرنگ کرد.کمی بعد پرده از چهره این وقاحت افتاد. بعل پرستان آمریکایی و صهیونیست نام عملیات حمله به دبستانی در میناب را عملیات «خشم اپستین» گذاشته بودند.ساکنان جزیره فساد با ریختن خون ۱۶۸ کودک و شماری از معلمانشان در مدرسه بهرسم جزیره شیطانی قربانی گرفتند. جنایت آمریکایی در حملات گذشته به ایران کم نبوده. از آزمایش نمونههای جدید موشکی در «لامرد» گرفته تا استفاده از بمبهای فسفری در روستای «کفری». بهشهادترساندن یک خانواده در قشم تا همین خون تازه به زمین ریخته شده و تبدیل عروسی به عزا در سیریک!
عروس و داماد یا نظامی؟!نهتنها در فرهنگ ما که در بیشتر نقاط جهان گرهخوردن برخی لحظات به هم اوج تراژدی و نهایتِ یک غم است. برای مثال اگر تولدی با مرگ نوزاد یا یکی از اطرافیان همزمان شود. مرگ کودک و جوان واقعاً دردناک و تلخ هستند اما تبدیل عروسی به عزا اوج غمهاست.آمریکا در طول تاریخ شکلگیری و عمر کمتر از ۲۵۰ساله خود، نشان داده که شعف کثیفی از رنجاندن مردم جهان، میبرد. در آلبوم حکومت آمریکایی در این دو قرن و نیم زندگی استعماری و استکباری، تصاویر جنایتهای خشن کم نیست. از کشتن کودکان و زنان گرفته تا حملات ناجوانمردانه به خانه و زندگی مردم. آن هم با بهانههای تکراری نخنما شدهای مثلاینکه: آنجا محلی نظامی یا محل اختفا و تجهیز نظامی دشمن بود...حالا باید پرسید آیا هلهله شادی دو جوان که مراسم پیوند آسمانی و یکیشدنشان بود، بزم شادی مهمانها، پایکوبی و خوردن شیرینی و شربت این جشن دلنشین هم «موضع نظامی» بود؟
از مهمانی جشن تا شهادت...دشمن با کدام ادبیات قصد فریب دارد؟ رسانههای غربی با کدام توجیه و بازی رسانهای قصد تحمیق مخاطب خود را دارند؟ مخاطب مخالف تا کجا میخواهد و میتواند خودش را پشت نقاب ادبیات فریب، سادهانگاری و بهانههای عجیب، پنهان و جنایت دشمن را سفیدشویی کند؟حمله پهپادی به جشن یعنی دقیقاً «مردم»، «ایران» و «ایرانی» هدف دشمن هستند. پهپادهای آمریکایی مهمان ناخوانده مراسم زوج جوان؛ روز عشق و یکیشدنشان شدند. مهمانها که بیشترشان زن و کودک بودند، خانه و زندگی میزبان و شادی را به خاک و خون کشیدند.مهمانان شهید و مجروح شده مراسم کِی به فکرشان خطور میکرد در جشن شادی امشب قرار است، غرق به خون شوند؟ این ماجرا جای سفیدشویی دارد؟
جَو ندهید بابا!به ماجرای صف انتظار و واکنش مرد جوان موقع رصد اخبار سیریک برگردیم. به وصف احوال مردی که وقتی دیده بود یک نفر زیر یکی از پستهای مربوط به حمله آمریکا به جشن ازدواج در سیریک واکنش نشان داده و ادبیات واکنش و نوع نگاهش به ماجرا چنان عجیب به نظرش رسیده بود که آن لحظه نتوانست با هیچ واژه دیگری جز احمق، حق احساس خود را ادا کند.با او همکلام که شدیم تلفن همراهش را نشان داد. در قسمت نظرات مردمیِ پستی که در اینستاگرام تماشا میکرد، متن یک مخالف انقلاب اسلامی ایران را نشان داد. اگر درست یادمان مانده باشد، متن تقریباً این بود: «کی گفته اونجا مراسم عروسی و حنابندون بوده؟ دست و پاهاشون را که حنا نبسته بودند؛ مراسم عقد بوده نه عروسی. جَو ندین!»ماجرا از این قرار است که هموطنی اهل ذوق، حمله آمریکا به مراسم ازدواج در سیریک را با ادبیاتی لطیف وصف کرده بود که امشب مهمانهای عروسی در سیریک، دست و پایشان را با خون حنا بستند و... مردم هم از این تعبیر لطیف، تأثیر گرفته و با گذاشتن ایموجی گریه، پرچم ایران، قلب شکسته، گل پژمرده و... به این حادثه واکنش نشان داده بودند.
جای دفاع ندارد...نکته جالب ماجرا اما آنجاست که این جنایت آنقدر روشن، محکوم و وقیح بوده که جای دفاع نگذارد. درست در چنین لحظهای که همه چیز علیه دشمن است یک سرباز پیادهنظام دشمن در فضای مجازی احساس خطر میکند. جملاتی مینویسد که شبیه عملیات انتحاری علیه درک و شعور خودش به نظر میرسد.او سعی میکند هرطور شده، خدشهای به حقیقت وارد کند تا برای جنایت آمریکایی، اعتبار بخرد. این را کاملاً از جملاتش میتوان درک کرد. مردم هم در نظرات پست و برخی هم مثل آن آقا از خجالتش درآمدند و ما به این فکر میکنیم که این همه دقت و وسواس برای دفاع از باطل چه خدمتی به خود او میکند؟ چه نفعی میبرد که حتی به قیمت این همه منفور شدن، هرطور شده میخواهد از این جنایت محرز دفاع کند؟به احوال و افکار وطنفروشی فکر میکنیم که وقتی سرگذشت صفحهاش را میبینی حتی یک پست از خودش ندارد و تقریباً تمام محتوایی که در فضای مجازی به اشتراک گذاشته مدح غرب است و تحقیر ایران.
این یکی قبول نیست!به حال او پس از انتشار این خبر فکر میکنیم. درست وقتی هرکس ذرهای شرافت داشته، دلش از شنیدن این خبر تلخ به درد آمده و حتی بعض هم از موضع خودشان در انتقاد به کشور کوتاه آمدهاند و چیزهایی در محکومیت این حمله وحشیانه مینویسند. مثل این یکی که: «حمله به عروسی؛ به جشن مردم آخه! نه این یکی هیچ رقمه قبول نیست...» یا «گل به خودی بدی زد آمریکا!» حتی آن جمله که: «ولنتاین دو جوان غرق خون شد...» و ازایندست ابراز همدردی و غم کم نیست.به اضطراب آن کاربر فضای مجازی فکر میکنیم به اینکه چقدر راه را اشتباه رفته که وقتی دستش برای دفاع این همه خالی است و میبیند که هیچ بهانه و نقابی وجود ندارد و دشمن رسماً خانه، زندگی و جان مردم را هدف گرفته، میدود تا دو، سه جمله جور و از رذالت دفاع کند.
تحریف تاریخ تا تقدیم وطن! از نظر او اگر کسی به جای اینکه بگوید آمریکا مراسم عقد دو جوان را هدف حمله نظامی قرار داده، مجلس شادی را به عزا تبدیل کرده، چند نفر از جمله یک کودک به شهادت رسیدهاند وعدهای هم مصدوم شدهاند و حال خوشی ندارند، بهاشتباه یا به استعاره بگوید آمریکا به یک جشن حنابندان حمله کرده و مهمانان با ترکشهایی آمریکایی بیجان و زخمی شدند، ظلم بزرگی به بشریت و تاریخ را رسماً تحریف کرده است!به حال آن فراری از ماهیت و عظمت وطن فکر میکنیم. به آن غربپرست و سرباز دشمن در فضای مجازی. به این همه کجروی و مخالفت با وطن و هموطن. از اومیپرسیم: ایران را کِی و دقیقاً چند و به چه کسانی فروختی؟!#سیریک #لامرد #روستای_کفری #تنگه_هرمز #مدرسه_شجره_طیبه#میناب #هرمزگان #عروسی_عزا_شد#حملات_موشکی#پهپاد_آمریکایی#صهیونیست #شهدای_میناب#جنگ_رسانه #مذاکرات ۱۶:۵۵ - ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
مشاهدهٔ خبر در منبع